جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و احادیث موضوعی - صفحه 3

حدیث امام صادق علیه السلام

جَاءَ رَجُلٌ مُوسِرٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَقِيُّ الثَّوْبِ، فَجَلَسَ إِلَى رَسُولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ). فَجَاءَ رَجُلٌ مُعْسِرٌ دَرِنُ الثَّوْبِ، فَجَلَسَ إِلَى جَنْبِ الْمُوسِرِ، فَقَبَضَ الْمُوسِرُ ثِيَابَهُ مِنْ تَحْتِ فَخِذَيْهِ. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «أَ خِفْتَ أَنْ يَمَسَّكَ مِنْ فَقْرِهِ شَيْءٌ؟» قَالَ: لَا. قَالَ: «فَخِفْتَ أَنْ يُصِيبَهُ مِنْ غِنَاكَ شَيْءٌ؟» قَالَ: لَا. قَالَ: «فَخِفْتَ أَنْ يُوَسِّخَ ثِيَابَكَ؟» قَالَ: لَا. قَالَ: «فَمَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ؟» فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّ لِي قَرِيناً يُزَيِّنُ لِي كُلَّ قَبِيحٍ، وَ يُقَبِّحُ لِي كُلَّ حَسَنٍ، وَ قَدْ جَعَلْتُ لَهُ نِصْفَ مَالِي. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِلْمُعْسِرِ: «أَ تَقْبَلُ؟» قَالَ: لَا. فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: وَ لِمَ؟ قَالَ: أَخَافُ أَنْ يَدْخُلَنِي مَا دَخَلَكَ.

ترجمه ترجمه

مرد ثروتمندی با لباس‌های تمیز و فاخر خدمت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید و در محضر ایشان نشست. سپس مرد تنگدستی با لباس‌های کهنه و چرک‌آلود وارد شد و کنار آن مرد ثروتمند نشست. مرد ثروتمند [با دیدن او، خودش را کشید و] لباسش را جمع‌وجور کرد. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به او فرمودند: «ترسیدی چیزی از فقر او به تو سرایت کند؟» عرض کرد: خیر. فرمودند: «ترسیدی چیزی از ثروت تو به او برسد؟» عرض کرد: خیر. فرمودند: «ترسیدی لباست را کثیف کند؟» عرض کرد: خیر. فرمودند: «پس چه چیزی باعث شد این کار را بکنی؟» عرض کرد: ای رسول خدا! من همدمی [= نفس سرکش یا شیطان وسوسه‌گر] دارم که هر کار زشتی را در نظرم زیبا جلوه می‌دهد و هر کار خوبی را برایم زشت می‌نمایاند. [اکنون برای جبران این رفتارم] نیمی از دارایی‌ام را به این مرد می‌بخشم. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مرد تنگدست فرمودند: «آیا می‌پذیری؟» عرض کرد: خیر. مرد ثروتمند با تعجب پرسید: چرا؟ پاسخ داد: «می‌ترسم همان خصلتی که در وجود تو رخنه کرده [یعنی غرور و خودبرتربینی]، به وجود من هم راه پیدا کند!»


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «مَا مِنْ عَبْدٍ أُرِيدُ أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ إِلَّا ابْتَلَيْتُهُ فِي جَسَدِهِ؛ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ [فَبِها]، وَ إِلَّا شَدَّدْتُ عَلَيْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ، حَتَّى يَأْتِيَنِي وَ لَا ذَنْبَ لَهُ، ثُمَّ أُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ. وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أُرِيدُ أَنْ أُدْخِلَهُ النَّارَ إِلَّا صَحَّحْتُ لَهُ جِسْمَهُ؛ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِي [فَبِها]، وَ إِلَّا آمَنْتُ خَوْفَهُ مِنْ سُلْطَانِهِ؛ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِي [فَبِها]، وَ إِلَّا وَسَّعْتُ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ؛ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ تَمَاماً لِطَلِبَتِهِ عِنْدِي [فَبِها]، وَ إِلَّا هَوَّنْتُ عَلَيْهِ مَوْتَهُ، حَتَّى يَأْتِيَنِي وَ لَا حَسَنَةَ لَهُ عِنْدِي، ثُمَّ أُدْخِلُهُ النَّارَ».

