امام باقر علیه السلام
يُحْشَرُ الْعَبْدُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَا نَدِيَ دَماً، فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَةِ أَوْ فَوْقَ ذَلِكَ، فَيُقَالُ لَهُ: هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ. فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّكَ قَبَضْتَنِي وَ مَا سَفَكْتُ دَماً. فَيَقُولُ: بَلَى، سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَايَةَ كَذَا وَ كَذَا، فَرَوَيْتَهَا عَلَيْهِ، فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَيْهَا، وَ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِهِ.
ترجمه
بنده در روز قیامت محشور میشود در حالی که [در دنیا] دستش به هیچ خونی آلوده نشده است؛ اما ظرفی شبیه به شیشه حجامت [پر از خون] یا بیشتر از آن به دست او میدهند و میگویند: «این سهم تو از خون فلان شخص است.» او میگوید: «پروردگارا! تو خود میدانی تا روزی که جانم را گرفتی، من خون کسی را نریخته بودم!» خداوند میفرماید: «آری، اما تو از فلان شخص، فلان حرف و سخن را شنیدی و آن را به زیان او بازگو کردی؛ پس این سخن دهان به دهان چرخید تا به گوش فلان ستمگر رسید و او را به خاطر همان حرف کشت؛ و حالا این سهم تو از خون اوست.»
اندکی شرح
این روایت هشدار تکاندهندهای درباره «مسئولیت کلمات» و پیامدهای غیرمستقیمِ حرفهای ماست. گاهی انسان مستقیماً دست به جنایت یا ظلمی نمیزند، اما با نقلِ یک حرف، افشای یک راز یا پخش کردن یک خبر، زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند که در نهایت به نابودی یا آسیب دیدن یک انسان ختم میشود. پیام اصلی حدیث این است که در دستگاه عدالت الهی، ما فقط در برابر کارهایی که با دستمان انجام دادهایم مسئول نیستیم؛ بلکه شریک در جرمی هستیم که با زبانمان زمینهسازِ آن شدهایم. کلماتی که بیمحابا دهان به دهان میچرخانیم، میتوانند به سلاحی بُرنده در دست ستمگران تبدیل شوند و ما را در گناهِ ریخته شدنِ خون یا پایمال شدنِ حق دیگران شریک کنند.