جزوات یک طلبه

فیش‌ها

تا کنون 408 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آیات و احادیث «اخلاق اسلامی» - صفحه 2

حدیث امام علی علیه السلام

كَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ؛ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَيْرَتِهِ.

ترجمه ترجمه

خداوند جهاد را بر مردان و زنان مقرر کرده است؛ جهادِ مرد آن است که مال و جانِ خویش را فدا کند تا جایی که در راه خدا کشته شود، و جهادِ زن آن است که در برابر آزار و اذیتِ [احتمالیِ] شوهرش و غیرت‌ورزیِ او [که گاه موجب سخت‌گیری می‌شود]، صبر و شکیبایی پیشه کند.

اندکی شرح اندکی شرح

اشاره امام (علیه‌السلام) به «آزار و غیرت‌ورزی شوهر» به هیچ‌وجه به معنای تأیید بدرفتاریِ مرد یا دادنِ حقِ ظلم به او نیست؛ چرا که در روایات متعددِ دیگر، آزار دادنِ همسر به شدت نهی شده است. بلکه هدفِ این کلام، تغییرِ نگاه به صبرِ زن و تبدیلِ آن از یک «تحملِ انفعالی» به یک «مأموریت و جهادِ مقدس» است.

دین به جای آنکه زن را در برابر ناملایماتِ رفتاری به پرخاشگری متقابل یا ویران کردنِ سریعِ خانواده تشویق کند، صبوریِ او برای حفظ کانون خانواده را یک مسئولیتِ پربرکت می‌داند. پیامِ امیدبخشِ حدیث این است که اگر زنی در برابر تندخویی‌ها یا سخت‌گیری‌های همسرش خویشتن‌داری نشان دهد، خداوند این صبوری را هم‌وزنِ فداکاریِ یک رزمنده در میدان جنگ ارزش‌گذاری کرده و پاداشِ والای یک «مجاهد» را به او می‌بخشد. (البته روشن است که این صبوری و مسئولیتِ الهی، ناظر به مدیریتِ چالش‌های رایجِ زندگی است، نه تن دادن به ظلم‌های غیرقابل تحمل و آسیب‌های ویرانگر).


حدیث امام باقر علیه السلام

يُحْشَرُ الْعَبْدُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَا نَدِيَ دَماً، فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَةِ أَوْ فَوْقَ ذَلِكَ، فَيُقَالُ لَهُ: هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ. فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّكَ قَبَضْتَنِي وَ مَا سَفَكْتُ دَماً. فَيَقُولُ: بَلَى، سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَايَةَ كَذَا وَ كَذَا، فَرَوَيْتَهَا عَلَيْهِ، فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَيْهَا، وَ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِهِ.

ترجمه ترجمه

بنده در روز قیامت محشور می‌شود در حالی که [در دنیا] دستش به هیچ خونی آلوده نشده است؛ اما ظرفی شبیه به شیشه حجامت [پر از خون] یا بیشتر از آن به دست او می‌دهند و می‌گویند: «این سهم تو از خون فلان شخص است.» او می‌گوید: «پروردگارا! تو خود می‌دانی تا روزی که جانم را گرفتی، من خون کسی را نریخته بودم!» خداوند می‌فرماید: «آری، اما تو از فلان شخص، فلان حرف و سخن را شنیدی و آن را به زیان او بازگو کردی؛ پس این سخن دهان به دهان چرخید تا به گوش فلان ستمگر رسید و او را به خاطر همان حرف کشت؛ و حالا این سهم تو از خون اوست.»

