امام علی علیه السلام
أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا!
ترجمه
آگاه باشید که من چیزی همانند بهشت ندیدم که جوینده آن در خواب باشد، و چیزی را چون آتش دوزخ ندیدم که گریزانِ از آن خفته باشد.
فیشها
تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیشها جستجو بازگشت به صفحه اصلیانتخاب موضوع
آشنایی و ارتباط
درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راههای ارتباطی امام علی علیه السلام
أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا!
ترجمه
آگاه باشید که من چیزی همانند بهشت ندیدم که جوینده آن در خواب باشد، و چیزی را چون آتش دوزخ ندیدم که گریزانِ از آن خفته باشد.
امام حسین علیه السلام
يَا ابْنَ آدَمَ تَفَكَّرْ وَ قُلْ أَيْنَ مُلُوكُ الدُّنْيَا وَ أَرْبَابُهَا الَّذِينَ عَمَرُوا وَ احْتَفَرُوا أَنْهَارَهَا وَ غَرَسُوا أَشْجَارَهَا وَ مَدَّنُوا مَدَائِنَهَا فَارَقُوهَا وَ هُمْ كَارِهُونَ.
ترجمه
اى فرزندآدم! انديشه كن و بگو: كجايند پادشاهان جهان و صاحبان دنيا كه آن را آباد كردند و نهرها كندند و درختان را كاشتند و شهرها را بنا كردند و بعد با ناخرسندى از آنها جدا شدند.
امام حسین علیه السلام
رُوِيَ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع جَاءَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ أَنَا رَجُلٌ عَاصٍ وَ لَا أَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِيَةِ فَعِظْنِي بِمَوْعِظَةٍ فَقَالَ ع افْعَلْ خَمْسَةَ أَشْيَاءَ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ فَأَوَّلُ ذَلِكَ لَا تَأْكُلْ رِزْقَ اللهِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ وَ الثَّانِي اخْرُجْ مِنْ وَلَايَةِ اللهِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ وَ الثَّالِثُ اطْلُبْ مَوْضِعاً لَا يَرَاكَ اللهُ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ وَ الرَّابِعُ إِذَا جَاءَ مَلَكُ الْمَوْتِ لِيَقْبِضَ رُوحَكَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِكَ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ وَ الْخَامِسُ إِذَا أَدْخَلَكَ مَالِكٌ فِي النَّارِ فَلَا تَدْخُلْ فِي النَّارِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ.
ترجمه
مردى آمد خدمت امام حسين عليه السلام و گفت مردى گناهكارم و نمىتوانم از گناه خودارى كنم مرا موعظه كن. امام عليه السلام در پاسخ فرمود: پنج كار انجام بده بعد هر چه خواستى گناه كن: ۱. روزی خدا را مخور و هر چه میخواهی گناه کن؛ ۲. از ولايت و قلمرو حكومت خدا بیرون برو و هر چه میخواهی گناه کن؛ ۳. جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه میخواهی گناه کن؛ ۴. وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه میخواهی گناه کن؛ ۵. زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش میبرد در آتش وارد مشو و هر چه میخواهی گناه کن.
امام حسین علیه السلام
يَا ابْنَ آدَمَ اذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ فِي قَبْرِكَ مَضْجَعَكَ وَ مَوْقِفَكَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ تَشْهَدُ جَوَارِحُكَ.
ترجمه
ای فرزند آدم! یاد کن مرگ خویش را، و خوابیدن خود را در قبرت، و ایستادن خود در برابر خدا را، در حالی که اعضایت علیه تو شهادت می دهند.
امام علی علیه السلام
شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ؛ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَىٰ تَبِعَتُهُ، وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَىٰ أَجْرُهُ.
ترجمه
چه بسیار است تفاوت میان دو کردار: کرداری که خوشی آن برود و پیامد (کیفر) آن برجای ماند و کرداری که رنج آن برود و مزدش بماند.
امام صادق علیه السلام
الْمَسْجُونُ مَنْ سَجَنَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ.
ترجمه
زندانی [واقعی] کسی است که دنیایش او را از آخرتش باز داشته باشد.
امام کاظم علیه السلام
يَا هِشَامُ، إِنَّ الْعَاقِلَ نَظَرَ إِلَى الدُّنْيَا وَ إِلَى أَهْلِهَا، فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ، وَنَظَرَ إِلَى الْآخِرَةِ، فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ، فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا.
ترجمه
ای هشام! انسان خردمند به دنیا و اهل آن نگریست و دریافت که دنیا جز با رنج و زحمت به دست نمیآید؛ و به آخرت نگریست و دریافت که آن هم جز با رنج و زحمت به دست نمیآید. پس [حالا که هر دو مسیر نیازمند تلاش و سختی است،] با تحمل این رنج، در پیِ چیزی رفت که ماندگارتر است [یعنی آخرت].
اندکی شرح
این کلام امام (ع) یک منطق بسیار ساده و در عین حال عمیق را بیان میکند: «هیچ دستاوردی بدون رنج نیست». چه بخواهیم به موفقیتهای دنیوی برسیم و چه به سعادت اخروی، در هر دو حالت باید سختی بکشیم. تفاوت انسان خردمند با دیگران در این است که او وقتی میبیند رنج و زحمت در زندگی اجتنابناپذیر است، این سرمایه (یعنی تلاش و سختی کشیدنش) را در مسیری خرج میکند که سودش همیشگی و ماندگار باشد، نه موقت و از بینرفتنی.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
مَرَّ بِرَسُولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) رَجُلٌ وَ هُوَ فِي أَصْحَابِهِ، فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ: مَجْنُونٌ! فَقَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): بَلْ هَذَا رَجُلٌ مُصَابٌ، إِنَّمَا الْمَجْنُونُ عَبْدٌ أَوْ أَمَةٌ أَبْلَيَا شَبَابَهُمَا فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللهِ.
