جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 370 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و احادیث موضوعی

امام علی علیه السلام

يَا ابْنَ آدَمَ، إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ، فَاحْذَرْهُ.

ترجمه

ای فرزند آدم! هرگاه دیدی پروردگارت نعمت‌هایش را پیاپی به تو می‌بخشد، در حالی که تو نافرمانی‌اش می‌کنی، از او بترس [و برحذر باش].

اندکی شرح

معمولاً وقتی کار اشتباهی می‌کنیم، انتظار داریم بلافاصله نتیجه بدش را ببینیم. اگر خطایی کردیم و نه تنها اتفاق بدی نیفتاد، بلکه نعمت و خوشی‌مان بیشتر هم شد، ممکن است خیالمان راحت شود و فکر کنیم خدا با ما مشکلی ندارد. اما امام علی (علیه‌السلام) در این حکمت یک هشدار جدی می‌دهند: ترکیبِ «گناه کردن» و «نعمت گرفتن»، خطرناک‌ترین وضعیت ممکن است. در واقع، این نعمت‌های پی‌درپی نشانه لطف نیست؛ بلکه دامی است که انسان را بیشتر در غفلت فرو می‌برد. هشدار امام برای این است که فریب این شرایط را نخوریم و پیش از آنکه با کیفری ناگهانی غافلگیر شویم، به خودمان بیاییم.


خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿٤٥﴾‏ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَ اصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‎﴿٤٦﴾

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که [در میدان رویارویی] با گروهی [از دشمنان] برخورد کردید، ثابت‌قدم بمانید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار [و پیروز] شوید. (۴۵) و از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و با یکدیگر نزاع و کشمکش نکنید؛ چرا که سست می‌شوید و قدرت و شوکتتان از بین می‌رود. و شکیبایی پیشه کنید؛ بی‌شک خداوند با شکیبایان است. (۴۶)

اندکی شرح

قرآن روی یک «آفتِ درونیِ مُهلک» دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد که کشمکش‌های داخلی و دوقطبی‌های کاذب، شما را از درون پوک می‌کند (فَتَفْشَلُوا) و اُبُهت و قدرتِ بازدارندگی‌تان را در چشم دشمن بر باد می‌دهد (وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ).

اما یک سوال: آیا برای حفظ وحدت و پرهیز از نزاع، باید در برابر تفکراتِ غلط (مثل اعتماد به دشمن) سکوت کرد و به انفعال تن داد؟ قرآن پاسخ را در متنِ همین آیات داده است؛ محورِ این همبستگی باید «اطاعت از خدا و پیامبر» (پایبندی به اصول و خط رهبری) و هدفِ آن «ایستادگی در برابر دشمن» (فَاثْبُتُوا) باشد. در واقع، قرآن ما را به «وحدت بر محورِ مقاومت» فرامی‌خواند، نه وحدت بر سرِ تسلیم!

نکته‌ی بسیار ظریف اینجاست که قرآن از «تَنازُع» (یقه‌گیری، توهین، لجبازی و تخریبِ یکدیگر) نهی می‌کند، نه از «دفاع از حق». پافشاریِ منطقی بر اصول و روشنگریِ دلسوزانه برای آگاه کردنِ جامعه، مصداقِ نزاع و تفرقه‌افکنی نیست؛ بلکه یک وظیفه‌ی قطعی است. ما موظفیم روی خطِ مقاومت محکم بایستیم، اما با ادبیاتی مستدل و بدونِ پرخاشگری؛ تا هم «اصول» حفظ شود و هم «انسجامِ» جامعه در برابر دشمن آسیب نبیند.


خداوند متعال

بَلَىٰ ۚ إِن تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ‎﴿١٢٥﴾

ترجمه

آری! اگر ایستادگی کنید و تقوا پیشه سازید، و دشمنان در همین لحظه [و با جوش و خروش] بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی نشان‌دار [و مجهز] یاری خواهد کرد. (۱۲۵)

اندکی شرح

قرآن تأکید دارد که امدادهای غیبی و یاریِ خداوند، تصادفی یا بی‌قیدوشرط نیست؛ بلکه دقیقاً به دو عاملِ کلیدی بستگی دارد: اول «ایستادگی و مقاومت» (صبر) و دوم «رعایتِ مرزهای الهی» (تقوا). پیامِ امیدبخشِ آیه این است که اگر جامعه‌ی مؤمنان در برابر هجومِ ناگهانی و پرهیاهوی دشمن جا نزند، نترسد و به اصولِ خود پایبند بماند، خداوند معادلاتِ مادی را بر هم زده و با لشکریانی از غیب، به پشتیبانیِ آن‌ها خواهد آمد.