ترجمه ترجمه

خداوند عزوجل می‌فرماید: «هیچ بنده‌ای نیست که بخواهم او را به بهشت ببرم، مگر آنکه او را به درد و رنج جسمانی مبتلا می‌کنم؛ پس اگر این [بیماری] کفاره‌ی گناهانش شد [که چه بهتر]، وگرنه لحظه‌ی جان دادن را بر او سخت می‌گیرم تا در حالی به پیشگاه من آید که هیچ گناهی بر دوشش نمانده باشد، و سپس او را راهی بهشت می‌کنم. و هیچ بنده‌ای نیست که [به خاطر اعمالش] بخواهم او را به دوزخ ببرم، مگر آنکه بدنش را سالم و تندرست نگه می‌دارم؛ پس اگر این [تندرستی] برای تسویه‌ی طلب او از من [بابت کارهای نیکش] کافی بود [که چه بهتر]، وگرنه او را از ترس حاکمان و قدرتمندان در امان می‌دارم؛ اگر این [امنیت] طلب او را تسویه کرد [که هیچ]، وگرنه روزی‌اش را وسعت می‌بخشم؛ و اگر این [ثروت] هم برای تسویه‌ی طلبش کافی نبود، مرگ را بر او آسان می‌کنم تا در حالی به پیشگاه من آید که هیچ طلب و کار نیکی نزد من نداشته باشد، و سپس او را راهی دوزخ می‌کنم.»


حدیث امام باقر علیه السلام

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ يُكْرِمَ عَبْداً وَ لَهُ ذَنْبٌ، ابْتَلَاهُ بِالسُّقْمِ؛ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ لَهُ، ابْتَلَاهُ بِالْحَاجَةِ؛ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ بِهِ ذَلِكَ، شَدَّدَ عَلَيْهِ الْمَوْتَ لِيُكَافِيَهُ بِذَلِكَ الذَّنْبِ. وَ إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ يُهِينَ عَبْداً وَ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةٌ، صَحَّحَ بَدَنَهُ؛ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ بِهِ ذَلِكَ، وَسَّعَ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ؛ فَإِنْ هُوَ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ بِهِ، هَوَّنَ عَلَيْهِ الْمَوْتَ لِيُكَافِيَهُ بِتِلْكَ الْحَسَنَةِ.

ترجمه ترجمه

وقتی خداوند عزوجل بخواهد به بنده‌ای که گناهی بر گردن دارد لطف کند، او را به بیماری مبتلا می‌کند؛ اگر چنین نکند، به تنگدستی دچارش می‌سازد؛ و اگر این کار را هم نکند، جان دادن را بر او سخت می‌گیرد تا [در همین دنیا] تاوان آن گناه را با او تسویه کند. اما هنگامی که بخواهد بنده‌ای را که کار نیکی پیش خدا دارد خوار کند، او را تندرست نگه می‌دارد؛ اگر چنین نکند، روزی‌اش را فراوان می‌کند؛ و اگر این کار را هم نکند، مرگ را بر او آسان می‌گیرد تا پاداش آن کار نیک را [در همین دنیا] با او تسویه کند.

اندکی شرح اندکی شرح

بر اساس این روایت، بیماری، فقر یا سختی جان دادن لزوماً نشانه غضب خدا نیست؛ بلکه گاهی لطف پروردگار در حق انسان‌های درستکاری است که لغزش‌هایی داشته‌اند. خدا با این سختی‌ها، گناهانشان را در همین دنیا پاک می‌کند تا بار آن به آخرت کشیده نشود. در نقطه مقابل، سلامتی، ثروت و مرگ راحت نیز همیشه نشانه محبوبیت پیش خدا نیست. گاهی افراد بدکاری که چند کار نیک هم در پرونده دارند، پاداش کارهای خوبشان را در همین دنیا با سلامتی و گشایش مالی می‌گیرند تا در آخرت هیچ طلب و بهره‌ای نداشته باشند. گویی سنت خداوند بر این است که تا جای ممکن، حساب لغزش‌های خوبان و کارهای نیک بدان را در همین دنیا تسویه کند.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضِّلْعِ الْمُعْوَجِّ؛ إِنْ تَرَكْتَهُ انْتَفَعْتَ بِهِ، وَ إِنْ أَقَمْتَهُ كَسَرْتَهُ.

