جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و احادیث «احادیث متفرقه، موضوعات گوناگون، مباحث مختلف» - صفحه 2

حدیث امام صادق علیه السلام

... فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كَثِيراً مَا أَذْكُرُ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَأَيَّ شَيْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: قُلْ: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»؛ تُعِيدُ ذَلِكَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ يَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ قَرِيبٍ وَ مِنْ بَعِيدٍ.

ترجمه ترجمه

[راوی می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: فدایت شوم! من بسیار به یاد حسین (علیه‌السلام) می‌افتم؛ [در آن لحظات] چه بگویم؟ فرمودند: بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» (سلام و رحمت خدا بر تو ای اباعبدالله)؛ این جمله را سه بار تکرار کن؛ چرا که این سلام، چه از نزدیک و چه از راه دور، به ایشان می‌رسد.

اندکی شرح اندکی شرح

گاهی تصور می‌کنیم برای عرض ادب به امام حسین (علیه‌السلام) حتماً باید در کربلا حضور داشته باشیم یا زیارت‌نامه‌های طولانی بخوانیم؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) به ما می‌آموزند که در میان شلوغی‌های روزمره، به محض آنکه یادِ سیدالشهدا از خاطرمان گذشت، می‌توانیم تنها با یک عرض ارادتِ کوتاه، پیوند خود را با ایشان تازه کنیم. پیام صریح روایت این است که در این ارتباط، فاصله‌های جغرافیایی کاملاً بی‌اثرند؛ همین که این کلماتِ کوتاه بر زبان جاری شود، سلامِ ما از هر کجای دنیا که باشیم، به ایشان می‌رسد و مسافت‌های طولانی هیچ مانعی برای دریافت این عرض ارادت نیست.


حدیث امام صادق علیه السلام

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ يُجَهِّزُ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَخْرُجْ لِعِلَّةٍ تُصِيبُهُ أَوْ لِقِلَّةِ نَصِيبِهِ؟ قَالَ (علیه‌السلام): يُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ، وَ يُخْلِفُ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ، وَ يُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِيُصِيبَهُ وَ يُدْفَعُ عَنْهُ، وَ يُحْفَظُ فِي مَالِهِ.

ترجمه ترجمه

راوی می‌گوید: [به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: پاداش کسی که هزینه سفر دیگری را [برای زیارت امام حسین علیه‌السلام] تأمین کند، اما خودش به دلیل گرفتاری یا تنگدستی نتواند به این سفر برود چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمودند: خداوند در برابر هر درهمی که خرج کرده، به عظمت کوه اُحُد به او نیکی و حسنه می‌بخشد؛ چندین برابرِ آنچه را که هزینه کرده به او برمی‌گرداند؛ بلاهایی را که مقدر شده به او برسد، از او دور و دفع می‌کند؛ و دارایی‌اش را [از آسیب و نابودی] محفوظ می‌دارد.

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت جایگاه بی‌نظیر «زیارت امام حسین (علیه‌السلام)» و ارزشِ بانی شدن برای زائرانِ ایشان را نشان می‌دهد. گاهی انسان به دلیل مشکلات مالی، بیماری یا گرفتاری‌های روزمره، توفیق حضور در این سفر را پیدا نمی‌کند؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند اگر پای رفتن نداریم، می‌توانیم با تأمین هزینه سفرِ یک زائر دیگر، خود را در این مسیر شریک کنیم. خداوند برای چنین شخصی سنگ تمام می‌گذارد؛ نه تنها پاداش معنویِ عظیمی به او می‌بخشد، بلکه در همین دنیا نیز چند برابرِ آن هزینه را به او برمی‌گرداند، بلاهای حتمی را از جانش دور می‌کند و به مالش برکت و امنیت می‌دهد.


