پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
تَصَدَّقُوا وَ لَوْ بِصَاعٍ مِنْ تَمْرٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ صَاعٍ، وَ لَوْ بِقَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ قَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِتَمْرَةٍ، وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ؛ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَبِكَلِمَةٍ لَيِّنَةٍ. فَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَاقٍ اللَّهَ، فَقَائِلٌ لَهُ: أَ لَمْ أَفْعَلْ بِكَ؟ أَ لَمْ أَجْعَلْكَ سَمِيعاً بَصِيراً؟ أَ لَمْ أَجْعَلْ لَكَ مَالاً وَ وَلَداً؟ فَيَقُولُ: بَلَى. فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَانْظُرْ مَا قَدَّمْتَ لِنَفْسِكَ. قَالَ: فَيَنْظُرُ قُدَّامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ، فَلَا يَجِدُ شَيْئاً يَقِي بِهِ وَجْهَهُ مِنَ النَّارِ.
ترجمه
صدقه بدهید؛ حتی اگر به اندازه یک صاع (حدود سه کیلو) خرما باشد، یا بخشی از آن، یا یک مشت، یا بخشی از یک مشت، یا یک دانه خرما، و یا حتی نیمی از یک دانه خرما. و کسی که [هیچکدام از اینها را] نداشت، با سخنی نرم و مهربانانه [با نیازمندان برخورد کند]. چرا که هر یک از شما [در روز قیامت] با خداوند دیدار خواهد کرد و خدا به او خواهد گفت: «آیا به تو نیکی نکردم؟ آیا تو را شنوا و بینا نیافریدم؟ آیا به تو مال و فرزند نبخشیدم؟» بنده پاسخ میدهد: «چرا، همینطور است.» آنگاه خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «حالا نگاه کن ببین برای [نجاتِ] خودت چه پیش فرستادهای؟» [سپس پیامبر] فرمودند: «آن شخص به پیش رو، پشت سر، سمت راست و سمت چپ خود نگاه میکند، اما [اگر دستش از کار خیر خالی باشد] هیچ چیزی که بتواند با آن چهرهاش را از آتش حفظ کند، نمییابد.»
اندکی شرح
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با ذکرِ مقادیرِ بسیار اندک (تا حدِ نیمی از یک خرما)، میخواهند این باور را در ما ایجاد کنند که هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند کار خیری کند؛ حتی اگر دستِ کسی کاملاً خالی باشد، «خوشزبانی و برخوردِ انسانی» با نیازمند، برای او حکم صدقه را دارد. اما اوج هشدارِ این حدیث در گفتگوی خداوند با بنده است. وقتی خدا نعمتهایی مثل «چشم و گوش» و «مال و فرزند» را یادآوری میکند، در واقع دارد به «سرمایههایی» اشاره میکند که برای کار خیر در اختیار ما گذاشته بود. چشم و گوش ابزارهایی هستند تا دردِ دیگران را ببینیم و بشنویم؛ و مال و فرزند، امکاناتی برای گرهگشاییاند. پیامِ نهفتهی این پرسشِ الهی این است: «من این سرمایهها و ابزارها را در اختیار تو گذاشتم؛ چرا با وجود این امکانات، هیچ سپری برای امروزت فراهم نکردی؟» اینجاست که حسرت انسان به اوج میرسد؛ چرا که میفهمد با دستِ پُر به دنیا آمده بود، اما به خاطر غفلت، با دستِ خالی به آخرت بازگشته است.