ترجمه
پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) در میان یارانشان حضور داشتند که مردی از کنارشان عبور کرد. برخی از حاضران گفتند: «[این مرد] دیوانه است!» پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «خیر، او تنها یک بیمار [و آسیبدیده] است؛ دیوانه واقعی، آن مرد یا زنی است که دوران جوانیِ خود را در راهی غیر از بندگی و اطاعت خدا تباه کند.
اندکی شرح
از نگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، دیوانگی صرفاً یک اختلالِ پزشکی نیست، بلکه یک «محاسبهی بهشدت غلط» است. شخصی که روانش آسیب دیده، تنها یک «بیمار» است و چون ابزارِ تفکرش دچار مشکل شده، حرجی بر او نیست. اما دیوانگیِ واقعی زمانی رخ میدهد که انسان عقلِ سالم داشته باشد، ولی در بازارِ دنیا بدترین معاملهی ممکن را انجام دهد. منطقِ سادهی دودوتاچهارتا حکم میکند که انسان باارزشترین داراییاش را صرفِ سودآورترین هدف کند. «جوانی»، تکرارناپذیرترین و پرانرژیترین سرمایهی ماست؛ کسی که این سرمایهی عظیم را به جای ساختنِ زندگیِ ابدیِ آخرت، خرجِ نافرمانیِ خدا و لذتهای زودگذر میکند، از نظر منطقی دقیقاً مثل کسی است که تمام ثروتش را آتش میزند تا فقط چند دقیقه دستش را گرم کند!
البته باید دقت کرد که در منطق دین، «طاعت و بندگی» صرفاً در انجام فرایضی مانند نماز و روزه خلاصه نمیشود. اسلام نهتنها با نشاط و تفریح مخالف نیست، بلکه تفریحات سالم، وقت گذراندن با خانواده و بهرهمندی از لذتهای حلال را برای یک زندگیِ متعادل، «لازم» و «مورد رضایت الهی» میداند. آنچه در این روایت به عنوان «تباه کردن جوانی» سرزنش شده، اموری مانندِ درگیر شدن در روابط ناسالم با جنس مخالف، کسب درآمدهای حرام، اتلافِ عمر در فضای مجازی و... است.
امام جواد علیه السلام
اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.
ترجمه
بدان که از دیده خدا پنهان نیستی، پس بنگر که چگونهای.
امام علی علیه السلام
إِنْ كُنْتُمْ لِلنَّجَاةِ طَالِبِينَ فَارْفُضُوا الْغَفْلَةَ وَ اللَّهْوَ، وَ الْزَمُوا الِاجْتِهَادَ وَ الْجِدَّ.
ترجمه
اگر خواهان نجات هستيد، غفلت و سرگرمى را دور افكنيد و به كوشش و جدّيت چنگ زنيد.
خداوند متعال
وَ لَوْ تَرَىٰ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا ۙ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿۵۰﴾
ترجمه
و اگر آن زمانی را که فرشتگان جان کافران را می ستانند، مشاهده کنی [می بینی] که بر چهره و پشتشان ضربات سنگینی می کوبند و [به آنان نهیب می زنند که] عذاب سوزان را بچشید!!
امام علی علیه السلام
يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي / مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلًا
ترجمه
ای حارث همدانی هر که میمیرد چه مؤمن و چه منافق، مرا در هنگام مرگ خواهد دید.
خداوند متعال
وَ أَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰﴾
ترجمه
و از آنچه روزى شما گردانيده ايم انفاق كنيد پيش از آنكه يكى از شما را مرگ فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا تا مدتى بيشتر [اجل] مرا به تاخير نينداختى تا صدقه دهم و از نيكوكاران باشم.
امام حسن مجتبی علیه السلام
سُئِلَ الْحَسَنُ علیهالسلام: مَا بَالُنَا نَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ لَا نُحِبُّهُ؟ فَقَالَ علیهالسلام: لِأَنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ، وَ عَمَّرْتُمْ دُنْيَاكُمْ، وَ أَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَابِ.
ترجمه
از امام حسن مجتبی (علیهالسلام) پرسیدند: «ما را چه شده است که از مرگ بیزاریم و آن را دوست نداریم؟» حضرت فرمودند: «زیرا شما آخرتِ خود را ویران کردهاید و دنیایتان را آباد ساختهاید؛ و [طبیعی است که] دوست ندارید از یک جای آباد به یک ویرانه کوچ کنید.»
اندکی شرح
این روایت، علتِ اصلیِ ترس از مرگ را به روشنی بیان میکند. امام (علیهالسلام) میفرمایند مشکل از ماهیتِ مرگ نیست، بلکه به عملکردِ خود ما برمیگردد. مرگ در حقیقت یک «کوچ کردن» و انتقال است. وقتی انسان تمام توان و توجهش را صرفِ دنیای مادی میکند و با غفلت و گناه، مقصدِ نهاییِ خود را ویران میسازد، طبیعی است که از مرگ هراس داشته باشد. هیچکس دوست ندارد از خانهای که به آن دل بسته و آبادش کرده، جدا شود و به جایی قدم بگذارد که هیچ توشه و آبادیای برای آن فراهم نکرده است.
امام علی علیه السلام
كَيْفَ يَعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْيَا؟!
ترجمه
كسى كه سرگرم دنياست، چگونه مى تواند براى آخرت كار كند؟
© کپی برداری از آیات و احادیث کاملاً مجاز است.
فیشها
تا کنون 433 فیش منتشر شده است آخرین فیشها جستجو بازگشت به صفحه اصلیانتخاب موضوع
آشنایی و ارتباط
درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راههای ارتباطی