آیه خداوند متعال

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا ... ‎﴿١٤﴾

ترجمه ترجمه

و [فرعونیان] با آنکه در عمق جانشان به حقانیتِ آن [معجزات] یقین داشتند، اما از روی ستمگری و برتری‌جویی، آن را انکار کردند.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه با قرار دادنِ دو کلمه «یقین» (اسْتَيْقَنَتْهَا) و «انکار» (جَحَدُوا) در کنار هم، پرده از یک واقعیتِ بسیار مهم برمی‌دارد: «دانستن» با «ایمان داشتن» فرق دارد. خیلی‌ها گمان می‌کنند همین که با دلیل و منطق حقیقتی را فهمیدند، کار تمام است و به آن ایمان آورده‌اند. اما علم به تنهایی ایمان نیست؛ بلکه ایمان معجونی از «علمِ عقل» و «همراهیِ دل» است. برای درک بهتر این موضوع، کسی را در نظر بگیرید که از نظر علمی «یقین» دارد سیگار کشنده است، اما باز هم سیگار می‌کشد. در اینجا عقلِ او ضررِ سیگار را فهمیده، اما به این مضر بودن «ایمان» نیاورده است؛ چرا که دلش هنوز درگیرِ لذتِ آن است و با عقل همراهی نمی‌کند.

اما در پذیرش حقایق الهی، چرا دل زیر بارِ حقیقتی که عقل فهمیده نمی‌رود؟ آیه دلیلِ این نوع لجبازی را «ظُلماً و عُلُوّاً» (ستم و برتری‌جویی) می‌داند. در این ماجرا، فرعونیان معجزات حضرت موسی را دیدند و عقلشان کاملاً فهمید که او بر حق است؛ اما پیش خودشان حساب کردند که اگر این حقیقت را بپذیرند، باید از قدرت، ثروت و جایگاهِ خداییِ خود دست بکشند. در واقع، چون «دلِ» آن‌ها اسیرِ این منافع و غرور بود، با عقلشان همراهی نکرد و با اینکه در درونشان می‌دانستند حق چیست، آگاهانه آن را پس زدند.

برای حل این مشکل باید بدانیم که روشِ همراه کردنِ «عقل» با روشِ همراه کردنِ «دل» کاملاً متفاوت است. عقل با استدلال، منطق و مطالعه قانع می‌شود؛ اما دل با «تقوا، مراقبت و عمل» رام می‌شود. برنامه‌های عملیِ دین {مثل نماز اول وقت، بیداریِ سحر، انتخاب دوستِ مناسب، یا رفتن به زیارت اربعین} در کنار سایر حکمت‌ها و برکاتشان، نقش بسیار مهمی در همین زمینه دارند. این اعمالِ مستمر، دل را نرم و تربیت می‌کنند تا در برابر حقیقتی که عقل فهمیده، لجبازی نکند و با آن هماهنگ شود.


آیه خداوند متعال

ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ ‎﴿١٠﴾‏

ترجمه ترجمه

در نهایت، سرانجامِ کسانی که مرتکبِ زشتی‌ها شدند، به آنجا ختم شد که آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آن‌ها را به مسخره می‌گرفتند.

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن در این آیه، به یکی از ظریف‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین ویژگی‌های درون انسان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه «رفتارِ غلط، عقیده را نابود می‌کند». وقتی انسان دست به گناه و زشتی می‌زند، در درونش دچار یک تضادِ آزاردهنده و عذاب وجدان می‌شود؛ چرا که رفتارِ او با باورهایش {مثل وجود خدا و روز حساب} هم‌خوانی ندارد. در این نقطه، فرد بر سر یک دوراهی قرار می‌گیرد: یا باید از گناه دست بکشد تا آرامش درونی‌اش برگردد، یا باید باورش را تغییر دهد تا بتواند بدون مزاحمتِ وجدان، به مسیرِ خطای خود ادامه دهد. وقتی کسی بر گناه پافشاری می‌کند و نمی‌خواهد از آن دست بکشد، ناچاراً راه دوم را انتخاب می‌کند. او برای توجیهِ سبک زندگی‌اش و خاموش کردنِ کاملِ صدای وجدان، ابتدا صورت‌مسئله را پاک کرده و حقیقت را «انکار» می‌کند (كَذَّبُوا). اما کار به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ او برای اینکه به خودش و دیگران ثابت کند که هیچ ترسی در دل ندارد و راهش کاملاً درست است، حالت تهاجمی می‌گیرد و مقدسات را به «تمسخر» می‌کشد (يَسْتَهْزِئُونَ). در واقع، قرآن به زیبایی نشان می‌دهد که ریشه بسیاری از دین‌ستیزی‌ها و تمسخرِ حقایق، نه در استدلال‌های منطقی، بلکه در لجاجتِ ناشی از آلودگی‌های عملی است.


