پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ، وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ، وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ كَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
ترجمه
در روز قیامت، هیچ بندهای قدم از قدم برنمیدارد مگر اینکه درباره چهار چیز از او سؤال شود: از عمرش که آن را در چه راهی سپری کرده است؛ از جوانیاش که آن را صرف چه کاری کرده است؛ از ثروتش که از کجا به دست آورده و در کجا خرج کرده است؛ و از دوستی و محبتِ ما اهلبیت.
اندکی شرح
این روایت نشان میدهد که در روز قیامت، نسبت به چهار نعمت و سرمایه مهم حساسیت ویژهای وجود دارد. اول «عمر» است؛ اینکه آیا این فرصت تکرارنشدنی صرفاً به روزمرگی گذشت، یا از آن برای بندگی خدا و رشد استفاده شد؟ دوم «جوانی» است؛ دورانی که انسان در اوج نشاط و توانمندی است و باید پاسخ دهد این انرژیِ متراکم را صرف چه راهی کرده است. سوم «ثروت» است که حسابی دوطرفه دارد: از یک سو بررسی میشود که از چه راهی (حلال یا حرام) به دست آمده، و از سوی دیگر میپرسند در کجا خرج شده است؟ آیا در مسیرهای درستی مثل تأمین آبرومندانه خانواده، کارهای خیر و کمک به دیگران صرف شد، یا در راه اسراف، گناه و خودخواهی هدر رفت؟
اما چهارمین مورد، «محبت اهلبیت (علیهمالسلام)» است. اهمیت این خاندان صرفاً به خاطر نسبت فامیلی با پیامبر نیست؛ بلکه آنها چراغهای هدایت و قطبنمای مسیر حقاند. در روز قیامت از ما میپرسند که با این نعمتِ بزرگ چه کردیم؟ آیا با محبت و پیرویِ عملی، قدم جای پایشان گذاشتیم و از جبهه حق حمایت کردیم؟ یا مانند بسیاری از مردم در طول تاریخ، نسبت به راه و کلامشان بیتفاوت بودیم و آنها را در برابر ظلم، تنها و بییاور گذاشتیم؟