یه پیشنهاد: آیات و احادیث به صورت هم‌زمان در اپلیکیشن «هدیه صلوات» و کانال ایتای «آیات و احادیث» نیز منتشر می‌شوند. برای دریافت منظم و راحت‌تر آنها می‌توانید از این دو بستر استفاده کنید:

اپلیکیشن هدیه صلوات عضویت در کانال ایتا

خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‎﴿٥١﴾‏ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ ‎﴿٥٢﴾

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را به عنوان سرپرست و تکیه‌گاهِ خود نگیرید؛ آنان [در برابر شما، تنها] حامی و سرپرستِ یکدیگرند. و هر کس از شما که ولایتِ آنان را بپذیرد [و به آن‌ها تکیه کند]، قطعاً از خودِ آن‌ها محسوب می‌شود. بی‌شک خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند. (۵۱) اما کسانی را که در دل‌هایشان بیماری [ترس و ضعفِ ایمان] است می‌بینی که برای [نزدیکی به] آنان بر یکدیگر سبقت می‌گیرند و [در توجیه کارشان] می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه ناگواری برایمان پیش بیاید [و دچار بحران شویم]!» اما امید است خداوند پیروزیِ [قاطعی] یا پیشامدی از جانب خود [به نفع مؤمنان] پیش آورد، تا آنان از آنچه در دل‌های خود پنهان می‌کردند [و پنهانی به دشمن دل می‌بستند]، سخت پشیمان شوند. (۵۲)

اندکی شرح

قرآن کریم در این آیات، دیپلماسی، گفت‌وگو یا معاهداتِ عادلانه را نفی نمی‌کند؛ بلکه آنچه به شدت مذموم دانسته و از آن نهی می‌کند، «پذیرشِ هژمونی و سرپرستیِ بیگانگان» (اتخاذِ اولیاء) و گره زدنِ سرنوشتِ جامعه به دستِ آن‌هاست. قرآن ریشه این تمایلِ افراطی برای پناه بردن به آغوش دشمن را نه در یک دیپلماسیِ عقلانی، بلکه در «بیماریِ دل» و «ترس از بحران‌ها» (نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ) می‌داند. در واقع، افرادِ مرعوب گمان می‌کنند با انفعال، امتیاز دادن و زیرِ بلیتِ دشمن رفتن، می‌توانند برای خود امنیت و رفاه بخرند؛ در حالی که تکیه بر جبهه‌ای که تنها حامیِ منافعِ خودش است (بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ)، در نهایت دستاوردی جز خسارت و پشیمانی نخواهد داشت.


امام علی علیه السلام

رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ.

ترجمه

سنگ را به همان جایی که از آن پرتاب شده، بازگردانید؛ چرا که شر [و تجاوز] را جز با [پاسخی قاطع از جنسِ] شر نمی‌توان دفع کرد.

اندکی شرح

امام علی (علیه‌السلام) با تمثیلِ ملموسِ «بازگرداندن سنگ»، بر لزومِ اقدام متقابل در برابر تهاجم تأکید دارند. پیام روشنِ این کلام آن است که در برابر دشمنی که منطقِ شرارت و زور را در پیش گرفته، انفعال، سکوت و مدارا پاسخگو نیست؛ بلکه تنها راهِ مقابله با او، پاسخی قاطع و هم‌وزنِ همان تهاجم است تا شرّ متجاوز کاملاً خنثی شده و جرئتِ دست‌درازیِ مجدد از او سلب گردد.


