جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 370 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و روایات درباره صفات اخلاقی

خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿٤٥﴾‏ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَ اصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‎﴿٤٦﴾

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که [در میدان رویارویی] با گروهی [از دشمنان] برخورد کردید، ثابت‌قدم بمانید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار [و پیروز] شوید. (۴۵) و از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و با یکدیگر نزاع و کشمکش نکنید؛ چرا که سست می‌شوید و قدرت و شوکتتان از بین می‌رود. و شکیبایی پیشه کنید؛ بی‌شک خداوند با شکیبایان است. (۴۶)

اندکی شرح

قرآن روی یک «آفتِ درونیِ مُهلک» دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد که کشمکش‌های داخلی و دوقطبی‌های کاذب، شما را از درون پوک می‌کند (فَتَفْشَلُوا) و اُبُهت و قدرتِ بازدارندگی‌تان را در چشم دشمن بر باد می‌دهد (وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ).

اما یک سوال: آیا برای حفظ وحدت و پرهیز از نزاع، باید در برابر تفکراتِ غلط (مثل اعتماد به دشمن) سکوت کرد و به انفعال تن داد؟ قرآن پاسخ را در متنِ همین آیات داده است؛ محورِ این همبستگی باید «اطاعت از خدا و پیامبر» (پایبندی به اصول و خط رهبری) و هدفِ آن «ایستادگی در برابر دشمن» (فَاثْبُتُوا) باشد. در واقع، قرآن ما را به «وحدت بر محورِ مقاومت» فرامی‌خواند، نه وحدت بر سرِ تسلیم!

نکته‌ی بسیار ظریف اینجاست که قرآن از «تَنازُع» (یقه‌گیری، توهین، لجبازی و تخریبِ یکدیگر) نهی می‌کند، نه از «دفاع از حق». پافشاریِ منطقی بر اصول و روشنگریِ دلسوزانه برای آگاه کردنِ جامعه، مصداقِ نزاع و تفرقه‌افکنی نیست؛ بلکه یک وظیفه‌ی قطعی است. ما موظفیم روی خطِ مقاومت محکم بایستیم، اما با ادبیاتی مستدل و بدونِ پرخاشگری؛ تا هم «اصول» حفظ شود و هم «انسجامِ» جامعه در برابر دشمن آسیب نبیند.


خداوند متعال

بَلَىٰ ۚ إِن تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ‎﴿١٢٥﴾

ترجمه

آری! اگر ایستادگی کنید و تقوا پیشه سازید، و دشمنان در همین لحظه [و با جوش و خروش] بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی نشان‌دار [و مجهز] یاری خواهد کرد. (۱۲۵)

اندکی شرح

قرآن تأکید دارد که امدادهای غیبی و یاریِ خداوند، تصادفی یا بی‌قیدوشرط نیست؛ بلکه دقیقاً به دو عاملِ کلیدی بستگی دارد: اول «ایستادگی و مقاومت» (صبر) و دوم «رعایتِ مرزهای الهی» (تقوا). پیامِ امیدبخشِ آیه این است که اگر جامعه‌ی مؤمنان در برابر هجومِ ناگهانی و پرهیاهوی دشمن جا نزند، نترسد و به اصولِ خود پایبند بماند، خداوند معادلاتِ مادی را بر هم زده و با لشکریانی از غیب، به پشتیبانیِ آن‌ها خواهد آمد.


خداوند متعال

وَ إِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ‎﴿١٢﴾‏ أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَ تَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٣﴾‏ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٤﴾

ترجمه

اما اگر پس از پیمان بستن، تعهداتشان را شکستند و آیینِ شما را مورد هجمه قرار دادند، در این صورت با سردمدارانِ کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان اساساً هیچ پایبندی به پیمان‌هایشان ندارند [و امضا و قولشان بی‌اعتبار است]، باشد که [با این قاطعیت، از گستاخی و بدعهدی] دست بردارند. (۱۲) آیا با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند و برای اخراج پیامبر نقشه کشیدند، نمی‌جنگید؟! در حالی که آن‌ها بودند که نخستین بار [دشمنی و تجاوز را] آغاز کردند. آیا از آن‌ها می‌ترسید؟! در صورتی که اگر واقعاً مؤمن هستید، خداوند سزاوارتر است که از او حساب ببرید. (۱۳) با آنان بجنگید تا خداوند آن‌ها را به دستِ شما مجازات کند و خوار و رسوایشان سازد، و شما را بر آنان پیروز گرداند، و سینه‌های [پر از درد و خشمِ] مردمِ باایمان را شفا و آرامش بخشد. (۱۴)