حدیث امام علی علیه السلام

انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ، فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ، وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ؛ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى، وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى. فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا؛ وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا، وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا.

ترجمه ترجمه

[ای مردم!] به اهل‌بیت پیامبرتان چشم بدوزید؛ همواره در مسیر آنان گام بردارید و پا جای پایشان بگذارید؛ چرا که آنان هرگز شما را از راه هدایت بیرون نمی‌برند و به تباهی و گمراهی بازنمی‌گردانند. پس اگر توقف کردند [و دست نگه داشتند]، شما نیز توقف کنید، و اگر به پا خاستند، شما هم به پا خیزید. از آنان پیشی نگیرید که گمراه می‌شوید، و از ایشان عقب نمانید که نابود خواهید شد.

اندکی شرح اندکی شرح

امام علی (علیه‌السلام) در این خطبه، یک شاخصِ قطعی برای در امان ماندن از انحراف ارائه می‌دهند. از آنجا که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دارای مقام «عصمت» هستند، تنها راهنمایانی محسوب می‌شوند که پیروی از آن‌ها، سعادت انسان را صددرصد تضمین می‌کند. منطقِ امام بسیار روشن و عقلانی است: در یک مسیر سخت و مه‌آلود، اگر از راهنمای راه‌بلد جلو بزنیم، قطعاً گم می‌شویم و اگر از سرِ ترس یا خستگی عقب بمانیم، آسیب می‌بینیم. تنها راهِ سالم رسیدن، «هم‌قدمیِ مطلق» با رهبران الهی است؛ چه زمانی که مانند امام حسن (علیه‌السلام) مصلحت را در نرمش و توقف می‌بینند، و چه زمانی که مانند امام حسین (علیه‌السلام) فرمانِ قیام و مبارزه صادر می‌کنند.

این منطقِ عقلانی و تشکیلاتی، مختصِ زمان حضور امام معصوم نیست؛ بلکه در دوران غیبت نیز، امتدادِ همین مسیر در پیروی از «ولی‌فقیه» تجلی می‌یابد. در بزنگاه‌های حساسِ سیاسی و اجتماعی، معمولاً دو گروه به کشور آسیب می‌زنند: اول کسانی که از روی احساسات، کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند و با تندروی، جلوتر از رهبری حرکت کرده و هزینه‌تراشی می‌کنند؛ و دوم کسانی که به خاطر محافظه‌کاری یا عافیت‌طلبی، وقتی باید پای کار باشند، جا می‌زنند. کلام امام به ما می‌آموزد که هنرِ حرکتِ درست، تنظیمِ دقیقِ سرعت با ضرب‌آهنگِ رهبری است؛ نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقب‌تر.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ، وَ يَأْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُخْدَعُ عَنْ جَنَّتِهِ، وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ.

ترجمه ترجمه

مبادا از کسانی باشی که به خاطر گناهانِ مردم، نگرانِ عاقبتِ آن‌ها هستند، اما خود را از کیفرِ گناهِ خویش در امان می‌دانند! بی‌شک خداوندِ تبارک و تعالی را نمی‌توان برای ورود به بهشتش فریب داد، و به آنچه نزد اوست [از پاداش و جایگاه امن] جز با فرمان‌برداری‌اش نمی‌توان دست یافت.

اندکی شرح اندکی شرح

پیام این روایت بسیار روشن است: از کسانی نباشیم که مدام حواسشان به عیب و خطای دیگران است، اما از اشتباهات خودشان کاملاً غافل‌اند. گاهی افراد مدام روی ایرادات مردم دست می‌گذارند و به بقیه هشدار می‌دهند، اما یادشان می‌رود که خودشان هم پر از نقطه‌ضعف‌اند و خیال می‌کنند از عواقبِ کارهای خودشان در امان‌اند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند با این کارها نمی‌شود خدا را فریب داد. صرفِ اینکه حرف‌های قشنگ بزنیم، شعارِ خوبی بدهیم و از بقیه بخواهیم درست رفتار کنند، برای سعادتمند شدنِ ما کافی نیست. تنها راهش این است که خودمان واقعاً «اهل عمل» باشیم و به اصولی که خداوند برای رشد و نجاتمان تعیین کرده، پایبند بمانیم.


حدیث امام صادق علیه السلام

لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ، وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ.

ترجمه ترجمه

فریب نماز و روزه افراد را نخورید؛ چرا که گاهی انسان چنان به نماز و روزه عادت می‌کند که اگر آن را کنار بگذارد، دچار اضطراب [و ناآرامی] می‌شود. بلکه آنان را با «راست‌گویی» و «امانت‌داری» بیازمایید.

اندکی شرح اندکی شرح

ما در تصمیمات مهم زندگی {مثل ازدواج، شراکت مالی یا سپردن مسئولیت‌ها} ناگزیریم افراد را ارزیابی کنیم. گاهی دیدنِ تقوای ظاهریِ یک نفر (مثل نماز و روزه) باعث می‌شود چشم‌بسته به او اعتماد کنیم. اما این روایت هشدار می‌دهد که عباداتِ فردی، گاهی از روی اخلاص نیستند؛ بلکه صرفاً به یک «عادتِ رفتاری» تبدیل شده‌اند، تا جایی که شخص اگر آن‌ها را ترک کند، نه از ترس خدا، بلکه صرفاً به خاطر به هم خوردنِ عادتش احساس ناآرامی می‌کند. به همین دلیل، امام (علیه‌السلام) برای سنجش عیارِ واقعیِ افراد، ما را به «رفتار اجتماعی» آن‌ها ارجاع می‌دهند. در بزنگاه‌هایی که پای منافع شخصی به میان می‌آید، دروغ گفتن یا خیانت بسیار وسوسه‌انگیز است. کسی که در این شرایطِ سخت، روی خواسته‌ی نفسِ خود پا می‌گذارد و «راست‌گویی» و «امانت‌داری» را انتخاب می‌کند، نشان می‌دهد که دین‌داری‌اش ریشه‌دار و واقعی است، نه صرفاً یک عادتِ ظاهری.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِنَّ مِمَّنْ يَنْتَحِلُ هَذَا الْأَمْرَ لَيَكْذِبُ حَتَّى إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَحْتَاجُ إِلَى كَذِبِهِ.

ترجمه ترجمه

به راستی در میان کسانی که خود را به این امر [= مکتب اهل‌بیت] نسبت می‌دهند، افرادی هستند که چنان دروغ می‌گویند که حتی شیطان هم به دروغِ آن‌ها محتاج می‌شود!

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت هشداری جدی به کسانی است که خود را پیرو اهل‌بیت می‌دانند، اما گناهِ دروغ را در رفتارشان عادی کرده‌اند. وقتی کسی ادعای حضور در مسیر حق را دارد ولی به راحتی دروغ می‌گوید، عملاً به ابزار دست شیطان تبدیل می‌شود. دلیلِ نیازمندیِ شیطان به این افراد آن است که وسوسه‌های پنهانِ او همیشه کارساز نیست؛ اما دروغِ کسی که به دین و اهل‌بیت منتسب است، چنان تأثیر مخربی دارد و باعث بدبینی یا انحرافِ دیگران می‌شود که شیطان برای پیشبرد اهدافش، به او و دروغ‌هایش تکیه می‌کند.