خداوند متعال

وَ إِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ‎﴿١٢﴾‏ أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَ تَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٣﴾‏ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٤﴾

ترجمه

اما اگر پس از پیمان بستن، تعهداتشان را شکستند و آیینِ شما را مورد هجمه قرار دادند، در این صورت با سردمدارانِ کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان اساساً هیچ پایبندی به پیمان‌هایشان ندارند [و امضا و قولشان بی‌اعتبار است]، باشد که [با این قاطعیت، از گستاخی و بدعهدی] دست بردارند. (۱۲) آیا با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند و برای اخراج پیامبر نقشه کشیدند، نمی‌جنگید؟! در حالی که آن‌ها بودند که نخستین بار [دشمنی و تجاوز را] آغاز کردند. آیا از آن‌ها می‌ترسید؟! در صورتی که اگر واقعاً مؤمن هستید، خداوند سزاوارتر است که از او حساب ببرید. (۱۳) با آنان بجنگید تا خداوند آن‌ها را به دستِ شما مجازات کند و خوار و رسوایشان سازد، و شما را بر آنان پیروز گرداند، و سینه‌های [پر از درد و خشمِ] مردمِ باایمان را شفا و آرامش بخشد. (۱۴)

اندکی شرح

قرآن تأکید می‌کند وقتی سردمداران کفر با وقاحت تعهداتشان را زیر پا می‌گذارند و ذاتاً ارزشی برای امضای خود قائل نیستند (لَا أَيْمَانَ لَهُمْ)، دیگر جای انفعال و مماشات نیست. خداوند در آیه سیزدهم، ریشه انفعال را «ترس از قدرتِ پوشالیِ دشمن» می‌داند و تأکید می‌کند که مؤمنانِ واقعی به جای ترس از هیاهوی دشمن، تنها باید از خداوند حساب ببرند. در نهایت، راهکارِ قطعی را «ایستادگی و اقدامِ متقابل» معرفی می‌کند؛ چرا که اراده خداوند بر این قرار گرفته که هیمنه و گستاخیِ این پیمان‌شکنان را نه با معجزه‌ای از آسمان، بلکه «به دستِ خودِ مؤمنان» (بِأَيْدِيكُمْ) در هم بشکند و این‌گونه، درد و خشمِ انباشته‌شده در سینه آنان را التیام بخشد.


خداوند متعال

وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ‎﴿١٠٤﴾

ترجمه

و در تعقیبِ دشمن سستی نورزید؛ اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌کشید، آنان نیز همانند شما درد و رنج می‌کشند؛ با این تفاوت که شما از خداوند امیدی [چون یاری و پاداش] دارید که آنان ندارند؛ و خداوند همواره دانا و حکیم است.

اندکی شرح

قرآن کاملاً واقع‌بینانه می‌پذیرد که در مسیرِ مبارزه، مؤمنان نیز دچار آسیب و خستگی می‌شوند؛ اما برای جلوگیری از ناامیدی، یادآوری می‌کند که دشمن هم دقیقاً همین درد و رنج‌ها را تحمل می‌کند. نقطه برتری و تفاوتِ اصلی در «امید» است؛ مؤمنان به لطف و حمایتِ خداوندی دل‌گرم‌اند که دشمنان از آن محروم‌اند. همین پشتوانه معنوی است که باید موتور محرکِ انسان برای ایستادگی باشد و مانع از سستی و عقب‌نشینی شود.


خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً ۚ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‎﴿١٢٣﴾

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با کافرانی که هم‌جوارِ شما هستند [و شما را تهدید می‌کنند] پیکار کنید؛ و آنان باید در شما صلابت و قاطعیت احساس کنند؛ و بدانید که خدا همراهِ تقواپیشگان است.

اندکی شرح

این آیه یک منطقِ دقیقِ دفاعی و استراتژیک را بیان می‌کند. نخست تأکید دارد که برای دفع خطر، باید اولویت‌بندی داشت و ابتدا با تهدیدهای نزدیک‌تر مقابله کرد. سپس می‌فرماید دشمن باید در شما «اقتدار و سرسختی» ببیند تا جرأتِ تعرض نداشته باشد (یک عامل بازدارنده). اما اوج زیبایی آیه در پایانِ آن است؛ آنجا که یادآوری می‌کند «خدا با تقواپیشگان است». یعنی این قاطعیت و سرسختی در میدان نبرد، هرگز نباید بهانه‌ای شود تا مؤمنان از مرزهای اخلاق و انسانیت عبور کنند؛ بلکه حتی در سخت‌ترین شرایطِ جنگی نیز باید پایبند به تقوا و اصولِ جوانمردی باشند.