اندکی شرح

قرآن تأکید می‌کند وقتی سردمداران کفر با وقاحت تعهداتشان را زیر پا می‌گذارند و ذاتاً ارزشی برای امضای خود قائل نیستند (لَا أَيْمَانَ لَهُمْ)، دیگر جای انفعال و مماشات نیست. خداوند در آیه سیزدهم، ریشه انفعال را «ترس از قدرتِ پوشالیِ دشمن» می‌داند و تأکید می‌کند که مؤمنانِ واقعی به جای ترس از هیاهوی دشمن، تنها باید از خداوند حساب ببرند. در نهایت، راهکارِ قطعی را «ایستادگی و اقدامِ متقابل» معرفی می‌کند؛ چرا که اراده خداوند بر این قرار گرفته که هیمنه و گستاخیِ این پیمان‌شکنان را نه با معجزه‌ای از آسمان، بلکه «به دستِ خودِ مؤمنان» (بِأَيْدِيكُمْ) در هم بشکند و این‌گونه، درد و خشمِ انباشته‌شده در سینه آنان را التیام بخشد.


یه پیشنهاد: آیات و احادیث به صورت هم‌زمان در اپلیکیشن «هدیه صلوات» و کانال ایتای «آیات و احادیث» نیز منتشر می‌شوند. برای دریافت منظم و راحت‌تر آنها می‌توانید از این دو بستر استفاده کنید:

اپلیکیشن هدیه صلوات عضویت در کانال ایتا

خداوند متعال

وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ‎﴿١٠٤﴾

ترجمه

و در تعقیبِ دشمن سستی نورزید؛ اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌کشید، آنان نیز همانند شما درد و رنج می‌کشند؛ با این تفاوت که شما از خداوند امیدی [چون یاری و پاداش] دارید که آنان ندارند؛ و خداوند همواره دانا و حکیم است.

اندکی شرح

قرآن کاملاً واقع‌بینانه می‌پذیرد که در مسیرِ مبارزه، مؤمنان نیز دچار آسیب و خستگی می‌شوند؛ اما برای جلوگیری از ناامیدی، یادآوری می‌کند که دشمن هم دقیقاً همین درد و رنج‌ها را تحمل می‌کند. نقطه برتری و تفاوتِ اصلی در «امید» است؛ مؤمنان به لطف و حمایتِ خداوندی دل‌گرم‌اند که دشمنان از آن محروم‌اند. همین پشتوانه معنوی است که باید موتور محرکِ انسان برای ایستادگی باشد و مانع از سستی و عقب‌نشینی شود.


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، هَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِالدُّمُوعِ، ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «تَدْمَعُ الْعَيْنُ، وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ، وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ؛ وَ إِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمُ لَمَحْزُونُونَ».

ترجمه

هنگامی که ابراهیم، فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت، چشمان پیامبر پر از اشک شد. سپس ایشان فرمودند: «چشم اشک می‌ریزد و دل غصه می‌خورد، اما هرگز حرفی نمی‌زنیم که خدا را ناخشنود کند؛ ای ابراهیم، ما در غمِ از دست دادنِ تو واقعاً اندوهگینیم.»

اندکی شرح

این روایت به زیبایی نشان می‌دهد که دین هیچ تضادی با احساساتِ طبیعیِ انسان ندارد. گریه کردن و غصه خوردن در سوگ عزیزان، یک واکنش کاملاً انسانی است و حتی پیامبر خدا نیز در داغ فرزندش بی‌اختیار اشک می‌ریزد. پیام اصلی این کلام آن است که تسلیم بودن در برابر خدا به معنای بی‌احساس بودن نیست؛ بلکه هنرِ بندگی این است که در اوج غم، اعتمادمان را به حکمت و مهربانیِ خدا از دست ندهیم و با حرف‌های ناامیدکننده و ناشکری، هم آرامشِ درونیمان را به هم نزنیم و هم خود را از لطف و رحمتِ پروردگار محروم نکنیم.


خداوند متعال

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‎﴿١٣﴾

ترجمه

ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را به صورت ملت‌ها و قبیله‌های گوناگون درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید [و با هم ارتباط برقرار کنید]؛ قطعاً ارزشمندترینِ شما نزد خداوند، باتقواترینِ شماست. یقیناً خداوند [به درون و اعمال شما] کاملاً دانا و آگاه است.