آیه خداوند متعال

بَلَىٰ ۚ إِن تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ‎﴿١٢٥﴾

ترجمه ترجمه

آری! اگر ایستادگی کنید و تقوا پیشه سازید، و دشمنان در همین لحظه [و با جوش و خروش] بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی نشان‌دار [و مجهز] یاری خواهد کرد. (۱۲۵)

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن تأکید دارد که امدادهای غیبی و یاریِ خداوند، تصادفی یا بی‌قیدوشرط نیست؛ بلکه دقیقاً به دو عاملِ کلیدی بستگی دارد: اول «ایستادگی و مقاومت» (صبر) و دوم «رعایتِ مرزهای الهی» (تقوا). پیامِ امیدبخشِ آیه این است که اگر جامعه‌ی مؤمنان در برابر هجومِ ناگهانی و پرهیاهوی دشمن جا نزند، نترسد و به اصولِ خود پایبند بماند، خداوند معادلاتِ مادی را بر هم زده و با لشکریانی از غیب، به پشتیبانیِ آن‌ها خواهد آمد.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‎﴿٥١﴾‏ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ ‎﴿٥٢﴾

ترجمه ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را به عنوان سرپرست و تکیه‌گاهِ خود نگیرید؛ آنان [در برابر شما، تنها] حامی و سرپرستِ یکدیگرند. و هر کس از شما که ولایتِ آنان را بپذیرد [و به آن‌ها تکیه کند]، قطعاً از خودِ آن‌ها محسوب می‌شود. بی‌شک خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند. (۵۱) اما کسانی را که در دل‌هایشان بیماری [ترس و ضعفِ ایمان] است می‌بینی که برای [نزدیکی به] آنان بر یکدیگر سبقت می‌گیرند و [در توجیه کارشان] می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه ناگواری برایمان پیش بیاید [و دچار بحران شویم]!» اما امید است خداوند پیروزیِ [قاطعی] یا پیشامدی از جانب خود [به نفع مؤمنان] پیش آورد، تا آنان از آنچه در دل‌های خود پنهان می‌کردند [و پنهانی به دشمن دل می‌بستند]، سخت پشیمان شوند. (۵۲)

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن کریم در این آیات، دیپلماسی، گفت‌وگو یا معاهداتِ عادلانه را نفی نمی‌کند؛ بلکه آنچه به شدت مذموم دانسته و از آن نهی می‌کند، «پذیرشِ هژمونی و سرپرستیِ بیگانگان» (اتخاذِ اولیاء) و گره زدنِ سرنوشتِ جامعه به دستِ آن‌هاست. قرآن ریشه این تمایلِ افراطی برای پناه بردن به آغوش دشمن را نه در یک دیپلماسیِ عقلانی، بلکه در «بیماریِ دل» و «ترس از بحران‌ها» (نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ) می‌داند. در واقع، افرادِ مرعوب گمان می‌کنند با انفعال، امتیاز دادن و زیرِ بلیتِ دشمن رفتن، می‌توانند برای خود امنیت و رفاه بخرند؛ در حالی که تکیه بر جبهه‌ای که تنها حامیِ منافعِ خودش است (بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ)، در نهایت دستاوردی جز خسارت و پشیمانی نخواهد داشت.


حدیث امام کاظم علیه السلام

إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ، وَبِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِي كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْهَا، وَأَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِي كَانَ يُصْعَدُ فِيهَا بِأَعْمَالِهِ؛ وَثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ، كَحِصْنِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَهَا.

ترجمه ترجمه

هرگاه مؤمن [دین‌شناس] از دنیا برود، فرشتگان بر او می‌گریند؛ و نیز قطعه‌هایی از زمین که روی آن‌ها خدا را عبادت می‌کرده، و درهای آسمان که اعمالش از آن‌ها بالا می‌رفته است [در سوگ او اشک می‌ریزند]. با مرگ او، رخنه‌ای در اسلام پدید می‌آید که هیچ چیز نمی‌تواند آن را پر کند؛ چرا که مؤمنانِ آگاه و دین‌شناس، دژهای نگهبانِ اسلام‌اند؛ درست مانند دژ و حصاری که از یک شهر محافظت می‌کند.

اندکی شرح اندکی شرح

تشبیه مؤمنِ دانا به «دژ و حصار شهر»، گویای این حقیقت است که انسان‌های دین‌شناس، صرفاً آدم‌های خوب و عابدی نیستند، بلکه مثل یک سپر محکم در برابر انحرافات و هجوم شبهات عمل می‌کنند. به همین دلیل، وقتی از دنیا می‌روند، جای خالی‌شان با هیچ‌چیز پر نمی‌شود و ضربه‌ای به دین وارد می‌شود که به این راحتی‌ها قابل جبران نیست.