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، هَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِالدُّمُوعِ، ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «تَدْمَعُ الْعَيْنُ، وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ، وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ؛ وَ إِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمُ لَمَحْزُونُونَ».

ترجمه

هنگامی که ابراهیم، فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت، چشمان پیامبر پر از اشک شد. سپس ایشان فرمودند: «چشم اشک می‌ریزد و دل غصه می‌خورد، اما هرگز حرفی نمی‌زنیم که خدا را ناخشنود کند؛ ای ابراهیم، ما در غمِ از دست دادنِ تو واقعاً اندوهگینیم.»

اندکی شرح

این روایت به زیبایی نشان می‌دهد که دین هیچ تضادی با احساساتِ طبیعیِ انسان ندارد. گریه کردن و غصه خوردن در سوگ عزیزان، یک واکنش کاملاً انسانی است و حتی پیامبر خدا نیز در داغ فرزندش بی‌اختیار اشک می‌ریزد. پیام اصلی این کلام آن است که تسلیم بودن در برابر خدا به معنای بی‌احساس بودن نیست؛ بلکه هنرِ بندگی این است که در اوج غم، اعتمادمان را به حکمت و مهربانیِ خدا از دست ندهیم و با حرف‌های ناامیدکننده و ناشکری، هم آرامشِ درونیمان را به هم نزنیم و هم خود را از لطف و رحمتِ پروردگار محروم نکنیم.


امام کاظم علیه السلام

إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ، وَبِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِي كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْهَا، وَأَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِي كَانَ يُصْعَدُ فِيهَا بِأَعْمَالِهِ؛ وَثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ الْفُقَهَاءَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ، كَحِصْنِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَهَا.

ترجمه

هرگاه مؤمن [دین‌شناس] از دنیا برود، فرشتگان بر او می‌گریند؛ و نیز قطعه‌هایی از زمین که روی آن‌ها خدا را عبادت می‌کرده، و درهای آسمان که اعمالش از آن‌ها بالا می‌رفته است [در سوگ او اشک می‌ریزند]. با مرگ او، رخنه‌ای در اسلام پدید می‌آید که هیچ چیز نمی‌تواند آن را پر کند؛ چرا که مؤمنانِ آگاه و دین‌شناس، دژهای نگهبانِ اسلام‌اند؛ درست مانند دژ و حصاری که از یک شهر محافظت می‌کند.

اندکی شرح

تشبیه مؤمنِ دانا به «دژ و حصار شهر»، گویای این حقیقت است که انسان‌های دین‌شناس، صرفاً آدم‌های خوب و عابدی نیستند، بلکه مثل یک سپر محکم در برابر انحرافات و هجوم شبهات عمل می‌کنند. به همین دلیل، وقتی از دنیا می‌روند، جای خالی‌شان با هیچ‌چیز پر نمی‌شود و ضربه‌ای به دین وارد می‌شود که به این راحتی‌ها قابل جبران نیست.


امام صادق علیه السلام

إِذَا حَضَرَ الْمَيِّتَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فَقَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْرًا، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: قَدْ قَبِلْتُ شَهَادَتَكُمْ، وَغَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ.

ترجمه

هرگاه چهل نفر بر جنازه شخصِ درگذشته‌ای حاضر شوند و بگویند: «خداوندا! ما جز خوبی چیزی از او نمی‌دانیم»، خداوند عزوجل می‌فرماید: «من گواهیِ شما را پذیرفتم، و آن [گناهانی] را که من از او می‌دانم و شما از آن‌ها بی‌خبرید، بر او بخشیدم.»

اندکی شرح

این روایت، اوج مهربانی خداوند و اهمیتِ داشتنِ «حُسن شهرت» در میان مردم را نشان می‌دهد. پیام کلام این است که اگر انسانی چنان در جامعه زندگی کند که اطرافیانش در ظاهر جز نیکی از او نبینند، خداوند نیز به پاسِ همین آبروی اجتماعی، با فضل و رحمت خود با او رفتار می‌کند. در واقع، پروردگار این گواهیِ جمعی را بهانه‌ای قرار می‌دهد تا از خطاهای پنهانیِ آن شخص که هیچ‌کس جز خدا از آن‌ها خبر ندارد، بزرگوارانه چشم‌پوشی کند.