اندکی شرح

این آیه خط بطلانی بر تمام تبعیض‌های نژادی، جنسیتی و طبقاتی می‌کشد. قرآن صراحتاً اعلام می‌کند که تفاوت در جنسیت (زن یا مرد بودن) و تفاوت در نژاد و ملیت، صرفاً برای «شناخت متقابل» و شکل‌گیری ارتباطات انسانی است، نه دلیلی برای برتری‌جویی. در منطق خداوند، نه مرد بودن امتیاز است و نه زن بودن؛ نه تعلق به فلان نژاد افتخار است و نه ثروت و مقام. تنها معیارِ واقعی برای سنجشِ ارزش انسان‌ها «تقوا» (خویشتن‌داری و رعایت حریم الهی) است. از آنجا که تقوا یک ویژگی کاملاً درونی و اکتسابی است، راه رسیدن به بالاترین درجاتِ انسانی برای همه افراد، فارغ از جنسیت و ملیت، کاملاً باز و برابر است.


امام علی علیه السلام

الْآنَ فَاعْمَلُوا، وَالْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ، وَالْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ، وَالْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ، وَالْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ، وَالْمَجَالُ عَرِيضٌ.

ترجمه

همین حالا دست به کار شوید [و عمل کنید]؛ تا زمانی که زبان‌ها گویاست، بدن‌ها سالم و اندام‌ها نرم و فرمان‌پذیرند؛ تا راه بازگشت [و جبران گذشته] باز است و فرصتِ پیشِ رو، وسیع و گسترده است.

اندکی شرح

انسان معمولاً کارهای مهم، تغییر دادن مسیر زندگی یا جبران اشتباهات را به آینده موکول می‌کند؛ با این توهم که در آینده هم دقیقاً همین توانایی و شرایط فعلی را خواهد داشت. اما این حدیث یادآوری می‌کند که ابزارهای اصلی ما برای هرگونه اقدام و تغییری (زبانِ گویا، بدنِ سالم، انعطاف‌پذیری جسمی و فرصتِ زمانی) همگی تاریخ انقضا دارند. پیش از آنکه بیماری، پیری یا مرگ این سرمایه‌ها را از ما بگیرد و قدرتِ جبران سلب شود، باید از تنها داراییِ قطعیِ خود، یعنی «اکنون»، استفاده کرد.


امام علی علیه السلام

السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً، فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَتَذَمُّمٌ.

ترجمه

سخاوت [واقعی] آن است که آغازگرانه (بدون درخواست) باشد؛ اما آنچه پس از درخواست داده شود، از روی شرم و برای گریز از سرزنش است.

اندکی شرح

بخشندگیِ حقیقی آن است که انسان پیش از آنکه نیازمند مجبور به بیان نیاز خود شود و آبرویش به خطر بیفتد، به او یاری رساند. کمکی که پس از تقاضا صورت می‌گیرد، غالباً نه از روی کرمِ خالص، بلکه به دلیل فشار روانی، رودربایستی و ترس از بخیل شمرده شدن است.


امام علی علیه السلام

مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ، أَسَاءَ الْعَمَلَ.

ترجمه

هر کس آرزو[های مادی] را طولانی کند، کردارش را زشت و تباه می‌سازد.

اندکی شرح

آرزوهای دراز و دست‌نیافتنی، تمام تمرکز و توان انسان را معطوف به آینده‌ای موهوم می‌کند و او را از واقعیت‌ها و وظایفِ حال حاضر غافل می‌سازد. این غفلت، سبب می‌شود انسان برای رسیدن به آن آرزوها، مرزهای اخلاق را زیر پا بگذارد و به کارهای نادرست دست بزند.


امام جواد علیه السلام

عَنْ قَاسِمٍ الصَّيْقَلِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا (علیه‌السلام): أَنِّي أَعْمَلُ أَغْمَادَ السُّيُوفِ مِنْ جُلُودِ الْحُمُرِ الْمَيْتَةِ، فَيُصِيبُ ثِيَابِي، فَأُصَلِّي فِيهَا؟ فَكَتَبَ (علیه‌السلام) إِلَيَّ: «اتَّخِذْ ثَوْباً لِصَلَاتِكَ». فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي (علیه‌السلام): كُنْتُ كَتَبْتُ إِلَى أَبِيكَ (علیه‌السلام) بِكَذَا وَكَذَا، فَصَعَّبَ عَلَيَّ ذَلِكَ ... . فَكَتَبَ (علیه‌السلام) إِلَيَّ: «كُلُّ أَعْمَالِ الْبِرِّ بِالصَّبْرِ، يَرْحَمُكَ اللَّهُ؛ ...».