ترجمه ترجمه

حکایت [طبیعت] زن، حکایت استخوان خمیده‌ی دنده است؛ اگر آن را به همان حال که هست واگذاری، از آن بهره‌مند می‌شوی، و اگر بخواهی [به زور] صافش کنی، آن را می‌شکنی.

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت با یک تشبیه زیبا، به تفاوت‌های طبیعی و روان‌شناختی زن و مرد اشاره می‌کند. استخوان دنده برای اینکه بتواند از قلب و اندام‌های حیاتی محافظت کند، «باید» خمیده و قوس‌دار باشد؛ در واقع این خمیدگی نقص آن نیست، بلکه لازمه‌ی کارکرد درست آن است. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با این مثال به مردان یادآوری می‌کنند که روحیات و عواطف زن، ویژگی‌های خاص خودش را دارد. اگر مرد بخواهد زن را دقیقاً مطابق با میل، منطق یا روحیات مردانه‌ی خودش تغییر دهد (تلاش برای صاف کردن دنده)، نه تنها موفق نمی‌شود، بلکه به روح و روان او آسیب جدی می‌زند (شکستن دنده). اما اگر این طبیعت متفاوت را بپذیرد و با آن مدارا کند، می‌تواند از برکات آن بهره‌مند شود؛ چرا که اتفاقاً همین ظرافت‌های عاطفی است که به زن توانایی می‌بخشد تا نقش حیاتی مادری و همسری را به بهترین شکل ایفا کند و کانون خانواده را گرم و زنده نگه دارد.


حدیث امام رضا علیه السلام

إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ، وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ؛ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ، وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ، كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

ترجمه ترجمه

هر امامی بر گردن دوستان و شیعیان خود عهد و پیمانی دارد، و نشانه‌ی کمال وفاداری به این پیمان و ادای نیکوی آن، زیارت قبور آنان است. پس هر کس با شوق و علاقه به زیارتشان برود و آنچه را که امامان [درباره فضیلت این کار] وعده داده‌اند باور داشته باشد، در روز قیامت، امامانش شفیع او خواهند بود.

اندکی شرح اندکی شرح

این حدیث بیان می‌کند که امامان بر گردن شیعیان خود حقوقی دارند، از جمله زیارت آن‌ها. به نظر می‌رسد اهمیت زیارت و تأکید بر آن، فراتر از ثمرات معنوی برای خود زائر باشد؛ در واقع، حضور مشتاقانه پیروان در زیارتگاه‌ها، شاید مؤثرترین راه برای زنده نگه داشتن نام، مکتب و آرمان‌های یک امام در بستر جامعه است. وقتی شیعه با تحمل زحمت سفر و از سر شوق قدم در این مسیر می‌گذارد، در واقع با حضور خود این چراغ را روشن نگه می‌دارد و نشان می‌دهد که پای عهد و مکتب امامش ایستاده است. در عوضِ این ادای حق، امام نیز وعده داده است که شفیع این شخص خواهد بود و او را در صحرای قیامت تنها نخواهد گذاشت.


حدیث امام علی علیه السلام

وَ مِنْ كَلَامٍ لَهُ (علیه‌السلام) قَالَهُ وَ هُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وَ تَجْهِيزَهُ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللهِ! لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ. خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ، وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً. وَ لَوْلَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ، لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ، وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا، وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً، وَ قَلَّا لَكَ! وَ لَكِنَّهُ مَا لَا يُمْلَكُ رَدُّهُ، وَ لَا يُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ. بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِكَ.

ترجمه ترجمه

از سخنان امام علی (علیه‌السلام) در حالی که پیکر پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را غسل می‌داد و برای خاک‌سپاری آماده می‌کرد:

پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا! با درگذشت تو چیزی قطع شد که با مرگ هیچ‌کس دیگری قطع نشده بود؛ [رشته‌ی] پیامبری، فرود آمدن وحی و اخبار آسمان. مصیبت رفتن تو چنان بزرگ و بی‌مانند است که ما را در هر داغ دیگری تسلی می‌دهد [و در برابر غم تو، دردهای دیگر رنگ می‌بازد]؛ و چنان فراگیر است که همه مردم در سوگ تو یکسان عزادارند. اگر ما را به صبوری فرمان نداده و از بی‌تابی بازنداشته بودی، آن‌قدر در فراقت اشک می‌ریختیم تا چشمه‌ی اشکمان بخشکد؛ و این دردِ جانکاه برای همیشه در وجودمان ریشه می‌دواند و اندوه، همدم همیشگی‌مان می‌شد؛ که البته همین‌ها هم در سوگ تو ناچیز است! اما چه کنیم که مرگ، حقیقتی است که نه می‌توان آن را بازگرداند و نه می‌توان از آن جلوگیری کرد. پدر و مادرم فدایت! ما را در پیشگاه پروردگارت یاد کن و همیشه در خاطر خود نگه دار.


آیه خداوند متعال

وَ إِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ‎﴿٤﴾

ترجمه ترجمه

و به‌راستی که تو از اخلاقی بسیار والا و عظیم برخورداری.

اندکی شرح اندکی شرح

منظور از «خُلق عظیم» در این آیه، همان سعه‌صدر، مهربانی، گذشت و مدارای بی‌نظیر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در برخوردهای اجتماعی است. در روزگاری که خشونت و کینه حرف اول را می‌زد، همین اخلاقِ نرم و پرجاذبه بود که سرسخت‌ترین دشمنان را خلع سلاح می‌کرد و دل‌ها را به آغوش اسلام می‌کشاند. این آیه، یک درس و معیارِ همیشگی برای ماست که خود را پیرو آن حضرت می‌دانیم؛ به‌ویژه برای کسانی که دغدغه‌ی ترویج دین را دارند. الگوگیری از اخلاق پیامبر یعنی بدانیم پیش از آنکه حرف‌ها و استدلال‌های ما روی دیگران اثر بگذارد، این «رفتار و اخلاق ما» است که دل‌ها را جذب یا دفع می‌کند. در مکتب پیامبر اکرم، ادعای دین‌داری و دفاع از اسلام، بدون داشتن اخلاق نیکو و مدارا با مردم، هیچ جایگاهی ندارد.


حدیث امام صادق علیه السلام

مَا أَظُنُّ رَجُلًا يَزْدَادُ فِي الْإِيمَانِ خَيْرًا، إِلَّا ازْدَادَ حُبًّا لِلنِّسَاءِ.

ترجمه ترجمه

گمان نمی‌کنم مردی در ایمان خود رشد کند و بر خوبی‌اش افزوده شود، مگر آنکه محبت و مهرورزی‌اش نسبت به زنان [و همسر خود] بیشتر شود.

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت، نگاه غلط و رایجی را که تصور می‌کند «دین‌داری و تقوا» با «دوری از لذت‌های حلال و بی‌توجهی به همسر» مساوی است، کاملاً رد می‌کند. در منطق اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، رشد معنوی انسان را خشک، خشن و بی‌احساس نمی‌کند؛ بلکه برعکس، هرچه ایمان یک مرد عمیق‌تر می‌شود، قلبش لطیف‌تر شده و ظرفیت محبت و مهرورزی‌اش نسبت به همسرش افزایش می‌یابد. در واقع، عشق به همسر و گرم نگه‌داشتن کانون خانواده، نه تنها مانع مسیر بندگی نیست، بلکه یکی از نشانه‌های قطعی ارتقای ایمان و تکامل روحی انسان است.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

سَجَدَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) سَجْدَةً أَطَالَ فِيهَا، فَقَالَ النَّاسُ عِنْدَ انْقِضَاءِ الصَّلَاةِ: يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّكَ سَجَدْتَ بَيْنَ ظَهْرَانَيْ صَلَاتِكَ أَطَلْتَهَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ قَدْ حَدَثَ أَمْرٌ، أَوْ أَنَّهُ أَتَاكَ الْوَحْيُ! فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «كُلُّ ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ، وَ لَكِنَّ ابْنِي هَذَا ارْتَحَلَنِي، فَكَرِهْتُ أَنْ أُعَجِّلَهُ حَتَّى يَقْضِيَ حَاجَتَهُ».

فَكَانَ الْحَسَنُ أَوِ الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) قَدْ جَاءَ وَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي سَجْدَتِهِ، فَامْتَطَى ظَهْرَهُ.

ترجمه ترجمه

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) [در یکی از نمازهای جماعت] سجده‌ای را بسیار طول دادند. پس از پایان نماز، مردم گفتند: «ای رسول خدا! شما در میان نمازتان سجده‌ای کردید و آن را چنان طول دادید که گمان کردیم اتفاقی افتاده یا وحی بر شما نازل شده است!» پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «هیچ‌کدام از این‌ها نبود؛ بلکه این پسرم [بر پشتم] سوار شده بود و من دلم نیامد او را با شتاب پایین بیاورم، [صبر کردم] تا خودش به خواسته‌اش برسد [و پایین بیاید].»

[راوی می‌گوید:] امام حسن یا امام حسین (علیهماالسلام) آمده بود و در حالی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در سجده بودند، بر پشتِ ایشان سوار شده بود.

اندکی شرح اندکی شرح

گاهی اوقات پدر و مادرها از شیطنت و بازیگوشیِ فرزندانشان کلافه می‌شوند و گمان می‌کنند برای تربیتِ درست، باید همان لحظه با کودک برخورد کنند تا دیگر این کارها را تکرار نکند. اما حقیقت این است که شیطنت و جنب‌وجوش، اقتضای طبیعیِ دنیای کودکی است. وقتی معصوم‌ترین کودکانِ عالَم (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام) این‌گونه بازیگوشی می‌کردند، چگونه توقع داریم کودکانِ ما همیشه دست‌به‌سینه و ساکت بنشینند؟

از سوی دیگر، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان برترین مربّیِ عالَم، نه‌تنها کودک را برای این کار تنبیه یا سرزنش نمی‌کنند، بلکه با مهربانی با دنیای او همراه می‌شوند. وقتی چنین کودکانِ معصومی بازیگوشی می‌کنند و چنان مربّیِ بزرگی به آن‌ها سخت نمی‌گیرد و با اقتضائاتِ کودکانه‌شان راه می‌آید، دیگر چه بهانه‌ای برای ما باقی می‌ماند که این حقِ طبیعی را از کودکانمان بگیریم و با سخت‌گیری‌های بی‌جا، دنیای زیبایشان را خراب کنیم؟


حدیث امام عسکری علیه السلام

عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ الْخَمْسِينَ، وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ، وَ التَّخَتُّمُ فِي الْيَمِينِ، وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ، وَ الْجَهْرُ بِـ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ».

ترجمه ترجمه

نشانه‌های مؤمن [و پیرو مکتب اهل‌بیت] پنج چیز است: خواندن پنجاه و یک رکعت نماز [واجب و مستحب در شبانه‌روز]، خواندن زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن [در حال سجده]، و بلند گفتنِ «بسم الله الرحمن الرحیم» [در نمازها].

اندکی شرح اندکی شرح

این حدیث در واقع یک «کارت شناساییِ رفتاری» برای شیعیان و پیروان مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است. در دورانی که مذاهب مختلف اسلامی در جامعه حضور داشتند، امام عسکری (علیه‌السلام) این پنج ویژگی را به عنوان معیار و شاخصه‌ای روشن برای شناسایی و تمایز شیعیان از سایرین بیان فرمودند. در خصوص «زیارت اربعین» نیز، منظور این نیست که شخص لزوماً باید در روز بیستم صفر در کربلا حضور داشته باشد تا این نشانه در او محقق شود؛ بلکه همین که مؤمنان در هر کجای جهان که هستند، در این روز زیارت‌نامه اربعین را قرائت کنند و ارتباط قلبی خود را با سیدالشهدا (علیه‌السلام) تجدید نمایند، مصداق این روایت قرار می‌گیرند.


حدیث امام صادق علیه السلام

... فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كَثِيراً مَا أَذْكُرُ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَأَيَّ شَيْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: قُلْ: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»؛ تُعِيدُ ذَلِكَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ يَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ قَرِيبٍ وَ مِنْ بَعِيدٍ.

ترجمه ترجمه

[راوی می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: فدایت شوم! من بسیار به یاد حسین (علیه‌السلام) می‌افتم؛ [در آن لحظات] چه بگویم؟ فرمودند: بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» (سلام و رحمت خدا بر تو ای اباعبدالله)؛ این جمله را سه بار تکرار کن؛ چرا که این سلام، چه از نزدیک و چه از راه دور، به ایشان می‌رسد.

اندکی شرح اندکی شرح

گاهی تصور می‌کنیم برای عرض ادب به امام حسین (علیه‌السلام) حتماً باید در کربلا حضور داشته باشیم یا زیارت‌نامه‌های طولانی بخوانیم؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) به ما می‌آموزند که در میان شلوغی‌های روزمره، به محض آنکه یادِ سیدالشهدا از خاطرمان گذشت، می‌توانیم تنها با یک عرض ارادتِ کوتاه، پیوند خود را با ایشان تازه کنیم. پیام صریح روایت این است که در این ارتباط، فاصله‌های جغرافیایی کاملاً بی‌اثرند؛ همین که این کلماتِ کوتاه بر زبان جاری شود، سلامِ ما از هر کجای دنیا که باشیم، به ایشان می‌رسد و مسافت‌های طولانی هیچ مانعی برای دریافت این عرض ارادت نیست.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِذَا هَمَمْتَ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَلَا تُؤَخِّرْهُ؛ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رُبَّمَا اطَّلَعَ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شَيْءٍ مِنَ الطَّاعَةِ، فَيَقُولُ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي، لَا أُعَذِّبُكَ بَعْدَهَا أَبَداً». وَ إِذَا هَمَمْتَ بِسَيِّئَةٍ فَلَا تَعْمَلْهَا؛ فَإِنَّهُ رُبَّمَا اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شَيْءٍ مِنَ الْمَعْصِيَةِ، فَيَقُولُ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي، لَا أَغْفِرُ لَكَ بَعْدَهَا أَبَداً».

ترجمه ترجمه

هرگاه تصمیم به انجام کار خیری گرفتی، آن را به تأخیر نینداز؛ چرا که چه بسا خداوندِ عزوجل در همان لحظه که بنده مشغولِ طاعتی است، به او توجه کند و بفرماید: «به عزت و جلالم سوگند که پس از این [عمل]، هرگز تو را عذاب نخواهم کرد.» و هرگاه قصدِ گناهی کردی، آن را انجام نده؛ زیرا چه بسا خداوند در همان لحظه که بنده مشغولِ نافرمانی است، به او نگاه کند و بفرماید: «به عزت و جلالم سوگند که پس از این [گناه]، هرگز تو را نخواهم بخشید.»

اندکی شرح اندکی شرح

وقتی قصد انجام کار خیری می‌کنیم، نباید آن را به تأخیر بیندازیم؛ چرا که گذشت زمان ممکن است توفیقِ عمل را از ما بگیرد یا آن خلوصِ اولیه را کمرنگ کند. شاید همان عمل، به دلیل میزان اخلاصِ ما در آن لحظه یا اهمیتی که دارد، چنان نظر لطف خدا را جلب کند که پروردگار به واسطه همان یک کار، ما را عاقبت‌به‌خیر کند. در مقابل، اگر وسوسه گناهی به سراغمان آمد، باید با تمام توان از انجامش خودداری کنیم؛ زیرا ممکن است همان عمل، به خاطر سبک شمردنِ نافرمانیِ خدا یا گستاخیِ نهفته در آن، نزد پروردگار بسیار زشت جلوه کند و باعث شود انسان نظرِ رحمتِ الهی را از دست بدهد و دچار عاقبت‌به‌شری گردد. در حقیقت، ارزشِ اعمال همیشه به بزرگی و کوچکیِ ظاهریِ آن‌ها نیست؛ بلکه گاهی حالتِ درونیِ انسان هنگام انجام یک کار، تأثیری شگرف در سرنوشت او می‌گذارد.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ.

ترجمه ترجمه

هر کس با زنی [تنها] به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به همان ثروت واگذار می‌کند [و لطف و حمایتش را از او دریغ می‌دارد]؛ و هر کس [صرفاً] به خاطر زیبایی‌اش با او ازدواج کند، سرانجام در او چیزی خواهد دید که مایه ناخشنودی و رنجشِ او می‌شود؛ اما هر کس به خاطر دین و ایمانِ آن زن با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات [= ثروت و زیبایی] را نیز برایش فراهم می‌آورد.

اندکی شرح اندکی شرح

کسی که در ازدواج فقط به ثروت طرف مقابل طمع می‌کند، در واقع به جای توکل بر روزی‌رسانیِ خدا، به مال دیگری تکیه کرده است. نتیجه این بی‌اعتمادی آن است که خداوند هم او را به همان ثروت واگذار می‌کند و چتر حمایت و برکتش را از آن زندگی برمی‌دارد.

اما درباره زیبایی؛ خاصیت زیبایی ظاهری این است که خیلی زود برای چشم انسان عادی می‌شود. وقتی کسی صرفاً مجذوب چهره می‌شود، پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، تازه با رفتار و باطن همسرش روبه‌رو می‌شود. اگر آن چهره زیبا با بدخلقی یا خودخواهی همراه باشد، یک اتفاق مهم در روان انسان می‌افتد: آزردگی‌های مداومِ روحی، تصویر آن زیبایی را در ذهن کاملاً تخریب می‌کند. وقتی انسان از کسی رفتار تلخی می‌بیند، آن چهره دیگر برایش جذاب نیست، بلکه به سوهان روح و یادآورِ تنش تبدیل می‌شود. اما در نقطه مقابل، اگر ملاک اصلی «دین و ایمان» باشد، معادله کاملاً برعکس می‌شود. همسری که به واسطه پایبندی به دین، انسانی خوش‌رو، صبور و متعهد است، به روان شریک زندگی‌اش آرامش تزریق می‌کند. این امنیت عاطفی باعث می‌شود که حتی یک چهره معمولی، به مرور زمان در چشم همسرش بی‌نهایت شیرین و زیبا جلوه کند. از سوی دیگر، همراهی با چنین همسری که اهل قناعت است و از اسراف و چشم‌وهم‌چشمی دوری می‌کند، در کنار برکتِ الهی، مسیر رسیدن به رفاه و ثروت را نیز برایشان هموار می‌سازد.


حدیث امام صادق علیه السلام

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ يُجَهِّزُ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَخْرُجْ لِعِلَّةٍ تُصِيبُهُ أَوْ لِقِلَّةِ نَصِيبِهِ؟ قَالَ (علیه‌السلام): يُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ، وَ يُخْلِفُ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ، وَ يُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِيُصِيبَهُ وَ يُدْفَعُ عَنْهُ، وَ يُحْفَظُ فِي مَالِهِ.

ترجمه ترجمه

راوی می‌گوید: [به امام صادق علیه‌السلام] عرض کردم: پاداش کسی که هزینه سفر دیگری را [برای زیارت امام حسین علیه‌السلام] تأمین کند، اما خودش به دلیل گرفتاری یا تنگدستی نتواند به این سفر برود چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمودند: خداوند در برابر هر درهمی که خرج کرده، به عظمت کوه اُحُد به او نیکی و حسنه می‌بخشد؛ چندین برابرِ آنچه را که هزینه کرده به او برمی‌گرداند؛ بلاهایی را که مقدر شده به او برسد، از او دور و دفع می‌کند؛ و دارایی‌اش را [از آسیب و نابودی] محفوظ می‌دارد.

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت جایگاه بی‌نظیر «زیارت امام حسین (علیه‌السلام)» و ارزشِ بانی شدن برای زائرانِ ایشان را نشان می‌دهد. گاهی انسان به دلیل مشکلات مالی، بیماری یا گرفتاری‌های روزمره، توفیق حضور در این سفر را پیدا نمی‌کند؛ اما امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند اگر پای رفتن نداریم، می‌توانیم با تأمین هزینه سفرِ یک زائر دیگر، خود را در این مسیر شریک کنیم. خداوند برای چنین شخصی سنگ تمام می‌گذارد؛ نه تنها پاداش معنویِ عظیمی به او می‌بخشد، بلکه در همین دنیا نیز چند برابرِ آن هزینه را به او برمی‌گرداند، بلاهای حتمی را از جانش دور می‌کند و به مالش برکت و امنیت می‌دهد.


آیه خداوند متعال

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا ... ‎﴿١٤﴾

ترجمه ترجمه

و [فرعونیان] با آنکه در عمق جانشان به حقانیتِ آن [معجزات] یقین داشتند، اما از روی ستمگری و برتری‌جویی، آن را انکار کردند.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه با قرار دادنِ دو کلمه «یقین» (اسْتَيْقَنَتْهَا) و «انکار» (جَحَدُوا) در کنار هم، پرده از یک واقعیتِ بسیار مهم برمی‌دارد: «دانستن» با «ایمان داشتن» فرق دارد. خیلی‌ها گمان می‌کنند همین که با دلیل و منطق حقیقتی را فهمیدند، کار تمام است و به آن ایمان آورده‌اند. اما علم به تنهایی ایمان نیست؛ بلکه ایمان معجونی از «علمِ عقل» و «همراهیِ دل» است. برای درک بهتر این موضوع، کسی را در نظر بگیرید که از نظر علمی «یقین» دارد سیگار کشنده است، اما باز هم سیگار می‌کشد. در اینجا عقلِ او ضررِ سیگار را فهمیده، اما به این مضر بودن «ایمان» نیاورده است؛ چرا که دلش هنوز درگیرِ لذتِ آن است و با عقل همراهی نمی‌کند.

اما در پذیرش حقایق الهی، چرا دل زیر بارِ حقیقتی که عقل فهمیده نمی‌رود؟ آیه دلیلِ این نوع لجبازی را «ظُلماً و عُلُوّاً» (ستم و برتری‌جویی) می‌داند. در این ماجرا، فرعونیان معجزات حضرت موسی را دیدند و عقلشان کاملاً فهمید که او بر حق است؛ اما پیش خودشان حساب کردند که اگر این حقیقت را بپذیرند، باید از قدرت، ثروت و جایگاهِ خداییِ خود دست بکشند. در واقع، چون «دلِ» آن‌ها اسیرِ این منافع و غرور بود، با عقلشان همراهی نکرد و با اینکه در درونشان می‌دانستند حق چیست، آگاهانه آن را پس زدند.

برای حل این مشکل باید بدانیم که روشِ همراه کردنِ «عقل» با روشِ همراه کردنِ «دل» کاملاً متفاوت است. عقل با استدلال، منطق و مطالعه قانع می‌شود؛ اما دل با «تقوا، مراقبت و عمل» رام می‌شود. برنامه‌های عملیِ دین {مثل نماز اول وقت، بیداریِ سحر، انتخاب دوستِ مناسب، یا رفتن به زیارت اربعین} در کنار سایر حکمت‌ها و برکاتشان، نقش بسیار مهمی در همین زمینه دارند. این اعمالِ مستمر، دل را نرم و تربیت می‌کنند تا در برابر حقیقتی که عقل فهمیده، لجبازی نکند و با آن هماهنگ شود.


فیش‌ها

تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی
عضویت در کانال ایتا کانال آیات و احادیث موضوعی در ایتا
ورود