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت هشدار تکان‌دهنده‌ای درباره «مسئولیت کلمات» و پیامدهای غیرمستقیمِ حرف‌های ماست. گاهی انسان مستقیماً دست به جنایت یا ظلمی نمی‌زند، اما با نقلِ یک حرف، افشای یک راز یا پخش کردن یک خبر، زنجیره‌ای از اتفاقات را رقم می‌زند که در نهایت به نابودی یا آسیب دیدن یک انسان ختم می‌شود. پیام اصلی حدیث این است که در دستگاه عدالت الهی، ما فقط در برابر کارهایی که با دستمان انجام داده‌ایم مسئول نیستیم؛ بلکه  شریک در جرمی هستیم که با زبانمان زمینه‌سازِ آن شده‌ایم. کلماتی که بی‌محابا دهان به دهان می‌چرخانیم، می‌توانند به سلاحی بُرنده در دست ستمگران تبدیل شوند و ما را در گناهِ ریخته شدنِ خون یا پایمال شدنِ حق دیگران شریک کنند.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ ‎﴿٦٥﴾

ترجمه ترجمه

ای پیامبر! مؤمنان را به نبرد [با دشمن] برانگیز. اگر از میان شما بیست نفرِ مقاوم و ثابت‌قدم باشند، بر دویست نفر غلبه خواهند کرد؛ و اگر از شما صد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران پیروز می‌شوند؛ چرا که آنان گروهی هستند که [حقایق را] درک نمی‌کنند [و انگیزه‌ای فراتر از مادیات ندارند].

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن در این آیه پرده از یک حقیقت مهم در میدان مبارزه برمی‌دارد: برتریِ یک نفر بر ده نفر! ریشه این برتریِ چشمگیر در تجهیزات نظامی نیست، بلکه در تفاوتِ «انگیزه و فهم» دو جبهه است. لشکر کفر چون حقیقت هستی و قدرت خدا را درک نمی‌کند (لَا يَفْقَهُونَ)، انگیزه‌اش از جنگیدن محدود به منافع مادی، تعصبات کور یا ترس از فرماندهان است. چنین نیرویی در برابر فشارهای سختِ جنگ، خیلی زود روحیه‌اش را می‌بازد و کم می‌آورد. اما در مقابل، مؤمنان چون به خدا و هدفشان ایمان دارند، به چنان استقامت و شجاعتی (صَابِرُونَ) دست پیدا می‌کنند که قدرت روحیِ یک نفر از آن‌ها، با ده نفر از لشکری که هیچ پشتوانه معنوی و درک درستی از حقیقت ندارد، برابری می‌کند.


آیه خداوند متعال

... فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ‎﴿٢٤٩﴾

ترجمه ترجمه

هنگامی که طالوت و افراد باایمانی که همراهش بودند از آن [نهر] گذشتند، [عده‌ای با دیدن لشکر دشمن جا زدند و] گفتند: «امروز ما هیچ توانی برای مقابله با جالوت و سپاهیانش نداریم.» اما آنان که به دیدار پروردگارشان یقین داشتند [و از مرگ در راه خدا نمی‌هراسیدند]، گفتند: «چه بسیار گروه‌های کوچکی که به اذن [و یاری] خدا، بر لشکرهای عظیمی پیروز شده‌اند؛ و خداوند با صابران [و استقامت‌کنندگان] است.»

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه تقابل دو نگاهِ متفاوت را در میدان مبارزه نشان می‌دهد. گروه اول کسانی هستند که تنها به معادلات مادی و برتریِ عددیِ دشمن نگاه می‌کنند و به همین دلیل، خیلی زود مرعوب شده و دچار ناامیدی می‌شوند. اما گروه دوم، کسانی‌اند که به قدرت بی‌نهایتِ پروردگارشان یقین دارند و افق دیدشان به معادلات ظاهری محدود نیست. پیام اصلی آیه این است که در دستگاه محاسباتیِ خداوند، «تعداد نفرات و تجهیزات» تعیین‌کننده نهاییِ سرنوشتِ جنگ نیست. وقتی مؤمنان به جای ترس از هیاهوی دشمن، به خدا تکیه کنند و در میدان ثابت‌قدم بمانند، اراده الهی بر تمام معادلات مادی غلبه کرده و یک گروه کوچک را بر لشکری انبوه پیروز می‌گرداند.


حدیث امام صادق علیه السلام

إِنَّ مِمَّنْ يَنْتَحِلُ هَذَا الْأَمْرَ لَيَكْذِبُ حَتَّى إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَحْتَاجُ إِلَى كَذِبِهِ.

ترجمه ترجمه

به راستی در میان کسانی که خود را به این امر [= مکتب اهل‌بیت] نسبت می‌دهند، افرادی هستند که چنان دروغ می‌گویند که حتی شیطان هم به دروغِ آن‌ها محتاج می‌شود!

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت هشداری جدی به کسانی است که خود را پیرو اهل‌بیت می‌دانند، اما گناهِ دروغ را در رفتارشان عادی کرده‌اند. وقتی کسی ادعای حضور در مسیر حق را دارد ولی به راحتی دروغ می‌گوید، عملاً به ابزار دست شیطان تبدیل می‌شود. دلیلِ نیازمندیِ شیطان به این افراد آن است که وسوسه‌های پنهانِ او همیشه کارساز نیست؛ اما دروغِ کسی که به دین و اهل‌بیت منتسب است، چنان تأثیر مخربی دارد و باعث بدبینی یا انحرافِ دیگران می‌شود که شیطان برای پیشبرد اهدافش، به او و دروغ‌هایش تکیه می‌کند.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿٤٥﴾‏ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَ اصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‎﴿٤٦﴾

ترجمه ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که [در میدان رویارویی] با گروهی [از دشمنان] برخورد کردید، ثابت‌قدم بمانید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار [و پیروز] شوید. (۴۵) و از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و با یکدیگر نزاع و کشمکش نکنید؛ چرا که سست می‌شوید و قدرت و شوکتتان از بین می‌رود. و شکیبایی پیشه کنید؛ بی‌شک خداوند با شکیبایان است. (۴۶)

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن روی یک «آفتِ درونیِ مُهلک» دست می‌گذارد و هشدار می‌دهد که کشمکش‌های داخلی و دوقطبی‌های کاذب، شما را از درون پوک می‌کند (فَتَفْشَلُوا) و اُبُهت و قدرتِ بازدارندگی‌تان را در چشم دشمن بر باد می‌دهد (وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ).

اما یک سوال: آیا برای حفظ وحدت و پرهیز از نزاع، باید در برابر تفکراتِ غلط (مثل اعتماد به دشمن) سکوت کرد و به انفعال تن داد؟ قرآن پاسخ را در متنِ همین آیات داده است؛ محورِ این همبستگی باید «اطاعت از خدا و پیامبر» (پایبندی به اصول و خط رهبری) و هدفِ آن «ایستادگی در برابر دشمن» (فَاثْبُتُوا) باشد. در واقع، قرآن ما را به «وحدت بر محورِ مقاومت» فرامی‌خواند، نه وحدت بر سرِ تسلیم!

نکته‌ی بسیار ظریف اینجاست که قرآن از «تَنازُع» (یقه‌گیری، توهین، لجبازی و تخریبِ یکدیگر) نهی می‌کند، نه از «دفاع از حق». پافشاریِ منطقی بر اصول و روشنگریِ دلسوزانه برای آگاه کردنِ جامعه، مصداقِ نزاع و تفرقه‌افکنی نیست؛ بلکه یک وظیفه‌ی قطعی است. ما موظفیم روی خطِ مقاومت محکم بایستیم، اما با ادبیاتی مستدل و بدونِ پرخاشگری؛ تا هم «اصول» حفظ شود و هم «انسجامِ» جامعه در برابر دشمن آسیب نبیند.