خداوند متعال

أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ‎﴿٣٩﴾

ترجمه

به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، اجازه [دفاع و نبرد] داده شد؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند. و بی‌شک خداوند بر یاریِ آنان کاملاً تواناست.

اندکی شرح

این آیه، منطقِ روشنِ قرآن درباره «حق دفاع مشروع» را بیان می‌کند. پیام آیه این است که در برابر متجاوز نباید منفعل بود و ظلم را پذیرفت؛ بلکه وقتی جنگی بر مظلومان تحمیل می‌شود، آن‌ها حق دارند برای رفع ستم بایستند و مبارزه کنند. در پایان نیز با وعده قطعیِ یاری خداوند، به ستم‌دیدگان امید و اطمینان می‌دهد که در این مسیر تنها نیستند و قدرت بی‌نهایتِ خدا پشتیبان آن‌هاست.


امام صادق علیه السلام

مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِي نَفْسِهِ، أَوْ فِي مَالِهِ، أَوْ فِي وُلْدِهِ.

ترجمه

هر کس ستمی [در حق دیگران] روا دارد، سرانجام تاوان آن را یا در خودش، یا در مالش، و یا در فرزندانش پس خواهد داد.

اندکی شرح

پیام روشن روایت این است که هیچ ستمی بی‌پاسخ نمی‌ماند و دود آن دیر یا زود به چشم خود ستمکار می‌رود. این تاوان، دقیقاً در مهم‌ترین دارایی‌های انسان در این دنیا خود را نشان می‌دهد؛ چه در «وجودِ خود شخص» {مانند سلب آرامش روان، بیماری‌های سخت، از دست رفتن آبرو یا جان}، چه در «اموال»، و چه در «فرزندانش»، تا هشداری جدی برای پرهیز از پایمال کردن حق دیگران باشد.


امام صادق علیه السلام

مَنْ شَيَّعَ جَنَازَةَ مُؤْمِنٍ حَتَّى يُدْفَنَ فِي قَبْرِهِ، وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً مِنَ الْمُشَيِّعِينَ، يُشَيِّعُونَهُ وَيَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ.

ترجمه

هر کس پیکر مؤمنی را تا لحظه خاک‌سپاری تشییع [و همراهی] کند، خداوندِ عزوجل هفتاد فرشته را مأمورِ او می‌کند تا [در روز قیامت] از لحظه‌ای که از قبر بیرون می‌آید تا رسیدن به جایگاه حسابرسی، او را با احترام بدرقه کرده و برایش آمرزش بخواهند.

اندکی شرح

وقتی انسان در دنیا، یک مؤمن را در غریبانه‌ترین لحظاتش {یعنی مرگ و خاک‌سپاری} تنها نمی‌گذارد و او را با احترام بدرقه می‌کند، خداوند نیز در پرالتهاب‌ترین و تنهاترین لحظه هستی {یعنی روز قیامت}، او را بی‌کس رها نمی‌کند.


امام علی علیه السلام

مَنْ تَوَرَّطَ فِي الْأُمُورِ غَيْرَ نَاظِرٍ فِي الْعَوَاقِبِ، فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمُفْضِحَاتِ النَّوَائِبِ.

ترجمه

هر کس بدون دوراندیشی و در نظر گرفتنِ عواقبِ کارها، خود را [نسنجیده] در آن‌ها درگیر کند، بی‌شک خود را در معرضِ مصیبت‌های رسواکننده قرار داده است.

اندکی شرح

این کلام حکیمانه به اهمیت «دوراندیشی و عاقبت‌سنجی» پیش از انجام هر کاری اشاره دارد. امام هشدار می‌دهد که تاوانِ بی‌گدار به آب زدن، فقط یک ضررِ ساده نیست؛ بلکه گرفتاری در «مُفْضِحَات» است؛ یعنی شکست‌های تلخ و خجالت‌آوری که اعتبار، تدبیر و جایگاه فرد را در نگاه دیگران زیر سؤال می‌برد و مایه شرمندگی او می‌شود. در واقع، تفکرِ پیش از عمل، سپر دفاعی انسان در برابر رسوایی‌ها و شکست‌های سنگین است.


فیش‌ها

تا کنون 370 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی