امام کاظم علیه السلام
إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ، وَبِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِي كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْهَا، وَأَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِي كَانَ يُصْعَدُ فِيهَا بِأَعْمَالِهِ؛ وَثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ، كَحِصْنِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَهَا.
ترجمه
هرگاه مؤمن [دینشناس] از دنیا برود، فرشتگان بر او میگریند؛ و نیز قطعههایی از زمین که روی آنها خدا را عبادت میکرده، و درهای آسمان که اعمالش از آنها بالا میرفته است [در سوگ او اشک میریزند]. با مرگ او، رخنهای در اسلام پدید میآید که هیچ چیز نمیتواند آن را پر کند؛ چرا که مؤمنانِ آگاه و دینشناس، دژهای نگهبانِ اسلاماند؛ درست مانند دژ و حصاری که از یک شهر محافظت میکند.
اندکی شرح
تشبیه مؤمنِ دانا به «دژ و حصار شهر»، گویای این حقیقت است که انسانهای دینشناس، صرفاً آدمهای خوب و عابدی نیستند، بلکه مثل یک سپر محکم در برابر انحرافات و هجوم شبهات عمل میکنند. به همین دلیل، وقتی از دنیا میروند، جای خالیشان با هیچچیز پر نمیشود و ضربهای به دین وارد میشود که به این راحتیها قابل جبران نیست.