ترجمه

قاسم صیقل می‌گوید: به امام رضا (علیه‌السلام) نامه‌ای نوشتم [و پرسیدم]: «من غلاف‌های شمشیر را از پوست الاغ‌های مردار می‌سازم و [رطوبت و آلودگیِ] آن به لباسم می‌رسد؛ آیا می‌توانم در همان لباس نماز بخوانم؟» حضرت در پاسخم نوشتند: «برای نمازت لباس جداگانه‌ای در نظر بگیر». [مدتی بعد] به امام جواد (علیه‌السلام) نامه‌ای نوشتم [و عرض کردم]: «به پدر شما چنین و چنان نوشته بودم، اما این کار [یعنی تعویض مداوم لباس برای نماز] بر من سخت آمد ...». حضرت در پاسخم نوشتند: «خداوند تو را رحمت کند! تمام کارهای نیک نیازمند صبر [و تحمل سختی] است ...».

اندکی شرح

این روایت یک واقعیت مهم را درباره سبک زندگی دینی به ما یادآوری می‌کند. خیلی وقت‌ها ما در انجام تکالیف شرعی یا کارهای خوب، دنبال راحت‌ترین و بی‌دردسرترین راه می‌گردیم و اگر کمی زحمت داشته باشد، زود خسته می‌شویم یا بهانه‌تراشی می‌کنیم. وقتی راوی از دردسرِ عوض کردن لباس برای نماز گلایه می‌کند، امام (علیه‌السلام) یک قانون طلایی را به او یادآور می‌شوند: «هیچ کارِ خوبی بدون زحمت و صبر به دست نمی‌آید». در واقع، مسیر رشد و بندگی، مسیرِ راحتیِ مطلق و بدون چالش نیست؛ بلکه ارزشِ کار خیر، دقیقاً به همان صبری است که برای انجامش به خرج می‌دهیم.


خداوند متعال

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ ‎﴿٦٥﴾

ترجمه

ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی فهمند. (۶۵)


امام علی علیه السلام

الصَّبْرُ صَبْرَانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ‏.

ترجمه

صبر دو گونه است: صبر هنگام مصيبت كه نيكو و زيبا است؛ اما بهتر از آن، صبر و شکیبایی در خوددارى از چيزهايى است كه خداوند عزّ و جلّ بر تو حرام كرده است.


امام علی علیه السلام

مَنْ كَانَ عِنْدَ نَفْسِهِ عَظِيماً كَانَ عِنْدَ اللهِ حَقِيراً.

ترجمه

هر كه در نظرِ خودش بزرگ باشد، نزد خدا كوچک است.


امام صادق علیه السلام

إِنَّ أَهْلَ الْحَقِّ لَمْ يَزَالُوا مُنْذُ كَانُوا فِي شِدَّةٍ، أَمَا إِنَّ ذَلِكَ إِلَىٰ مُدَّةٍ قَلِيلَةٍ وَ عَافِيَةٍ طَوِيلَةٍ.

ترجمه

بی‌شک اهل حق از همان ابتدا همواره در سختی بوده‌اند؛ اما آگاه باشید که این دورانِ سختی کوتاه است و [در پیِ آن] آرامش و آسایشی طولانی خواهد بود.

اندکی شرح

ایستادن پای حق، همیشه با سختی و هزینه همراه بوده است. اما امام برای اینکه در این مسیر خسته نشویم، روی یک نکته مهم دست می‌گذارند؛ اینکه سختی‌های مسیر حق هرچقدر هم زیاد باشد، بالاخره تمام می‌شود و موقتی است، ولی نتیجه‌اش یک آرامش و آسایش همیشگی است. وقتی انسان بداند بعد از یک رنج کوتاه قرار است به یک راحتیِ طولانی برسد، تحمل آن سختی برایش بسیار آسان‌تر می‌شود.


خداوند متعال

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ ‎﴿٢﴾‏ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ‎﴿٣﴾

ترجمه

آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث] مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ (2) در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفته اند می شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز می شناسد. (3)


فیش‌ها

تا کنون 370 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی