خداوند متعال
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٤٥﴾ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَ اصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿٤٦﴾
ترجمه
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که [در میدان رویارویی] با گروهی [از دشمنان] برخورد کردید، ثابتقدم بمانید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار [و پیروز] شوید. (۴۵) و از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و با یکدیگر نزاع و کشمکش نکنید؛ چرا که سست میشوید و قدرت و شوکتتان از بین میرود. و شکیبایی پیشه کنید؛ بیشک خداوند با شکیبایان است. (۴۶)
اندکی شرح
قرآن روی یک «آفتِ درونیِ مُهلک» دست میگذارد و هشدار میدهد که کشمکشهای داخلی و دوقطبیهای کاذب، شما را از درون پوک میکند (فَتَفْشَلُوا) و اُبُهت و قدرتِ بازدارندگیتان را در چشم دشمن بر باد میدهد (وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ).
اما یک سوال: آیا برای حفظ وحدت و پرهیز از نزاع، باید در برابر تفکراتِ غلط (مثل اعتماد به دشمن) سکوت کرد و به انفعال تن داد؟ قرآن پاسخ را در متنِ همین آیات داده است؛ محورِ این همبستگی باید «اطاعت از خدا و پیامبر» (پایبندی به اصول و خط رهبری) و هدفِ آن «ایستادگی در برابر دشمن» (فَاثْبُتُوا) باشد. در واقع، قرآن ما را به «وحدت بر محورِ مقاومت» فرامیخواند، نه وحدت بر سرِ تسلیم!
نکتهی بسیار ظریف اینجاست که قرآن از «تَنازُع» (یقهگیری، توهین، لجبازی و تخریبِ یکدیگر) نهی میکند، نه از «دفاع از حق». پافشاریِ منطقی بر اصول و روشنگریِ دلسوزانه برای آگاه کردنِ جامعه، مصداقِ نزاع و تفرقهافکنی نیست؛ بلکه یک وظیفهی قطعی است. ما موظفیم روی خطِ مقاومت محکم بایستیم، اما با ادبیاتی مستدل و بدونِ پرخاشگری؛ تا هم «اصول» حفظ شود و هم «انسجامِ» جامعه در برابر دشمن آسیب نبیند.