جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 408 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و احادیث موضوعی - صفحه 2

حدیث امام صادق علیه السلام

... فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كَثِيراً مَا أَذْكُرُ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَأَيَّ شَيْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: قُلْ: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»؛ تُعِيدُ ذَلِكَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ يَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ قَرِيبٍ وَ مِنْ بَعِيدٍ.

ترجمه ترجمه

[راوی می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: فدایت شوم! من بسیار به یاد حسین (علیه‌السلام) می‌افتم؛ [در آن لحظات] چه بگویم؟ فرمودند: بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» (سلام و رحمت خدا بر تو ای اباعبدالله)؛ این جمله را سه بار تکرار کن؛ چرا که این سلام، چه از نزدیک و چه از راه دور، به ایشان می‌رسد.

اندکی شرح اندکی شرح

گاهی تصور می‌کنیم برای عرض ادب به امام حسین (علیه‌السلام) حتماً باید در کربلا حضور داشته باشیم یا زیارت‌نامه‌های طولانی بخوانیم؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) به ما می‌آموزند که در میان شلوغی‌های روزمره، به محض آنکه یادِ سیدالشهدا از خاطرمان گذشت، می‌توانیم تنها با یک عرض ارادتِ کوتاه، پیوند خود را با ایشان تازه کنیم. پیام صریح روایت این است که در این ارتباط، فاصله‌های جغرافیایی کاملاً بی‌اثرند؛ همین که این کلماتِ کوتاه بر زبان جاری شود، سلامِ ما از هر کجای دنیا که باشیم، به ایشان می‌رسد و مسافت‌های طولانی هیچ مانعی برای دریافت این عرض ارادت نیست.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِذَا هَمَمْتَ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَلَا تُؤَخِّرْهُ؛ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رُبَّمَا اطَّلَعَ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شَيْءٍ مِنَ الطَّاعَةِ، فَيَقُولُ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي، لَا أُعَذِّبُكَ بَعْدَهَا أَبَداً». وَ إِذَا هَمَمْتَ بِسَيِّئَةٍ فَلَا تَعْمَلْهَا؛ فَإِنَّهُ رُبَّمَا اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شَيْءٍ مِنَ الْمَعْصِيَةِ، فَيَقُولُ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي، لَا أَغْفِرُ لَكَ بَعْدَهَا أَبَداً».

ترجمه ترجمه

هرگاه تصمیم به انجام کار خیری گرفتی، آن را به تأخیر نینداز؛ چرا که چه بسا خداوندِ عزوجل در همان لحظه که بنده مشغولِ طاعتی است، به او توجه کند و بفرماید: «به عزت و جلالم سوگند که پس از این [عمل]، هرگز تو را عذاب نخواهم کرد.» و هرگاه قصدِ گناهی کردی، آن را انجام نده؛ زیرا چه بسا خداوند در همان لحظه که بنده مشغولِ نافرمانی است، به او نگاه کند و بفرماید: «به عزت و جلالم سوگند که پس از این [گناه]، هرگز تو را نخواهم بخشید.»

اندکی شرح اندکی شرح

وقتی قصد انجام کار خیری می‌کنیم، نباید آن را به تأخیر بیندازیم؛ چرا که گذشت زمان ممکن است توفیقِ عمل را از ما بگیرد یا آن خلوصِ اولیه را کمرنگ کند. شاید همان عمل، به دلیل میزان اخلاصِ ما در آن لحظه یا اهمیتی که دارد، چنان نظر لطف خدا را جلب کند که پروردگار به واسطه همان یک کار، ما را عاقبت‌به‌خیر کند. در مقابل، اگر وسوسه گناهی به سراغمان آمد، باید با تمام توان از انجامش خودداری کنیم؛ زیرا ممکن است همان عمل، به خاطر سبک شمردنِ نافرمانیِ خدا یا گستاخیِ نهفته در آن، نزد پروردگار بسیار زشت جلوه کند و باعث شود انسان نظرِ رحمتِ الهی را از دست بدهد و دچار عاقبت‌به‌شری گردد. در حقیقت، ارزشِ اعمال همیشه به بزرگی و کوچکیِ ظاهریِ آن‌ها نیست؛ بلکه گاهی حالتِ درونیِ انسان هنگام انجام یک کار، تأثیری شگرف در سرنوشت او می‌گذارد.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ.