حدیث امام علی علیه السلام

مَنْ تَوَرَّطَ فِي الْأُمُورِ غَيْرَ نَاظِرٍ فِي الْعَوَاقِبِ، فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمُفْضِحَاتِ النَّوَائِبِ.

ترجمه ترجمه

هر کس بدون دوراندیشی و در نظر گرفتنِ عواقبِ کارها، خود را [نسنجیده] در آن‌ها درگیر کند، بی‌شک خود را در معرضِ مصیبت‌های رسواکننده قرار داده است.

اندکی شرح اندکی شرح

این کلام حکیمانه به اهمیت «دوراندیشی و عاقبت‌سنجی» پیش از انجام هر کاری اشاره دارد. امام هشدار می‌دهد که تاوانِ بی‌گدار به آب زدن، فقط یک ضررِ ساده نیست؛ بلکه گرفتاری در «مُفْضِحَات» است؛ یعنی شکست‌های تلخ و خجالت‌آوری که اعتبار، تدبیر و جایگاه فرد را در نگاه دیگران زیر سؤال می‌برد و مایه شرمندگی او می‌شود. در واقع، تفکرِ پیش از عمل، سپر دفاعی انسان در برابر رسوایی‌ها و شکست‌های سنگین است.


حدیث امام علی علیه السلام

إِنَّمَا زَهَّدَ النَّاسَ فِي طَلَبِ الْعِلْمِ كَثْرَةُ مَا يَرَوْنَ مِنْ قِلَّةِ مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ‏.

ترجمه ترجمه

آنچه مردم را به تحصيل دانش بى‌رغبت كرده، اين است كه مى‌بينند كمتر عالمى است كه به علمش عمل كند.


حدیث امام علی علیه السلام

سَأَلَهُ ذِعْلِبٌ الْيَمَانِيُّ فَقَالَ: هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ علیه السلام: أَ فَأَعْبُدُ مَا لَا أَرَى؟ قَالَ: وَ كَيْفَ تَرَاهُ؟ قَالَ: لَا تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِيَانِ وَ لَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ.

ترجمه ترجمه

ذعلب يمانى پرسيد «اى امير مؤمنان، آيا پروردگارت را ديده‌اى؟» فرمود «آيا چيزى را كه نبينم، مى‌پرستم؟» ذعلب گفت: «چگونه او را مى‌بينى؟» فرمود: چشم‌ها هرگز او را آشكار نمى‌بينند، اما دل‌ها با ايمانِ درست او را در مى‌يابند.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِنَّ أَهْلَ الْحَقِّ لَمْ يَزَالُوا مُنْذُ كَانُوا فِي شِدَّةٍ، أَمَا إِنَّ ذَلِكَ إِلَىٰ مُدَّةٍ قَلِيلَةٍ وَ عَافِيَةٍ طَوِيلَةٍ.

ترجمه ترجمه

بی‌شک اهل حق از همان ابتدا همواره در سختی بوده‌اند؛ اما آگاه باشید که این دورانِ سختی کوتاه است و [در پیِ آن] آرامش و آسایشی طولانی خواهد بود.

اندکی شرح اندکی شرح

ایستادن پای حق، همیشه با سختی و هزینه همراه بوده است. اما امام برای اینکه در این مسیر خسته نشویم، روی یک نکته مهم دست می‌گذارند؛ اینکه سختی‌های مسیر حق هرچقدر هم زیاد باشد، بالاخره تمام می‌شود و موقتی است، ولی نتیجه‌اش یک آرامش و آسایش همیشگی است. وقتی انسان بداند بعد از یک رنج کوتاه قرار است به یک راحتیِ طولانی برسد، تحمل آن سختی برایش بسیار آسان‌تر می‌شود.


فیش‌ها

تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی
عضویت در کانال ایتا کانال آیات و احادیث موضوعی در ایتا
ورود