آیه خداوند متعال

بَلَىٰ ۚ إِن تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ‎﴿١٢٥﴾

ترجمه ترجمه

آری! اگر ایستادگی کنید و تقوا پیشه سازید، و دشمنان در همین لحظه [و با جوش و خروش] بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی نشان‌دار [و مجهز] یاری خواهد کرد. (۱۲۵)

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن تأکید دارد که امدادهای غیبی و یاریِ خداوند، تصادفی یا بی‌قیدوشرط نیست؛ بلکه دقیقاً به دو عاملِ کلیدی بستگی دارد: اول «ایستادگی و مقاومت» (صبر) و دوم «رعایتِ مرزهای الهی» (تقوا). پیامِ امیدبخشِ آیه این است که اگر جامعه‌ی مؤمنان در برابر هجومِ ناگهانی و پرهیاهوی دشمن جا نزند، نترسد و به اصولِ خود پایبند بماند، خداوند معادلاتِ مادی را بر هم زده و با لشکریانی از غیب، به پشتیبانیِ آن‌ها خواهد آمد.


آیه خداوند متعال

وَ إِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ‎﴿١٢﴾‏ أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَ تَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٣﴾‏ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ‎﴿١٤﴾

ترجمه ترجمه

اما اگر پس از پیمان بستن، تعهداتشان را شکستند و آیینِ شما را مورد هجمه قرار دادند، در این صورت با سردمدارانِ کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان اساساً هیچ پایبندی به پیمان‌هایشان ندارند [و امضا و قولشان بی‌اعتبار است]، باشد که [با این قاطعیت، از گستاخی و بدعهدی] دست بردارند. (۱۲) آیا با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند و برای اخراج پیامبر نقشه کشیدند، نمی‌جنگید؟! در حالی که آن‌ها بودند که نخستین بار [دشمنی و تجاوز را] آغاز کردند. آیا از آن‌ها می‌ترسید؟! در صورتی که اگر واقعاً مؤمن هستید، خداوند سزاوارتر است که از او حساب ببرید. (۱۳) با آنان بجنگید تا خداوند آن‌ها را به دستِ شما مجازات کند و خوار و رسوایشان سازد، و شما را بر آنان پیروز گرداند، و سینه‌های [پر از درد و خشمِ] مردمِ باایمان را شفا و آرامش بخشد. (۱۴)

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن تأکید می‌کند وقتی سردمداران کفر با وقاحت تعهداتشان را زیر پا می‌گذارند و ذاتاً ارزشی برای امضای خود قائل نیستند (لَا أَيْمَانَ لَهُمْ)، دیگر جای انفعال و مماشات نیست. خداوند در آیه سیزدهم، ریشه انفعال را «ترس از قدرتِ پوشالیِ دشمن» می‌داند و تأکید می‌کند که مؤمنانِ واقعی به جای ترس از هیاهوی دشمن، تنها باید از خداوند حساب ببرند. در نهایت، راهکارِ قطعی را «ایستادگی و اقدامِ متقابل» معرفی می‌کند؛ چرا که اراده خداوند بر این قرار گرفته که هیمنه و گستاخیِ این پیمان‌شکنان را نه با معجزه‌ای از آسمان، بلکه «به دستِ خودِ مؤمنان» (بِأَيْدِيكُمْ) در هم بشکند و این‌گونه، درد و خشمِ انباشته‌شده در سینه آنان را التیام بخشد.


آیه خداوند متعال

وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ‎﴿١٠٤﴾

ترجمه ترجمه

و در تعقیبِ دشمن سستی نورزید؛ اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌کشید، آنان نیز همانند شما درد و رنج می‌کشند؛ با این تفاوت که شما از خداوند امیدی [چون یاری و پاداش] دارید که آنان ندارند؛ و خداوند همواره دانا و حکیم است.

اندکی شرح اندکی شرح

قرآن کاملاً واقع‌بینانه می‌پذیرد که در مسیرِ مبارزه، مؤمنان نیز دچار آسیب و خستگی می‌شوند؛ اما برای جلوگیری از ناامیدی، یادآوری می‌کند که دشمن هم دقیقاً همین درد و رنج‌ها را تحمل می‌کند. نقطه برتری و تفاوتِ اصلی در «امید» است؛ مؤمنان به لطف و حمایتِ خداوندی دل‌گرم‌اند که دشمنان از آن محروم‌اند. همین پشتوانه معنوی است که باید موتور محرکِ انسان برای ایستادگی باشد و مانع از سستی و عقب‌نشینی شود.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً ۚ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‎﴿١٢٣﴾

ترجمه ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با کافرانی که هم‌جوارِ شما هستند [و شما را تهدید می‌کنند] پیکار کنید؛ و آنان باید در شما صلابت و قاطعیت احساس کنند؛ و بدانید که خدا همراهِ تقواپیشگان است.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه یک منطقِ دقیقِ دفاعی و استراتژیک را بیان می‌کند. نخست تأکید دارد که برای دفع خطر، باید اولویت‌بندی داشت و ابتدا با تهدیدهای نزدیک‌تر مقابله کرد. سپس می‌فرماید دشمن باید در شما «اقتدار و سرسختی» ببیند تا جرأتِ تعرض نداشته باشد (یک عامل بازدارنده). اما اوج زیبایی آیه در پایانِ آن است؛ آنجا که یادآوری می‌کند «خدا با تقواپیشگان است». یعنی این قاطعیت و سرسختی در میدان نبرد، هرگز نباید بهانه‌ای شود تا مؤمنان از مرزهای اخلاق و انسانیت عبور کنند؛ بلکه حتی در سخت‌ترین شرایطِ جنگی نیز باید پایبند به تقوا و اصولِ جوانمردی باشند.


حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، هَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِالدُّمُوعِ، ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «تَدْمَعُ الْعَيْنُ، وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ، وَ لَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ؛ وَ إِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمُ لَمَحْزُونُونَ».

ترجمه ترجمه

هنگامی که ابراهیم، فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت، چشمان پیامبر پر از اشک شد. سپس ایشان فرمودند: «چشم اشک می‌ریزد و دل غصه می‌خورد، اما هرگز حرفی نمی‌زنیم که خدا را ناخشنود کند؛ ای ابراهیم، ما در غمِ از دست دادنِ تو واقعاً اندوهگینیم.»

اندکی شرح اندکی شرح

این روایت به زیبایی نشان می‌دهد که دین هیچ تضادی با احساساتِ طبیعیِ انسان ندارد. گریه کردن و غصه خوردن در سوگ عزیزان، یک واکنش کاملاً انسانی است و حتی پیامبر خدا نیز در داغ فرزندش بی‌اختیار اشک می‌ریزد. پیام اصلی این کلام آن است که تسلیم بودن در برابر خدا به معنای بی‌احساس بودن نیست؛ بلکه هنرِ بندگی این است که در اوج غم، اعتمادمان را به حکمت و مهربانیِ خدا از دست ندهیم و با حرف‌های ناامیدکننده و ناشکری، هم آرامشِ درونیمان را به هم نزنیم و هم خود را از لطف و رحمتِ پروردگار محروم نکنیم.


حدیث امام صادق علیه السلام

مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِي نَفْسِهِ، أَوْ فِي مَالِهِ، أَوْ فِي وُلْدِهِ.

ترجمه ترجمه

هر کس ستمی [در حق دیگران] روا دارد، سرانجام تاوان آن را یا در خودش، یا در مالش، و یا در فرزندانش پس خواهد داد.

اندکی شرح اندکی شرح

پیام روشن روایت این است که هیچ ستمی بی‌پاسخ نمی‌ماند و دود آن دیر یا زود به چشم خود ستمکار می‌رود. این تاوان، دقیقاً در مهم‌ترین دارایی‌های انسان در این دنیا خود را نشان می‌دهد؛ چه در «وجودِ خود شخص» {مانند سلب آرامش روان، بیماری‌های سخت، از دست رفتن آبرو یا جان}، چه در «اموال»، و چه در «فرزندانش»، تا هشداری جدی برای پرهیز از پایمال کردن حق دیگران باشد.


آیه خداوند متعال

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‎﴿١٣﴾

ترجمه ترجمه

ای مردم! بی‌شک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را به صورت ملت‌ها و قبیله‌های گوناگون درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید [و با هم ارتباط برقرار کنید]؛ قطعاً ارزشمندترینِ شما نزد خداوند، باتقواترینِ شماست. یقیناً خداوند [به درون و اعمال شما] کاملاً دانا و آگاه است.

اندکی شرح اندکی شرح

این آیه خط بطلانی بر تمام تبعیض‌های نژادی، جنسیتی و طبقاتی می‌کشد. قرآن صراحتاً اعلام می‌کند که تفاوت در جنسیت (زن یا مرد بودن) و تفاوت در نژاد و ملیت، صرفاً برای «شناخت متقابل» و شکل‌گیری ارتباطات انسانی است، نه دلیلی برای برتری‌جویی. در منطق خداوند، نه مرد بودن امتیاز است و نه زن بودن؛ نه تعلق به فلان نژاد افتخار است و نه ثروت و مقام. تنها معیارِ واقعی برای سنجشِ ارزش انسان‌ها «تقوا» (خویشتن‌داری و رعایت حریم الهی) است. از آنجا که تقوا یک ویژگی کاملاً درونی و اکتسابی است، راه رسیدن به بالاترین درجاتِ انسانی برای همه افراد، فارغ از جنسیت و ملیت، کاملاً باز و برابر است.


حدیث امام علی علیه السلام

الْآنَ فَاعْمَلُوا، وَالْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ، وَالْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ، وَالْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ، وَالْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ، وَالْمَجَالُ عَرِيضٌ.

ترجمه ترجمه

همین حالا دست به کار شوید [و عمل کنید]؛ تا زمانی که زبان‌ها گویاست، بدن‌ها سالم و اندام‌ها نرم و فرمان‌پذیرند؛ تا راه بازگشت [و جبران گذشته] باز است و فرصتِ پیشِ رو، وسیع و گسترده است.

اندکی شرح اندکی شرح

انسان معمولاً کارهای مهم، تغییر دادن مسیر زندگی یا جبران اشتباهات را به آینده موکول می‌کند؛ با این توهم که در آینده هم دقیقاً همین توانایی و شرایط فعلی را خواهد داشت. اما این حدیث یادآوری می‌کند که ابزارهای اصلی ما برای هرگونه اقدام و تغییری (زبانِ گویا، بدنِ سالم، انعطاف‌پذیری جسمی و فرصتِ زمانی) همگی تاریخ انقضا دارند. پیش از آنکه بیماری، پیری یا مرگ این سرمایه‌ها را از ما بگیرد و قدرتِ جبران سلب شود، باید از تنها داراییِ قطعیِ خود، یعنی «اکنون»، استفاده کرد.


حدیث امام علی علیه السلام

السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً، فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَتَذَمُّمٌ.

ترجمه ترجمه

سخاوت [واقعی] آن است که آغازگرانه (بدون درخواست) باشد؛ اما آنچه پس از درخواست داده شود، از روی شرم و برای گریز از سرزنش است.

اندکی شرح اندکی شرح

بخشندگیِ حقیقی آن است که انسان پیش از آنکه نیازمند مجبور به بیان نیاز خود شود و آبرویش به خطر بیفتد، به او یاری رساند. کمکی که پس از تقاضا صورت می‌گیرد، غالباً نه از روی کرمِ خالص، بلکه به دلیل فشار روانی، رودربایستی و ترس از بخیل شمرده شدن است.


فیش‌ها

تا کنون 408 فیش منتشر شده است آخرین فیش‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی
عضویت در کانال ایتا کانال آیات و احادیث موضوعی در ایتا
ورود