ترجمه ترجمه

هر کس با زنی [تنها] به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به همان ثروت واگذار می‌کند [و لطف و حمایتش را از او دریغ می‌دارد]؛ و هر کس [صرفاً] به خاطر زیبایی‌اش با او ازدواج کند، سرانجام در او چیزی خواهد دید که مایه ناخشنودی و رنجشِ او می‌شود؛ اما هر کس به خاطر دین و ایمانِ آن زن با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات [= ثروت و زیبایی] را نیز برایش فراهم می‌آورد.

اندکی شرح اندکی شرح

کسی که در ازدواج فقط به ثروت طرف مقابل طمع می‌کند، در واقع به جای توکل بر روزی‌رسانیِ خدا، به مال دیگری تکیه کرده است. نتیجه این بی‌اعتمادی آن است که خداوند هم او را به همان ثروت واگذار می‌کند و چتر حمایت و برکتش را از آن زندگی برمی‌دارد.

اما درباره زیبایی؛ خاصیت زیبایی ظاهری این است که خیلی زود برای چشم انسان عادی می‌شود. وقتی کسی صرفاً مجذوب چهره می‌شود، پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، تازه با رفتار و باطن همسرش روبه‌رو می‌شود. اگر آن چهره زیبا با بدخلقی یا خودخواهی همراه باشد، یک اتفاق مهم در روان انسان می‌افتد: آزردگی‌های مداومِ روحی، تصویر آن زیبایی را در ذهن کاملاً تخریب می‌کند. وقتی انسان از کسی رفتار تلخی می‌بیند، آن چهره دیگر برایش جذاب نیست، بلکه به سوهان روح و یادآورِ تنش تبدیل می‌شود. اما در نقطه مقابل، اگر ملاک اصلی «دین و ایمان» باشد، معادله کاملاً برعکس می‌شود. همسری که به واسطه پایبندی به دین، انسانی خوش‌رو، صبور و متعهد است، به روان شریک زندگی‌اش آرامش تزریق می‌کند. این امنیت عاطفی باعث می‌شود که حتی یک چهره معمولی، به مرور زمان در چشم همسرش بی‌نهایت شیرین و زیبا جلوه کند. از سوی دیگر، همراهی با چنین همسری که اهل قناعت است و از اسراف و چشم‌وهم‌چشمی دوری می‌کند، در کنار برکتِ الهی، مسیر رسیدن به رفاه و ثروت را نیز برایشان هموار می‌سازد.


حدیث امام صادق علیه السلام

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ يُجَهِّزُ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَخْرُجْ لِعِلَّةٍ تُصِيبُهُ أَوْ لِقِلَّةِ نَصِيبِهِ؟ قَالَ (علیه‌السلام): يُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ، وَ يُخْلِفُ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ، وَ يُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِيُصِيبَهُ وَ يُدْفَعُ عَنْهُ، وَ يُحْفَظُ فِي مَالِهِ.

ترجمه ترجمه

راوی می‌گوید: [به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: پاداش کسی که هزینه سفر دیگری را [برای زیارت امام حسین علیه‌السلام] تأمین کند، اما خودش به دلیل گرفتاری یا تنگدستی نتواند به این سفر برود چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمودند: خداوند در برابر هر درهمی که خرج کرده، به عظمت کوه اُحُد به او نیکی و حسنه می‌بخشد؛ چندین برابرِ آنچه را که هزینه کرده به او برمی‌گرداند؛ بلاهایی را که مقدر شده به او برسد، از او دور و دفع می‌کند؛ و دارایی‌اش را [از آسیب و نابودی] محفوظ می‌دارد.

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت جایگاه بی‌نظیر «زیارت امام حسین (علیه‌السلام)» و ارزشِ بانی شدن برای زائرانِ ایشان را نشان می‌دهد. گاهی انسان به دلیل مشکلات مالی، بیماری یا گرفتاری‌های روزمره، توفیق حضور در این سفر را پیدا نمی‌کند؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند اگر پای رفتن نداریم، می‌توانیم با تأمین هزینه سفرِ یک زائر دیگر، خود را در این مسیر شریک کنیم. خداوند برای چنین شخصی سنگ تمام می‌گذارد؛ نه تنها پاداش معنویِ عظیمی به او می‌بخشد، بلکه در همین دنیا نیز چند برابرِ آن هزینه را به او برمی‌گرداند، بلاهای حتمی را از جانش دور می‌کند و به مالش برکت و امنیت می‌دهد.


آیه خداوند متعال

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا ... ‎﴿١٤﴾

ترجمه ترجمه

و [فرعونیان] با آنکه در عمق جانشان به حقانیتِ آن [معجزات] یقین داشتند، اما از روی ستمگری و برتری‌جویی، آن را انکار کردند.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه با قرار دادنِ دو کلمه «یقین» (اسْتَيْقَنَتْهَا) و «انکار» (جَحَدُوا) در کنار هم، پرده از یک واقعیتِ بسیار مهم برمی‌دارد: «دانستن» با «ایمان داشتن» فرق دارد. خیلی‌ها گمان می‌کنند همین که با دلیل و منطق حقیقتی را فهمیدند، کار تمام است و به آن ایمان آورده‌اند. اما علم به تنهایی ایمان نیست؛ بلکه ایمان معجونی از «علمِ عقل» و «همراهیِ دل» است. برای درک بهتر این موضوع، کسی را در نظر بگیرید که از نظر علمی «یقین» دارد سیگار کشنده است، اما باز هم سیگار می‌کشد. در اینجا عقلِ او ضررِ سیگار را فهمیده، اما به این مضر بودن «ایمان» نیاورده است؛ چرا که دلش هنوز درگیرِ لذتِ آن است و با عقل همراهی نمی‌کند.

اما در پذیرش حقایق الهی، چرا دل زیر بارِ حقیقتی که عقل فهمیده نمی‌رود؟ آیه دلیلِ این نوع لجبازی را «ظُلماً و عُلُوّاً» (ستم و برتری‌جویی) می‌داند. در این ماجرا، فرعونیان معجزات حضرت موسی را دیدند و عقلشان کاملاً فهمید که او بر حق است؛ اما پیش خودشان حساب کردند که اگر این حقیقت را بپذیرند، باید از قدرت، ثروت و جایگاهِ خداییِ خود دست بکشند. در واقع، چون «دلِ» آن‌ها اسیرِ این منافع و غرور بود، با عقلشان همراهی نکرد و با اینکه در درونشان می‌دانستند حق چیست، آگاهانه آن را پس زدند.

برای حل این مشکل باید بدانیم که روشِ همراه کردنِ «عقل» با روشِ همراه کردنِ «دل» کاملاً متفاوت است. عقل با استدلال، منطق و مطالعه قانع می‌شود؛ اما دل با «تقوا، مراقبت و عمل» رام می‌شود. برنامه‌های عملیِ دین {مثل نماز اول وقت، بیداریِ سحر، انتخاب دوستِ مناسب، یا رفتن به زیارت اربعین} در کنار سایر حکمت‌ها و برکاتشان، نقش بسیار مهمی در همین زمینه دارند. این اعمالِ مستمر، دل را نرم و تربیت می‌کنند تا در برابر حقیقتی که عقل فهمیده، لجبازی نکند و با آن هماهنگ شود.


آیه خداوند متعال

ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ ‎﴿١٠﴾

ترجمه ترجمه

در نهایت، سرانجامِ کسانی که مرتکبِ زشتی‌ها شدند، به آنجا ختم شد که آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آن‌ها را به مسخره می‌گرفتند.

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن در این آیه، به یکی از ظریف‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین ویژگی‌های درون انسان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه «رفتارِ غلط، عقیده را نابود می‌کند». وقتی انسان دست به گناه و زشتی می‌زند، در درونش دچار یک تضادِ آزاردهنده و عذاب وجدان می‌شود؛ چرا که رفتارِ او با باورهایش {مثل وجود خدا و روز حساب} هم‌خوانی ندارد. در این نقطه، فرد بر سر یک دوراهی قرار می‌گیرد: یا باید از گناه دست بکشد تا آرامش درونی‌اش برگردد، یا باید باورش را تغییر دهد تا بتواند بدون مزاحمتِ وجدان، به مسیرِ خطای خود ادامه دهد. وقتی کسی بر گناه پافشاری می‌کند و نمی‌خواهد از آن دست بکشد، ناچاراً راه دوم را انتخاب می‌کند. او برای توجیهِ سبک زندگی‌اش و خاموش کردنِ کاملِ صدای وجدان، ابتدا صورت‌مسئله را پاک کرده و حقیقت را «انکار» می‌کند (كَذَّبُوا). اما کار به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ او برای اینکه به خودش و دیگران ثابت کند که هیچ ترسی در دل ندارد و راهش کاملاً درست است، حالت تهاجمی می‌گیرد و مقدسات را به «تمسخر» می‌کشد (يَسْتَهْزِئُونَ). در واقع، قرآن به زیبایی نشان می‌دهد که ریشه بسیاری از دین‌ستیزی‌ها و تمسخرِ حقایق، نه در استدلال‌های منطقی، بلکه در لجاجتِ ناشی از آلودگی‌های عملی است.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) خَطِيباً فَقَالَ: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ». قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: «الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ».

ترجمه ترجمه

پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای سخنرانی برخاستند و فرمودند: «ای مردم! از گیاه سرسبزی که در لجن‌زار روییده بپرهیزید.» عرض شد: ای رسول خدا! منظور از گیاه سرسبزی که در لجن‌زار روییده چیست؟ فرمودند: «زن زیبارویی که در خانواده‌ای بد [و محیطی فاسد] پرورش یافته باشد.»

اندکی شرح اندکی شرح

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با این تشبیه، روی یک واقعیت مهم دست می‌گذارند: ما انسان‌ها، خواسته یا ناخواسته، خلق‌وخو، خط قرمزها و سبک زندگیِ محیطی که در آن بزرگ شده‌ایم را جذب می‌کنیم. در واقع، خانواده فقط جایی برای قد کشیدنِ ما نیست؛ بلکه دقیقاً مثل همان خاکی است که تمامِ ویژگی‌هایش به خوردِ وجودمان می‌رود. البته نه اینکه انسان نتواند مسیرش را از خانواده‌اش جدا کند؛ اما واقعیت این است که پاک کردنِ اثراتِ یک تربیتِ مسموم و ناهنجاری‌هایی که از کودکی در وجودِ فرد رسوب کرده، کار بسیار سخت و زمان‌بری است. هشدار پیامبر برای این است که هنگام ازدواج، صرفاً محوِ ظاهرِ جذابِ طرف مقابل نشویم. در واقع اگر کسی در چنین محیطی بزرگ شده، باید با تحقیق و دقتِ مضاعف مطمئن شویم که واقعاً توانسته خودش را از آن آسیب‌ها حفظ کند؛ چون در روزهای سختِ زندگی و در تربیتِ فرزندان، این «زیبایی» نیست که به کار می‌آید، بلکه همان «ریشه‌های پنهان» و خُلقیاتِ درونی است که خودش را نشان می‌دهد.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

ذَاكِرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْغَافِلِينَ، كَالْمُقَاتِلِ عَنِ الْفَارِّينَ؛ وَ الْمُقَاتِلُ عَنِ الْفَارِّينَ لَهُ الْجَنَّةُ.

ترجمه ترجمه

کسی که در میانِ غافلان به یاد خدای عزوجل باشد، همچون رزمنده‌ای است که به جای فراریان، یک‌تنه [در میدان] می‌جنگد؛ و پاداشِ کسی که به جای فراریان بجنگد، بهشت است.

اندکی شرح اندکی شرح

یاد خدا در خلوت و محیط‌های معنوی کار چندان سختی نیست؛ اما هنر اصلی این است که وقتی در محیط یا جمعی قرار می‌گیریم که همه خدا را فراموش کرده‌اند و غرق در روزمرگی یا گناه هستند، ما همرنگ جماعت نشویم و یاد خدا را در دلمان زنده نگه داریم. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این مقاومتِ روحی را به کارِ یک رزمنده شجاع تشبیه می‌کنند. وقتی در میدان نبرد، بقیه کم می‌آورند، می‌ترسند و فرار می‌کنند، آن رزمنده‌ای که یک‌تنه می‌ایستد و مقاومت می‌کند، ارزش کارش هزاران برابر است. کسی هم که در دلِ غفلتِ جامعه بیدار می‌ماند و تسلیمِ جوّ حاکم نمی‌شود، در حالِ مبارزه‌ای سخت با نفسِ خویش است؛ مبارزه‌ای که ارزش و پاداش آن، هم‌ترازِ تنها ایستادن در خط مقدمِ نبرد است.


آیه خداوند متعال

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ‎﴿٦٠﴾‏ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ‎﴿٦١﴾‏ قَالَ كَلَّا ۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ‎﴿٦٢﴾‏

ترجمه ترجمه

سرانجام فرعونیان به هنگام طلوع آفتاب به تعقیب آنان [= موسی و بنی‌اسرائیل] پرداختند. (۶۰) و هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما قطعاً گرفتار خواهیم شد!» (۶۱) [موسی با قاطعیت] گفت: «هرگز چنین نیست! بی‌شک پروردگارم با من است و به‌زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.» (۶۲)

اندکی شرح اندکی شرح

این آیات تقابل «نگاه مادی» و «نگاه توحیدی» را در لحظات حساس به تصویر می‌کشد. یاران موسی با دیدن لشکر فرعون، تنها اسباب ظاهری را دیدند و گفتند: «کارمان تمام است و گرفتار شدیم». اما موسی (علیه‌السلام) در همان شرایط، با قاطعیتی بی‌نظیر (کَلّا) این بن‌بستِ ظاهری را نفی می‌کند. تفاوت این دو نگاه در درکِ «حضور و همراهی خدا» است. این پیامِ قرآنی، دقیقاً الگویی برای حال امروزِ ما در تقابل با استکبار جهانی و رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در شرایطی که هجمه‌های سنگینِ نظامی و فشارهای همه‌جانبه‌ی دشمن ممکن است عده‌ای را مرعوب کرده و به این نتیجه برساند که در برابر این ابرقدرت‌ها «دیگر کار تمام است و در بن‌بست گیر افتاده‌ایم» (إِنَّا لَمُدْرَكُونَ)، همین منطقِ قرآنیِ مقاومت به ما می‌آموزد که با تکیه بر قدرت الهی محکم بایستیم و بگوییم: «هرگز چنین نیست! خدا با ماست» (كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي). خداوند همان‌طور که با شکافتن دریا، از دلِ آن بن‌بستِ ظاهری، راهی به سوی پیروزیِ قاطع گشود، امروز نیز اگر با اقتدار و ایمان بر سر اصول خود بایستیم، معادلات مادی را بر هم زده و جبهه حق را بر دشمنانش چیره خواهد ساخت.


حدیث امام علی علیه السلام

انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ، فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ، وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ؛ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى، وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى. فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا؛ وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا، وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا.

ترجمه ترجمه

[ای مردم!] به اهل‌بیت پیامبرتان چشم بدوزید؛ همواره در مسیر آنان گام بردارید و پا جای پایشان بگذارید؛ چرا که آنان هرگز شما را از راه هدایت بیرون نمی‌برند و به تباهی و گمراهی بازنمی‌گردانند. پس اگر توقف کردند [و دست نگه داشتند]، شما نیز توقف کنید، و اگر به پا خاستند، شما هم به پا خیزید. از آنان پیشی نگیرید که گمراه می‌شوید، و از ایشان عقب نمانید که نابود خواهید شد.

اندکی شرح اندکی شرح

امام علی (علیه‌السلام) در این خطبه، یک شاخصِ قطعی برای در امان ماندن از انحراف ارائه می‌دهند. از آنجا که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دارای مقام «عصمت» هستند، تنها راهنمایانی محسوب می‌شوند که پیروی از آن‌ها، سعادت انسان را صددرصد تضمین می‌کند. منطقِ امام بسیار روشن و عقلانی است: در یک مسیر سخت و مه‌آلود، اگر از راهنمای راه‌بلد جلو بزنیم، قطعاً گم می‌شویم و اگر از سرِ ترس یا خستگی عقب بمانیم، آسیب می‌بینیم. تنها راهِ سالم رسیدن، «هم‌قدمیِ مطلق» با رهبران الهی است؛ چه زمانی که مانند امام حسن (علیه‌السلام) مصلحت را در نرمش و توقف می‌بینند، و چه زمانی که مانند امام حسین (علیه‌السلام) فرمانِ قیام و مبارزه صادر می‌کنند.

این منطقِ عقلانی و تشکیلاتی، مختصِ زمان حضور امام معصوم نیست؛ بلکه در دوران غیبت نیز، امتدادِ همین مسیر در پیروی از «ولی‌فقیه» تجلی می‌یابد. در بزنگاه‌های حساسِ سیاسی و اجتماعی، معمولاً دو گروه به کشور آسیب می‌زنند: اول کسانی که از روی احساسات، کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند و با تندروی، جلوتر از رهبری حرکت کرده و هزینه‌تراشی می‌کنند؛ و دوم کسانی که به خاطر محافظه‌کاری یا عافیت‌طلبی، وقتی باید پای کار باشند، جا می‌زنند. کلام امام به ما می‌آموزد که هنرِ حرکتِ درست، تنظیمِ دقیقِ سرعت با ضرب‌آهنگِ رهبری است؛ نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقب‌تر.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَسَّعَ فِي أَرْزَاقِ الْحَمْقَى لِيَعْتَبِرَ الْعُقَلَاءُ، وَ يَعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيَا لَيْسَ يُنَالُ مَا فِيهَا بِعَمَلٍ وَ لَا حِيلَةٍ.

ترجمه ترجمه

خداوند متعال روزیِ کم‌خردان را وسعت بخشید تا خردمندان عبرت بگیرند و بدانند که دستاوردهای دنیا، [تنها] با تلاش و زیرکی به دست نمی‌آید.

اندکی شرح اندکی شرح

اگر قرار بود ثروت و روزی فقط نتیجه‌ی مستقیمِ «هوش» و «تلاش» باشد، قاعدتاً باید خردمندان ثروتمندترین افراد جامعه می‌بودند. اما خداوند گاهی به روزیِ افراد کم‌خرد (کسانی که نه شمّ اقتصادی دارند و نه اهل زرنگ‌بازی‌های دنیوی‌اند) چنان وسعتی می‌بخشد تا به انسان‌های عاقل یادآوری کند که در پسِ تمام دویدن‌ها، زرنگی‌ها و حساب‌وکتاب‌های مادی، اراده و تقدیرِ بالاتری هم حاکم است. البته این موضوع اصلاً به معنای دعوت به تنبلی نیست؛ بلکه هشداری است تا انسانِ خردمند به هوش و تدبیرِ خودش مغرور نشود، توهمِ کنترلِ همه‌چیز را کنار بگذارد و بداند که کلیدِ نهاییِ رزق، تنها در دستِ خداست.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

تَصَدَّقُوا وَ لَوْ بِصَاعٍ مِنْ تَمْرٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ صَاعٍ، وَ لَوْ بِقَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ قَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ، وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ؛ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَبِكَلِمَةٍ لَيِّنَةٍ. فَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَاقٍ اللَّهَ، فَقَائِلٌ لَهُ: أَ لَمْ أَفْعَلْ بِكَ؟ أَ لَمْ أَجْعَلْكَ سَمِيعاً بَصِيراً؟ أَ لَمْ أَجْعَلْ لَكَ مَالاً وَ وَلَداً؟ فَيَقُولُ: بَلَى. فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَانْظُرْ مَا قَدَّمْتَ لِنَفْسِكَ. قَالَ: فَيَنْظُرُ قُدَّامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ، فَلَا يَجِدُ شَيْئاً يَقِي بِهِ وَجْهَهُ مِنَ النَّارِ.

ترجمه ترجمه

صدقه بدهید؛ حتی اگر به اندازه یک صاع (حدود سه کیلو) خرما باشد، یا بخشی از آن، یا یک مشت، یا بخشی از یک مشت، یا یک دانه خرما، و یا حتی نیمی از یک دانه خرما. و کسی که [هیچ‌کدام از این‌ها را] نداشت، با سخنی نرم و مهربانانه [با نیازمندان برخورد کند]. چرا که هر یک از شما [در روز قیامت] با خداوند دیدار خواهد کرد و خدا به او خواهد گفت: «آیا به تو نیکی نکردم؟ آیا تو را شنوا و بینا نیافریدم؟ آیا به تو مال و فرزند نبخشیدم؟» بنده پاسخ می‌دهد: «چرا، همین‌طور است.» آنگاه خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «حالا نگاه کن ببین برای [نجاتِ] خودت چه پیش فرستاده‌ای؟» [سپس پیامبر] فرمودند: «آن شخص به پیش رو، پشت سر، سمت راست و سمت چپ خود نگاه می‌کند، اما [اگر دستش از کار خیر خالی باشد] هیچ چیزی که بتواند با آن چهره‌اش را از آتش حفظ کند، نمی‌یابد.»

اندکی شرح اندکی شرح

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با ذکرِ مقادیرِ بسیار اندک (تا حدِ نیمی از یک خرما)، می‌خواهند این باور را در ما ایجاد کنند که هیچ‌کس آن‌قدر فقیر نیست که نتواند کار خیری کند؛ حتی اگر دستِ کسی کاملاً خالی باشد، «خوش‌زبانی و برخوردِ انسانی» با نیازمند، برای او حکم صدقه را دارد. اما اوج هشدارِ این حدیث در گفتگوی خداوند با بنده است. وقتی خدا نعمت‌هایی مثل «چشم و گوش» و «مال و فرزند» را یادآوری می‌کند، در واقع دارد به «سرمایه‌هایی» اشاره می‌کند که برای کار خیر در اختیار ما گذاشته بود. چشم و گوش ابزارهایی هستند تا دردِ دیگران را ببینیم و بشنویم؛ و مال و فرزند، امکاناتی برای گره‌گشایی‌اند. پیامِ نهفته‌ی این پرسشِ الهی این است: «من این سرمایه‌ها و ابزارها را در اختیار تو گذاشتم؛ چرا با وجود این امکانات، هیچ سپری برای امروزت فراهم نکردی؟» اینجاست که حسرت انسان به اوج می‌رسد؛ چرا که می‌فهمد با دستِ پُر به دنیا آمده بود، اما به خاطر غفلت، با دستِ خالی به آخرت بازگشته است.


حدیث امام علی علیه السلام

اعْلَمْ يَا بُنَيَّ، أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا.

ترجمه ترجمه

بدان ای فرزندم! تو تنها برای آخرت آفریده شده‌ای، نه برای [ماندن در] دنیا.

اندکی شرح اندکی شرح

امام علی (علیه‌السلام) با این کلامِ کوتاه، زاویه دیدِ انسان به زندگی را کاملاً تغییر می‌دهند. وقتی بپذیریم که هدف از خلقتِ ما ماندگار شدن در این دنیا نیست، دیگر توقع نداریم که در اینجا به رفاه و آرامشِ مطلق برسیم؛ چرا که دنیا تنها یک مسیرِ گذراست، نه مقصدِ نهایی. بنابراین، غصه خوردن برای کم‌وکاستی‌های دنیا و حرص زدن برای جمع‌آوریِ ثروتِ بیش از نیاز، کاملاً غیرمنطقی است. خداوند توشه عبور از این مسیر را به اندازه کفایت در اختیارمان گذاشته است؛ پس به جای دل‌بستن به اقامتگاهی که به‌زودی باید از آن کوچ کنیم، تمام تلاش و هوشمندیِ ما باید صرفِ آباد کردنِ خانه‌ای شود که قرار است برای همیشه در آن بمانیم.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ، وَ يَأْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُخْدَعُ عَنْ جَنَّتِهِ، وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ.

ترجمه ترجمه

مبادا از کسانی باشی که به خاطر گناهانِ مردم، نگرانِ عاقبتِ آن‌ها هستند، اما خود را از کیفرِ گناهِ خویش در امان می‌دانند! بی‌شک خداوندِ تبارک و تعالی را نمی‌توان برای ورود به بهشتش فریب داد، و به آنچه نزد اوست [از پاداش و جایگاه امن] جز با فرمان‌برداری‌اش نمی‌توان دست یافت.

اندکی شرح اندکی شرح

پیام این روایت بسیار روشن است: از کسانی نباشیم که مدام حواسشان به عیب و خطای دیگران است، اما از اشتباهات خودشان کاملاً غافل‌اند. گاهی افراد مدام روی ایرادات مردم دست می‌گذارند و به بقیه هشدار می‌دهند، اما یادشان می‌رود که خودشان هم پر از نقطه‌ضعف‌اند و خیال می‌کنند از عواقبِ کارهای خودشان در امان‌اند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند با این کارها نمی‌شود خدا را فریب داد. صرفِ اینکه حرف‌های قشنگ بزنیم، شعارِ خوبی بدهیم و از بقیه بخواهیم درست رفتار کنند، برای سعادتمند شدنِ ما کافی نیست. تنها راهش این است که خودمان واقعاً «اهل عمل» باشیم و به اصولی که خداوند برای رشد و نجاتمان تعیین کرده، پایبند بمانیم.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ‎﴿٧﴾‏

ترجمه ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر [دین و راهِ] خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری خواهد کرد و گام‌هایتان را استوار می‌دارد.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه یک فرمولِ قطعی و امیدبخش را برای عبور از بحران‌ها بیان می‌کند. خداوند به صراحت می‌گوید که امداد و پشتیبانیِ او بی‌قیدوشرط نیست؛ بلکه یک شرط اساسی دارد: «ابتدا شما باید به میدان بیایید». یاری کردنِ خدا، یعنی دفاع از حق، ایستادن پای اصول و انجام وظیفه در شرایط سخت. پیام آیه این است که اگر ما سهم خودمان را انجام دهیم و منفعل نباشیم، پشتیبانیِ قدرتِ بی‌نهایتِ خدا قطعی است.

امروز که در میانه‌ی یک رویاروییِ مستقیم و تبادلِ سنگینِ آتش با آمریکا قرار داریم، نکته‌ی بسیار زیبا و آرام‌بخشِ آیه در عبارت «یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (گام‌هایتان را استوار می‌کند) بیش از پیش خودنمایی می‌کند. در چنین تقابل‌های نفس‌گیری، بزرگ‌ترین خطر، لرزیدنِ دل‌ها، ناامیدی و عقب‌نشینی است. قرآن وعده می‌دهد که اگر برای خدا قدم بردارید {یعنی در برابر متجاوز بایستید و از جبهه‌ی حق دفاع کنید}، خداوند نه تنها در صحنه‌ی نظامی و محاسباتِ مادی شما را یاری می‌کند، بلکه چنان صلابت و آرامشی به قلب‌هایتان می‌بخشد که هیچ تهدید، بمباران و هیاهویی نتواند اراده‌تان را در هم بشکند.


فیش‌ها

تا کنون 408 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی
عضویت در کانال ایتا کانال آیات و احادیث موضوعی در ایتا
ورود