مقدمه
قال رسول الله (ص): «ما مِنْ مُؤْمِنٍ ذَكَراً أو اُنْثى؛ حُرّاً أو مَمْلُوكاً اِلّا وَ لِلّٰهِ عَلَيْهِ حَقٌ واجِبٌ اَنْ يَتَعَلَّمَ مِنَ القُرْآنِ؛ هیچ زن و مرد مؤمنی نیست، چه آزاده و چه برده مگر اینکه خداوند بر او حقّ واجبی دارد که باید [به اندازه توانش] قرآن را بیاموزد»(1).
قرائت قرآن بنابر آیه «وَ رَتِّلِ ٱلْقُرْءَانَ تَرْتِيلًا»(2) باید به صورت ترتیل باشد. قرائت ترتیل نیز بنابر فرمایش امام علی (ع) قرائتی است که دارای دو ویژگی باشد: «1. بیانُ الحروف 2. حفظُ الوقوف»(3). بیانُ الحروف یعنی حروف به صورت صحیح(4) و آشکار بیان شوند و حفظُ الوقوف یعنی برای وقف نمودن جای مناسبی انتخاب شود.
برای تحقّق فرمایش امام علی (ع)، «علم تجوید» برای «بیانُ الحروف» و «علم وقف و ابتداء» برای «حفظُ الوقوف» تاسیس شده است تا با رعایت قوانین ذکر شده در این دو علم، قرائت ترتیل حاصل شود.
مباحث مربوط به روانخوانی قرآن کریم، صرفاً برای آموزش صحیح خوانی بوده و مقدمه ای برای یادگیری علم تجوید می باشد و لذا برای رسیدن به قرائت ترتیل باید اوّل مرحله روانخوانی را بگذرانیم.
جزوهای که در حال مطالعه آن هستید، برای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کریم فراهم شده است. در این جزوه قصد دارم مطالبی که از اساتید گرامی و کتابهای مختلف به دست آوردهام را با زبانی ساده و حذف موارد غیر کاربردی(5)، جمعآوری کنم. تاکید میکنم که تلاش بنده صرفاً در راستای جمعآوری مطالب در قالب جزوه است و زحمت اصلی بر عهده اساتید این فن بوده و همانها هستند که زحمت تدوین این علم را کشیدهاند. از جمله کتابهایی که در تنظیم این جزوه بسیار استفاده کردهام، عبارتند از:
- «تجوید و روانخوانی قرآن کریم»، تألیف: علی حبیبی و محمد رضا شهیدی.
- «راهنمای تدریس روخوانی قرآن کریم»، تألیف: علی حبیبی.
- «آموزش روخوانی قرآن کریم»، تألیف: علی حبیبی.
چند نکته:
1. در ابتدای هر درس چند سؤال مطرح می شود تا ذهن شما با آمادگی بیشتری وارد درس شود.
2. با یاد گرفتن این قواعد و انجام تمارینی که در طی دروس خدمت شما عرض خواهد شد، شما به مهارت روخوانی دست پیدا خواهید کرد ولی برای دستیابی به مهارت روانخوانی، باید تمرین کرده و کمی پشتکار به خرج بدهید.
3. از میان ویژگی ها و شیوه های نگارش مختلف قرآن، تنها به ویژگی ها و شیوه نگارش خط عثمان طه خواهیم پرداخت چرا که شیوع بیشتری نسبت به خط های دیگر دارد.
4. این جزوه چند سالی در وبسایت نرمافزار «هدیه صلوات» به نشانی www.salawat.ir قرار داشت؛ اما پس از تأسیس وبسایت «جزوات یک طلبه»، به جهت تجمیع جزوات اینجانب در یک مکان، به این پایگاه منتقل شد.
5. در صورتی که نقد یا نظری داشتید، می توانید از طریق بخش نظرات انتهای همین صفحه، همچنین ایمیل «info@yektalabe.ir» یا آیدی «@MahdiAbedi_ir» در پیامرسان ایتا، با بنده در ارتباط باشید.
و در آخر اين جزوه را تقديم مي كنم به
مولايمان حضرت صاحب الزمان (عج)
إن شاء اللّٰه مقبول واقع شود.
درس اول: تاریخچه مختصری از نقطه و علامت گذاری قرآن
در زمان بعثت پیامبر اکرم (ص) کتابت عرب به شکل کاملاً ساده ای صورت می گرفت به طوری که اصلاً خبری از حرکات و تشدید و سکون در کتابتشان نبود و حتی حروف شان دارای نقطه هم نبود. وقتی پیامبر (ص) به رسالت برگزیده شدند، کاتبان وحی قرآن را به همان رسم الخطّی که در آن زمان رایج بود می نوشتند. در آن زمان مشکلی از لحاظ صحیح خواندن نداشتند، چرا که هم تلفّظ صحیح را از پیامبر (ص) می شنیدند و هم اینکه در صورتی که در تلفّظ کلمه ای شک می کردند از خود پیامبر (ص) می پرسیدند.
پس از مدّتی که اسلام گسترش یافت و اقوام غیر عرب نیز به اسلام روی آوردند، از آنجا که با زبان عربی آشنا نبودند، نمی توانستند قرآن را بخوانند و حتی خود عرب ها نیز به خاطر معاشرت با غیر عرب ها به تدریج تغییراتی در سخنانشان ایجاد شد به طوری که حتی فصحا نیز گاهی در سخن گفتن اشتباه می کردند.
در این زمان امام علی (ع) به فکر افتادند و برای حفظ و نگهداری قرآن تصمیم به پایه ریزی قواعدی کردند. حضرت این قواعد را به شاگردش ابوالاسود دُوئلی آموزش دادند. ابوالاسود نیز تصمیم گرفت برای تصحیح قرائت مردم، قرآن را علامت گذاری کند. او از برجسته ترین نویسنده آن دوران کمک گرفت و از او خواست وقتی قرآن می خواند به دهانش نگاه کند و هنگام اداء هر حرف اگر لب های او حالت گشودگی گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز بالای آن حرف بگذارد و اگر حالت افتادگی و شکستن به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز زیر آن حرف بگذارد و اگر حالت بهم پیوستگی به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز جلوی آن حرف قرار دهد. نقطه بالای حرف نشانگر مفتوح بودن آن حرف بود و به «فَتحَه» نام نهاده شد و نقطه پایین حرف نشانگر مکسور بودن آن حرف بود و به «کَسرَه» نام نهاده شد و نقطه جلوی حرف نیز نشانگر مضموم بودن آن حرف بود و به «ضَمَّه» نام نهاده شد. این علامت های اولیّه برای نشان دادن اِعراب کلمات بود لذا به آن ها «نقطۀ اِعراب» می گفتند. مثل:
با انجام این کار، صحیح خواندن تا حدّی حاصل شده بود ولی هنوز مشکل تشخیص حروف متشابه باقی بود. برای برطرف نمودن این اشکال، دو تن از شاگردان ابوالاسود به نام های یَحیَی بن یَعمُر و نَصر بن عاصِم حروف را نقطه گذاری نمودند. برای اینکه این نقطه ها با نقطه های اعرابی اشتباه نشوند، آنها را همرنگ حروف یعنی مشکی می نوشتند. به این نقطه ها از آنجا که ابهام حروف را از بین می بردند، «نقطه های اِعجام» می گویند.
بعد از مدّتی نیز همین دو شخص، با نقطه های زرد یا لاجِوَردی برای مشخص کردن الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شدند و با نقطه سبز برای مشخص کردن همزه وصل در ابتدای کلمات، اقدام نمودند.
با انجام شدن این کارها، صحیح خوانی قرآن تا اندازه زیادی حاصل شده بود ولی هنوز یک مشکل دیگر وجود داشت و آن مشکل به کار بردن رنگ های مختلف در کتابت قرآن بود. برای رفع این مشکل نیز خلیل بن احمد فراهیدی دست به کار شده و نقطه هایی که بیانگر اعراب و همزه بود را تغییر شکل داد تا در صورت یکرنگ نوشتن آنها (هم رنگ متن) بتوان تشخیصشان داد. مثلاً برای فتحه از الف کوچک استفاده کرد و ... که در درس های آینده آنها را بیان خواهیم کرد.
بعد از ایشان نیز تغییرات دیگری در رسم الخط ها صورت گرفت که هر کدام در سهولت آموزش و قرائت قرآن نقش زیادی داشتند و مورد استقبال واقع شدند ولی از آنجایی که در گذشته وسایل ارتباطی مانند امروز موجود نبود و علمای فن رابطه ای با یک دیگر نداشتند، علامت هایی که مثلاً در مغرب برای بیان نکته ای وضع می شد با مشرق تفاوت داشت و این مبدأ پیدایش تفاوت علامت های قرآنی در رسم الخط های گوناگون شد. البته لازم به ذکر است که اصل کلمات قرآنی و شیوه نوشتن آنها در همه جا یکسان می باشد و تفاوت فقط در علامت هایی است که بعدها برای سهولت در قرائت و ... وضع شده اند.
نکته پایانی این درس: اگر جایی از این درس اصطلاحاتی بیان شد که متوجه آن نشدید {مثلاً الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شوند}، نگران نباشید چرا که این ها در درس های مربوطه کاملاً توضیح داده خواهند شد.
درس دوم: الفبای زبان عربی و حروف مقطّعه در قرآن کریم
الفبای زبان عربی
قطعاً می دانید که در ابتدای یادگیری هر زبانی ابتدا باید الفبای آن زبان را یاد گرفت و زبان قرآن (عربی) نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر زبانی از تعداد معیّنی حرف تشکیل شده است که هر یک دارای شکل، اسم و تلفظ مختص به خود است.
خوشبختانه زبان ما فارسی است و حروف الفبای فارسی با عربی اشتراکات زیادی دارد لذا در یادگیری حروف الفبای زبان عربی به مشکل نخواهیم خورد. تفاوت هایی که بین حروف الفبای فارسی و عربی وجود دارد عبارتند از:
- از نظر تعداد: زبان عربی فقط چهار حرف کمتر از فارسی دارد که عبارتند از: «گ، چ، پ، ژ»(1).
- از نظر شکل: از حیث شکل فقط دو حرفش با فارسی تفاوت دارد و در مابقی همگی یکسان هستند و آن دو حرف عبارتند از: «1. در آخر بعضی کلمات «ت» را به صورت «ـة، ة» می نویسند {مثل رَحمَة، حیاة} 2. در آخر کلمات «ک» را به صورت «ك» می نویسند {مثل مالِك}».
- از نظر تلفظ: از نظر تلفظ فقط در 10 حرف با هم تفاوت دارند که عبارتند از: «ح، ث ،ص، ض، ط، ظ، ذ، ع، غ، و». اینکه این حروف در عربی چگونه تلفظ می شوند را باید در علم تجوید دنبال کنید.
- از نظر اسم: به جز دوازده حرف، مابقی حروف اسمشان یکی است. در ذیل جدول حروف الفبای عربی را به همراه اسامی شان می آوریم و آنجایی که از نظر اسم تفاوت دارند را با رنگ آبی کمرنگ نشان می دهیم.
| شماره حرف | خود حرف | اسم حرف | شماره حرف | خود حرف | اسم حرف |
| 1 | ا ـ ء | الف ـ همزه | 15 | ض | ضاد |
| 2 | ب | باء | 16 | ط | طاء |
| 3 | ت | تاء | 17 | ظ | ظاء |
| 4 | ث | ثاء | 18 | ع | عین |
| 5 | ج | جیم | 19 | غ | غین |
| 6 | ح | حاء | 20 | ف | فاء |
| 7 | خ | خاء | 21 | ق | قاف |
| 8 | د | دال | 22 | ك | کاف |
| 9 | ذ | ذال | 23 | ل | لام |
| 10 | ر | راء | 24 | م | میم |
| 11 | ز | زاء (زای) | 25 | ن | نون |
| 12 | س | سین | 26 | ه | هاء |
| 13 | ش | شین | 27 | و | واو |
| 14 | ص | صاد | 28 | ی | یاء |
نکته (1): اسامی حروفی که به همزه ختم می شوند اگر به تنهایی بیایند (یعنی همزه، آخر کلام قرار بگیرد) برای سهولت در تلفّظ همزه را بیان نمی کنند یعنی مثلاً می نویسند «باء» ولی می خوانند «با»، و اگر به کلمه دیگری اضافه شود (یعنی همزه وسط کلام قرار بگیرد) همزه آن خوانده می شود {مثل تاءُ التانیث، هاءُ الضمیر}.
نکته (2): برای یادگیری اسامی حروف وقت می گذاریم چرا که در خواندن حروف مقطّعه که ابتدای 29 سوره از قرآن آمده اند، لازمشان داریم؛ به این دلیل که در آنجا هر حرفی را باید به اسمش بخوانیم. توضیحات بیشتر ذیل مبحث حروف مقطّعه خواهد آمد.
حروف مقطّعه در قرآن کریم
قاعده هر زبانی این است که اگر حرفی به صورت تنها نوشته شد، آن را با اسمش بخوانند و اگر به حروف دیگر متصل شد آنها را به صورت کلمه بخوانند، ولی در ابتدای 29 سوره از قرآن کریم به حروفی بر می خوریم که به یکدیگر متصّل شده اند ولی به صورت کلمه خوانده نمی شوند بلکه هر حرفی به تنهایی و با اسم عربی اش خوانده می شود، به همین دلیل به آن ها «حروف مقطّعه» می گویند، مثل:
یس که خوانده می شود یا – سین
نکته: اسامی حروفی که آخرشان همزه دارند، در حروف مقطّعه همزه شان تلفظ نمی شود.
حروف مقطّعه ای که ابتدای 29 سوره می آیند بدون ذکر موارد تکراری عبارتند از:
| ص – ق – ن – یس – حم – طه – طس – طسم – الر – الم – المر – المص – حم عسق – کهیعص |
نکته: اگر بخواهیم همه ی این حروف را با حذف تکراری ها در یک عبارت جای دهیم، می توانیم این عبارت را بگوییم: «صِراطُ عَلِیٍّ حَقٌّ نُمْسِکُهُ»(1)(2).
درس سوم: علامت های قرآن کریم
همانطور که در درس اوّل بیان کردیم برای صحیح خوانی کلمات قرآن کریم (عربی) علامت هایی را وضع کرده اند(1). علامت های وضع شده عبارتند از: «1. حرکات (ـَـِـُ) 2. حروف مدّی (ـٰ ا ، ـِي ، ـُو) 3. سکون (ـۡـ) 4. تشدید (ـّ) 5. مدّ (ـٓ) 6. تنوین (ـًـٍـٌ)».
بیشتر این علامات از حیث نوشتار با علامات زبان فارسی یکسان هستند ولی از حیث تلفظ تعدادی متفاوت هستند که در درس های آینده مفصّلاً بیان می کنیم.
چند نکته:
1. در فارسی به حرکات، «صداهای کوتاه» و به حروف مدّی، «صداهای کشیده» می گویند. علّت این نامگذاری آن است که این ها در اصلِ صدا با هم مشترک هستند و تفاوتشان در میزان کِشِش صدای آنها می باشد؛ صدای حرکات، کوتاه و صدای حروف مدّی، دو برابر حرکات می باشد.
نکته: این دو (حرکات و حروف مدّی) فقط در زبان عربی در اصلِ صدا با هم مشترک هستند و در زبان فارسی با هم فرق می کنند. وقتی تلفّظ این ها را در درس های آینده بیان کنیم خواهید دید که این دو {بر خلاف تلفّظشان در فارسی} عین یکدیگر هستند فقط یکی بیشتر از دیگری کشیده می شود.
توضیح بیشتر این نکته: بین صداهای کوتاه و کشیده در فارسی علاوه بر تفاوت کمّی، تفاوت کیفی نیز وجود دارد. یعنی هم در میزان کشش با هم تفاوت دارند و هم در کیفیّت تلفّظ. ولی در عربی بین صداهای کوتاه و کشیده فقط تفاوت کمّی وجود دارد.
2. صداها {چه کوتاه و چه بلند} مهم ترین نقش را در حروف و کلمات دارند و تغییر هر یک معنای کلمه را به طور کلّی تغییر می دهد، به عنوان مثال:
- اَمام = جلو، پیش رو
- اِمام = پیشوا و رهبر
- اَنعَمتَ = تو نعمت دادی
- اَنعَمتُ = من نعمت دادم
- قَتَلَ = کُشت
- قاتَل = جنگید
3. همانطور که دیدید با اشتباه گفتن صدای یک حرف و یا حتی رعایت نکردن مقدار کشش آن(2)، معنای کلمه به طور کلّی تغییر پیدا می کند. لذا علاوه بر آشنایی با اسم و شکل و تلفّظ علامت های قرآن کریم، با تمرین زیاد سعی کنید بر صحیح خواندن مسلّط شوید تا قرآن را همانگونه بخوانید که بر پیامبر (ص) نازل شده است.
درس چهارم: حرکات (صداهای کوتاه)
همانطور که در درس قبل بیان کردیم، صداها مهم ترین و اصلی ترین نقش را در تلفّظ حروف و کلمات قرآن کریم دارند. همچنین گفتیم که صداها دو دسته اند «1. کوتاه 2. کشیده»؛ که صداهای کوتاه را در عربی «حرکات» و صداهای کشیده را «حروف مدّی» می نامند. در این درس به بیان تفصیلی صداهای کوتاه (حرکات) خواهیم پرداخت.
صداهای کوتاه عبارتند از: «1. فتحه (ــَـ) 2. کسره (ــِـ) 3. ضمّه (ــُـ)»؛ که به ترتیب ویژگی هر یک را بیان می کنیم:
فتحه
- شکلش: «ــَـ»؛ به این علامت در فارسی «زِبَر» و در عربی «فَتْحَهْ» گفته می شود.
- نکته (1): «فَتْحَهْ» از کلمه «فَتْح» گرفته شده است.
- نکته (2): «فَتْحَهْ» در اصل «فَتْحَةٌ» بوده است به معنای «یک بار گشودن» که در هنگام وقف بر آخر آن {طبق قواعدی که بعداً با آن آشنا خواهیم شد} «ـة» تبدیل به «ـهْ» می شود.
- نکته (3) {وجه تسمیه}: این علامت را فتحه نامیدند چون وقتی حرف دارای این علامت را تلفّظ می کنیم، لب ها یک بار حالت گشودن به خود می گیرند.
- نکته (4): صدای فتحه متمایل به صدای حرف الف است؛ لذا برای نشان دادن آن از شکل الف استفاده کرده اند و برای اینکه با الف اصلی اشتباه نشود، به شکل الف کوچک و مایل روی حرف قرار داده اند «
». - نکته (5): حرف دارای فتحه را «مفتوح» می نامند.
- صدایش: صدای فتحه در عربی با صدای «اَ» فارسی تفاوتی ندارد فقط باید دقّت کرد که در هنگام تلفّظ صدای فتحه، دهان زیاد باز نشود.
- تمرین: لطفاً این دو تمرین را انجام دهید تا تلفّظ فتحه به صورت عملی بیشتر برایتان روشن شود:
- تمرین شماره یک {کلمات زیر را ابتدا به صورت تفکیکی و سپس به صورت ترکیبی بیان کنید}:
| تفکیکی | ترکیبی |
|
خَـ رَ جَ عَـ بَـ سَ خَـ لَـ قَ |
خَرَجَ عَبَسَ خَلَقَ |
- تمرین شماره دو {کلمات زیر را به صورت ترکیبی بیان کنید}:
حَسَدَ – نَزَلَ – سَأَلَكَ – فَجَمَعَ – مَنَعَكَ – وَقَذَفَ – عَقَبَةَ – وَخَسَفَ – وَوَجَدَكَ – وَيَذَرَكَ
کسره
- شکلش: «ــِـ»؛ به این علامت در فارسی «زیر» و در عربی «کَسْرَهْ» گفته می شود.
- نکته (1): «کَسْرَهْ» از کلمه «کَسْر» گرفته شده است.
- نکته (2): «کَسْرَهْ» در اصل «کَسْرَةٌ» بوده است به معنای «یک بار شکستن» که در هنگام وقف بر آخر آن {طبق قواعدی که بعداً با آن آشنا خواهیم شد} «ـة» تبدیل به «ـهْ» می شود.
- نکته (3) {وجه تسمیه}: این علامت را کسره نامیدند چون وقتی حرف دارای این علامت را تلفّظ می کنیم، لب ها یک بار حالت شکستن و افتادگی به خود می گیرند.
- نکته (4): صدای فتحه متمایل به صدای حرف یاء است؛ لذا برای نشان دادن آن از شکل یاء استفاده کرده اند و برای اینکه با یاء اصلی اشتباه نشود، به شکل یاء غیر آخر و بدون نقطه زیر حرف قرار داده اند «
». شکل کسره در ابتدا دارای دندانه بود منتها بعدها به علّت کثرت کاربرد و اختصار، دندانه آن را نیز حذف نمودند «ــِـ». - نکته (5): حرف دارای کسره را «مکسور» می نامند.
- صدایش: صدای کسره در عربی با صدای «اِ» فارسی تفاوت دارد. در عربی صدای کسره، متمایل به صدای حرف یاء می باشد (شبیه صدای «ای» امّا بدون کشش). اینگونه تلّفظ کردن صدای کسره در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد(1) مثل: نِیاز، ژِیان، خِیابان.
- تمرین: لطفاً این دو تمرین را انجام دهید تا تلفّظ کسره به صورت عملی بیشتر برایتان روشن شود:
- تمرین شماره یک {کلمات زیر را ابتدا به صورت تفکیکی و سپس به صورت ترکیبی بیان کنید}:
| تفکیکی | ترکیبی |
|
جَ بَـ لِ مَ لِ کِ اِ بِ لِ رَ جِ لِ کَ |
جَبَلِ مَلِکِ اِبِلِ رَجِلِکَ |
- تمرین شماره دو {کلمات زیر را به صورت ترکیبی بیان کنید}:
خَشِىَ – كِبَرِ –رَدِفَ – رَقَعَتِ – فَصَعِقَ – بَلَغَتِ – لِيَذَرَ – بِعِصَمَ – أَفَأَمِنَ – بِبَدَنِكَ
ضمّه
- شکلش: «ــُـ»؛ به این علامت در فارسی «پیش» و در عربی «ضَمَّهْ» گفته می شود.
- نکته (1): «ضَمَّهْ» از کلمه «ضَمّ» گرفته شده است.
- نکته (2): «ضَمَّهْ» در اصل «ضَمَّةٌ» بوده است به معنای «یک بار به هم پیوستن» که در هنگام وقف بر آخر آن {طبق قواعدی که بعداً با آن آشنا خواهیم شد} «ـة» تبدیل به «ـهْ» می شود.
- نکته (3) {وجه تسمیه}: این علامت را ضمّه نامیدند چون وقتی حرف دارای این علامت را تلفّظ می کنیم، لب ها یک بار به هم پیوسته و غنچه می شوند.
- نکته (4): صدای ضمّه متمایل به صدای حرف واو است؛ لذا برای نشان دادن آن از شکل واو استفاده کرده اند و برای اینکه با واو اصلی اشتباه نشود، به شکل واو کوچک روی حرف قرار داده اند «
». - نکته (5): حرف دارای ضمّه را «مضموم» می نامند.
- صدایش: صدای ضمّه در عربی با صدای «اُ» فارسی تفاوت دارد. در عربی صدای ضمّه، متمایل به صدای حرف واو می باشد (شبیه صدای «او» امّا بدون کشش). اینگونه تلّفظ کردن صدای ضمّه در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد(1) مثل: هُلُو، خُروس، بُلوک.
- تمرین: لطفاً این دو تمرین را انجام دهید تا تلفّظ ضمّه به صورت عملی بیشتر برایتان روشن شود:
- تمرین شماره یک {کلمات زیر را ابتدا به صورت تفکیکی و سپس به صورت ترکیبی بیان کنید}:
| تفکیکی | ترکیبی |
|
خُ لِ قَ رُ سُ لُ اُ ذُ نَ یَ عِ دُ کُ مُ |
خُلِقَ رُسُلُ اُذُنَ یَعِدُکُمُ |
- تمرین شماره دو {کلمات زیر را به صورت ترکیبی بیان کنید}:
زَبَدُ – هُدِىَ – نُرِىَ – يَعِظُ – لَقُضِىَ – سَتَجِدُ – فَطُبِعَ – عَضُدَكَ – نُرِيَكَ – أَعِظُكَ – وَحُمِلَتِ
درس پنجم: حروف مدّی (صدا های کشیده)
در این درس می خواهیم به بیان تفصیلی صداهای کشیده (حروف مدّی) بپردازیم.
صداهای کشیده عبارتند از: «1. الف مدّی (ـٰ ا) 2. یاء مدّی (ـِي) 3. واو مدّی (ـُو)»؛ که به ترتیب ویژگی هر یک را بیان می کنیم:
الف مدّی
- شکلش: « ـٰ ا »؛ یعنی الفی که ماقبل آن فتحه باشد(1)(2).
- نکته (1) {وجه تسمیه}: به این الف، الف مدّی گویند چرا که باعث دو برابر مدّ و کشش(3) در صدای فتحه می شود.
- صدایش: صدای الف مدّی همه جا به یک شکل نمی باشد. اگر الف مدّی بعد از هشت حرف «خ، ص، ض، ط، ظ، غ، ق، ر» بیاید {مثل خَافَ، ضَاقَ، طَابَ} به صورت درشت و پر حجم (شبیه صدای «آ» در فارسی) تلفّظ می گردد و اگر بعد از بیست حرف دیگر بیاید، به صورت نازک و کم حجم (همان صدای فتحه، منتها به همراه کشش دو برابر)(4) ادا می گردد(5).
- نکته: الف مدّی گاهی به علّت التقاء ساکنین خوانده نمی شود. در درس های آینده این نکته را مفصّلاً توضیح خواهیم داد.
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی(6) و ترکیبی بیان کنید:
رَانَ – مُقَامَ – غَالِبَ – ظَاهِرُ – اَصَابَ – عَصَاكَ – يُطَافُ – يُضَاعَفُ – ثَمَرَاتِ – دَحَاهَا – خَاتَمَ – حَارَبَ – اَرَادَا – عِظَامَ – صَالِحَاتِ – خِلَافَكَ – اَرَاذِلُنَا – بِضَاعَتُنَا – مَغَارِبِهَا
یاء مدّی
- شکلش: « ـِي »؛ یعنی یائی که ماقبل آن کسره باشد(1).
- نکته (1) {وجه تسمیه}: به این یاء، یاء مدّی گویند چرا که باعث دو برابر مدّ و کشش در صدای کسره می شود.
- صدایش: صدای یاء مدّی همه جا به یک شکل می باشد. صدای آن همان صدای کسره (همانند صدای «ای» در فارسی) می باشد منتها به همراه کشش دو برابر.
- نکته: یاء مدّی، گاهی به علّت التقاء ساکنین خوانده نمی شود. در درس های آینده این نکته را مفصّلاً توضیح خواهیم داد.
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
رُسُلِي – يُرِيدُ – أُنِيبُ – نُسُكِي – قَمِيصِي – سَبِيلِي – غَنَمِي – مَدِينِينَ – سَيُصِيبُ
واو مدّی
- شکلش: « ـُو »؛ یعنی واوی که ماقبل آن ضمّه باشد(1).
- نکته (1) {وجه تسمیه}: به این واو، واو مدّی گویند چرا که باعث دو برابر مدّ و کشش در صدای ضمّه می شود.
- صدایش: صدای واو مدّی همه جا به یک شکل می باشد. صدای آن همان صدای ضمّه (همانند صدای «او» در فارسی) می باشد منتهی به همراه کشش دو برابر.
- نکته: واو مدّی، گاهی به علّت التقاء ساکنین خوانده نمی شود. در درس های آینده این نکته را مفصّلاً توضیح خواهیم داد.
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
اَقُولُ – قُلُوبُ – صُدُورِ – قارُونَ – قادِرُونَ – فَعَقَرُوها – فَذَبَحُوهَا – يُخَادِعُونَ – يَتَلَاوَمُونَ
درس ششم: سکون + تشدید + مدّ + تنوین
سکون
- شکل آن: «
»؛ برای نشان دادن حرف ساکن، از این علامت استفاده می کنند.
- نکته (1): اسم این علامت «سکون» است.
- نکته (2): این علامت از اوّلِ کلمه «خفیف» گرفته شده است {به این علّت که نشانگر خفیف و سبک تلفّظ شدن حرف ساکن در مقابل حرف متحرّک یا مشدّد می باشد} و به خاطر کاربرد زیاد و اختصار، نقطه و دنباله آن را حذف نموده اند «
». - نکته (3): در بعضی از قرآن ها برای نشان دادن حرف ساکن از علامت «
» استفاده می کنند. - این شکل از ابتدای کلمۀ «مُسَکَّن» (یعنی ساکن شده) گرفته شده است «
».(1) - نکته (4): در رسم الخطّ عثمان طه، از علامت «
» برای نشان دادن حرف ساکن و از علامت «
» برای عَدَمُ التَّلَفُّظ استفاده شده است یعنی اگر حرفی دارای این علامت بود، تلفّظ نمی شود {مثلاً: وَلَـٰكِنۡ ظَلَمُوٓاْ أَنۡفُسَهُمۡ}(2). - نکته (5): گاهی علامت سکون یک حرف ساکن را نمی گذارند {مثل حرف لام در «قُل لَّهُمۡ»} که علّت این کار را در تجوید خواهید خواند ولی اجمالاً بیان می کنیم که این خود علامتی است برای قاری تا بفهمد این حرف را باید به نوع خاصّی ادا کند.
- نکته (6): حرف دارای علامت سکون را «ساکن» می نامند.
- حرف دارای این علامت: از آنجایی که حرف ساکن حرکت ندارد و ابتداء به آن(3) محال و یا بسیار مشکل است، لذا حرف ساکن به تنهایی خوانده نمی شود بلکه همیشه به کمک حرف متحرّک ماقبل از خود و {با هم} به یک بخش خوانده می شوند. مثلاً کلمه «قَبْلَکُمْ» را در نظر بگیرید؛ در اینجا اگر بخواهیم بخش بخش ادا کنیم، باید به این صورت بخوانیم: «قَبْـ لَـ کُمْ». همانطور که دیدید حروف ساکن با حرف متحرّک قبل از خود به صورت یک بخش ادا می شوند.
- نکته: در واو و یاء ساکن ما قبل مفتوح (ــَـ وْ، ــَـ یْ) باید دقّت کنید که فتحه ماقبل واو به صدای «ضمّه» و فتحه ماقبل یاء به صدای «کسره» متمایل نشود چرا که معمولاً در لحن فارسی چنین اتفاقی می افتد {مثلاً کلمه «یَوْم» را «یُوْم» تلفّظ می کنند}. البته برای این که (ــَـ وْ، ــَـ یْ) به طور کامل تلفّظ شوند، باید آن دو را به نرمی ادا کرد که در تجوید از آن به عنوان صفت «لین» یاد می شود.
مثال برای تمرین: لَيۡسَ - سَوۡفَ - رِجۡلَيۡنِ - فِرۡعَوۡنَ - أَخۡفَيۡتُمۡ - صَٰلِحَيۡنِ - مُتَتَابِعَيۡنِ
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
أَسۡلِمۡ - خِفۡتُمۡ - وَضَعۡتُهَا - يَسۡتَخۡفُونَ - تَسۡتَتِرُونَ - يَجۡتَنِبُونَ - فَيُدۡهِنُونَ - خَلَفۡتُمُونِي
تشدید
- توضیح: اگر حرفی پشت سر هم تکرار شود به این صورت که اوّلی ساکن و دوّمی متحرّک باشد {مثل مَدْدَ}، تلفّظ آن برای دستگاه تکلّم سنگین خواهد بود چرا که زبان باید دو بار به مخرج یک حرف برخورد کند. برای رفع این سنگینی، حرف اوّلی را در دوّمی «ادغام» می کنند و در نتیجه به جای اینکه یک حرف دو بار تلفّظ شود، زبان یک بار ولی محکم و با شدّت به محل تلفّظ آن برخورد می کند و جدا می شود (در هنگام برخورد با حالت سکون و در هنگام جدا شدن با همان حرکتی که آن حرف دارا می باشد)(1).
- نکته (1) {ادغام}: تعریف اصطلاحی ادغام را اینگونه بیان می کنند: «فرو بردن حرفی در حرف دیگر به شکلی که حرف اوّل، تلفّظ نشده و به جای آن، حرف بعدی، مشدّد ادا شود».
- نکته (2): ادغام فقط در جایی که یک حرف دو بار تکرار شود به صورتی که بار اوّل ساکن و بار دوّم متحرّک باشد {مثل مَدْدَ --> مدَّ} صورت نمی گیرد؛ بلکه ادغام در جاهای دیگر نیز صورت می گیرد که إن شاء الله در علم تجوید، مفصّلاً خواهید خواند.
- نکته (3): دو حرف میم و نون مشدّد (مّ ، نّ) دارای «غنّه» می باشند (غنّه، صدایی است که از فضای بینی خارج می شود) و هنگام تلفّظ شان، صدا به اندازه دو حرکت در فضای بینی نگه داشته می شود(2).
مثال برای تمرین: لَيَقُولُنَّ - جَهَنَّمَ - إِكۡرَاهِهِنَّ - لَا يَسَّمَّعُونَ - إِنَّهُنَّ - لِنُخۡرِجَنَّكُمۡ
- شکل آن: «ــّـ»؛ برای نشان دادن حرف مشدّد، از این علامت استفاده می کنند.
- نکته (1): اسم این علامت «تشدید» است.
- نکته (2): این علامت را از شین (شـ) ابتدای کلمه «شَدَّ» گرفته اند {به این علّت که دلالت بر شدید و محکم ادا شدن حرف می کند} که برای اختصار نقطه ها و دنباله آن را حذف کرده و دندانه های آن را باقی گذاشته اند «
». - نکته (3): حرف دارای علامت تشدید را «مُشَدَّد» می نامند.
- نکته (4): این علامت همیشه بالای حرف قرار می گیرد و یکی از حرکات سه گانه ضمیمه آن می شود {مثل لِحُبِّ - يُضِلُّ - صَدَّهَا}.
- نکته (5): در کتابت امروزه عرب، اگر حرف مشدّد کسره بگیرد، کسره آن را زیر علامت تشدید قرار می دهند {مثل صلِّ} ولی در قرآن باید زیر حرف قرار بگیرد {مثل لِحُبِّ}(3).
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
صَدَّهَا - يَدُعُّ - نَضَّاخَتَانِ - لِيَذَّكَّرَ - فَعِدَّتُهُنَّ - ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا - نَضَّاخَتَانِ - تَتَّخِذُوهُ - يَصَّعَّدُ
مــدّ(1)
- معنایش: مدّ در لغت به معنای «اِمتداد و کشش» می باشد و در اصطلاح علم قرائت عبارت است از «اِمتداد و کشش صوت در حروف مدّی بیش از مقدار طبیعی».
- توضیح بیشتر معنای اصطلاحی: همانطور که قبلاً توضیح دادیم، حروف مدّی حروفی هستند که باعث دو برابر مدّ و کشش در صدای حرکات ماقبل خود می شوند {مثل نُوحِيهَا}. حال می گوییم هرگاه بعد از حروف مدّی، حرف ساکن، مشدّد و یا همزه قرار گیرد، این کشش صوت بیش تر از حالت طبیعی خواهد بود {مثل شَآءَ - سِيٓءَ - سُوٓءَ - ءَآلۡـَٰٔنَ - وَلَا ٱلضَّآلِّينَ}.(2)
- نکته (1): به «همزه»، «سکون» و «تشدید» که باعث مدّ و کشش بیشتر حروف مدّی می شوند، «سبب مدّ» می گویند.
- نکته (2): میزان مدّ (کشش) با توجه به اقسام مدّ متفاوت است ولی در هر صورت بین 2 تا 6 حرکت (حرکت یعنی زمان تلفّظ یک حرف متحرک) می باشد. إن شاء الله در کتب تجویدی، هم اقسام مدّ را خواهید خواند و هم اینکه هر کدام چه مقدار کشش نیاز دارند و برای بخش روخوانی قرآن کریم توضیح بیش از این لازم به نظر نمی رسد.
- شکلش: «
»؛ در مواردی که بعد از حروف مدّی حرف ساکن یا حرف مشدّد و یا حرف همزه قرار گیرد، این علامت را روی حرف مدّی قرار می دهند تا راهنمایی برای قاری باشد که صوت این حروف را بیشتر بکشد.
- نکته: این علامت از کلمه «مدّ» گرفته شده است که قسمت زیرین میم و طرف بالای دال را برای اختصار حذف نموده اند «
».
- نکته: این علامت از کلمه «مدّ» گرفته شده است که قسمت زیرین میم و طرف بالای دال را برای اختصار حذف نموده اند «
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
دُعَآءُ - بَيۡضَآءَ - يُضِيٓءُ - تَبُوٓءَ - سَوَآءَ - يَآ أَيُّهَا - حَآجَّ - دِمَآءَكُمۡ - رَبَّنَآ إِنَّنَا - فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ
تنوین
- شکلش: «ــًــٍــٌـ».
- نکته (1) {چیستی تنوین}: تنوین، نون ساکن زائدی است که در تلفّظ به آخر بعضی از اسم ها اضافه می شود و برای اینکه با نون اصلی کلمه اشتباه نشود، آن را در نگارش نمی نویسند ولی در عوض شکل حرکت حرف آخر را تکرار می کنند {مثل: عظِیمٍ(1)}.
- نکته (2) {اقسامش}: تنوین دارای سه قسم است: «1. تنوین فتحه (ــًـ) {مثل رَحْمَةً} 2. تنوین کسره (ــٍـ) {مثل رَحْمَةٍ} 3. تنوین ضمّه (ــٌـ) {مثل رَحْمَةٌ}».
- نکته (3): گاهی علامت های تنوین را به شکل «
» قرار می دهند و گاهی به شکل «
» و گاهی نیز به شکل «
». شکل اوّل شکل اصلی تنوین می باشد ولی اینکه در کجا به شکل دوّم و در کجا به شکل سوّم نوشته می شوند را در تجوید خواهید خواند ولی اجمالاً بیان می کنیم که شکل دوّم که علامت تنوین را به صورت نامساوی قرار داده اند، علامتی برای قاری می باشد برای اینکه متوجّه شود که نون زائده (تنوین) را باید با حالتی خاصّ بیان کند، و شکل سوّم که به جای تکرار حرکت، یک میم گذاشته شده است، علامتی برای قاری می باشد تا متوجه شود که نون زائده (تنوین) تبدیل به حرف میم می شود(2). - نکته (4) {الف بعد از تنوین فتحه}: زمانی که تنوین آخر کلمه از قسم تنوین فتحه باشد، به همراه الف آورده می شود {مثل کَثِیرًا} و این بدین جهت است که در صورت وقف، تنوین تبدیل به الف مدّی می شود و این الف در کتابت برای آن است که قاری بداند در صورت وقف باید به جای تنوین، الف را بخواند(3) {مثلاً در مثال «کَثِیرًا» در صورت وقف می گوییم «کَثِیرَا»}؛ البته این قاعده که در کتابت به همراه الف بیاید، در چند جا استثناء شده است که عبارتند از:
- کلماتی که به تاء گرد ختم شده باشند {مثل رَحمَة --> رَحمَةً}؛
- کلماتی که الف مدّی آنها به صورت یاء نوشته شده باشد {مثل هُدَی --> هُدًی}؛
- بعضی(4) از کلماتی که به همزه ختم شده اند {مثل مَآء --> مَآءً}.
نکته: در درس «وقف» بیشتر توضیح خواهیم داد ولی اینجا نیز اشاره ای می کنیم که کلماتی مثل «رَحمَةً» که آخرشان تاء گرد است، هنگام وقف «ـة» تبدیل به «ـهْ» (هاء ساکن) می شود و تنوین نیز از بین می رود ولی در کلمات دو دسته دیگر با اینکه الف نوشته نشده است ولی در هنگام وقف به جای تنوین ادا می شود {با اینکه نوشته نشده است}.
- تمرین: لطفاً کلمات زیر را به هر دو صورت تفکیکی (بخش بخش) و ترکیبی بیان کنید:
أَنۡهَارًا - رَسُولٌ - عَظِيمٍ - أَعۡنَابٍ - غَاشِيَةٌ - مَعۡرُوفَةٌ - زُجَاجَةٍ - مُتَجَاوِرَاتٌ - حُبًّا جَمًّا - مُسۡتَقَرًّا
درس هفتم: حروفی که نوشته شده ولی نباید خوانده شوند
در قرآن کریم گاهی به حروفی بر می خوریم که نوشته شده اند ولی نباید خوانده شوند که به آنها «حروف ناخوانا» می گویند {مثل واو در کلمه «خواهر» که نوشته شده ولی خوانده نمی شود}.
حروف ناخوانا در قرآن فقط از حروف «و – ا – ل – ی» می باشند که البته خود این حروف ناخوانا به دو دسته تقسیم می شوند: «1. حروفی که همیشه ناخوانا هستند 2. حروفی که بعضی وقت ها ناخوانا هستند». در ادامه به بررسی موارد هر یک از این دو دسته به صورت تفصیلی می پردازیم.
«حروفی که همیشه ناخوانا هستند»
1. پایه و کرسی همزه «ؤ أ ئ»
همزه در نگارش اوّلیه عرب شکل خاصّی نداشت بلکه به این صورت بود که در ابتدای کلمه به صورت «الف» ( ا ) و در وسط و آخر کلمه با توجه به حرکت خودش یا حرکت حرف ماقبلش، آن را به یکی از صورت های «ا – و – ی» می نوشتند {مثل «سال، باری، مومن» که خوانده می شوند «سَأَلَ، بَارِئُ، مُؤْمِنْ»}. بعدها که قرآن را برای صحیح قرائت کردن علامت گذاری کردند، برای همزه شکل «ء» را وضع نمودند(1) و آن را روی سه حرف مذکور قرار دادند یعنی به این صورت «أ – ؤ – ئ» تا قاری قرآن همزه بودن این سه حرف را تشخیص دهد. بنابراین طبق نگارش امروزی، سه حرف «ا – و – ی» ای که کرسی همزه هستند دیگر خوانده نمی شوند، مثل:
سَأَلَ - أُمِرۡتُ - قُرِئَ - تُؤۡتُونِ - أَبَتِ
نکته (1): گاهی نیز یاء غیر آخر (یـ) پایه و کرسی همزه واقع می شود که در این صورت نقطه های آن را نمی نویسند، مثل:
تُسۡـَٔلُونَ - شَانِئَكَ - أَنۢبِئۡهُمۡ - جِئۡتُكَ
نکته (2): در قرآن های با رسم الخطّ عثمان طه، همزه مکسور را زیر حرف نوشته اند، مثل إِنَّ.
نکته (3): اگر همزه بدون کرسی باشد، حروف «ا، و، ی» ماقبل یا مابعد آن خوانده می شود، مثل:
يَشَآءُ - شَيۡءٍ - بَآءُو - ءَانِيَةٍ
2. «واو» و «یاء» ای که به صورت الف مدّی خوانده می شوند
در قرآن کریم به مواردی بر می خوریم که الف مدّی آن ها به صورت «واو» یا «یاء» نوشته شده است مثل «صَلوة – موسی» که خوانده می شوند «صَلاة – موسا». در این موارد باید دقّت کنید که این واو و یاء را به صورت الف بخوانید. البته در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، بر روی این دو حرف در صورتی که در اصل الف مدّی باشند، الف کوچکی قرار داده اند (ـَ وٰ، ـَ ىٰ) تا قاری قرآن متوجّه تلفّظ صحیح آنها باشد، مثل صَلَوٰة.
موارد واو: در قرآن فقط هشت کلمه هستند که الف مدّی آنها به صورت واو نوشته شده است و آن هشت کلمه عبارتند از: «صَلَوٰة - زَكَوٰة - حَيَوٰة - رِبَوٰاْ - بِٱلۡغَدَوٰةِ - كَمِشۡكَوٰةٍ - ٱلنَّجَوٰةِ - مَنَوٰةَ».
نکته: از این هشت کلمه، چهار کلمه آن در جاهای مختلف قرآن آمده است ولی چهار کلمه دیگر فقط در آیات معیّنی هستند که عبارتند از: « بِٱلۡغَدَوٰةِ --> (انعام/52) (کهف/28)»، «كَمِشۡكَوٰةٍ --> (نور/35)»، « ٱلنَّجَوٰةِ --> (غافر/41)» و «مَنَوٰةَ --> (نجم/20)».
موارد یاء: موارد یاء در چند کلمه محدود نمی شود که بخواهیم آنها را بیان کنیم ولی برای شناخت «یاء» ای که به صورت الف مدّی باید خوانده شود، از آنجا که بالای آن یاء یک الف کوچک قرار داده شده (در رسم الخط عثمان طه)، در تشخیص آن دچار مشکل نمی شوید.
مثال: سَعَىٰ - مَشَىٰ - ٱلۡهُدَىٰ - أَهۡدَىٰ - صَلَّىٰ - كُبۡرَىٰ - مُوسَىٰ - مَتَىٰ - حَتَّىٰ
نکته: در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، وقتی الف مدّی به صورت یاء غیر آخر (یـ) نوشته می شود، نقطه آن را نمی نویسند، مثل: أُولَىٰهُمْ
نکته پایانی: درصورتی که واو و یاء متحرک باشند و یا قبل و بعد آنها الف مدّی بیاید، آن واو و یاء قطعاً الف مدّی نبوده و خوانده می شوند، مثل: صَلَوَٰتُ - سُقۡيَٰهَا.
3. الف جمع «ـوا»
در صورتی که فعلی به واو جمع ختم شود {مثل «فَعَلُوا» که صیغه جمع مذکر غایب است} و بعد از آن واو، ضمیری نیامده باشد، لازم است بعدش الفی آورده شود تا واو جمع با واو غیر جمع اشتباه نشود، مثل:
نَصَرُواْ - فَرِحُواْ - تَعۡثَوۡاْ - أَنفِقُواْ - لَا تَهۡتَدُواْ
نکته (1): به این الف، علاوه بر «الف جمع»، «الف فارقه» نیز می گویند چرا که این الف تمییز دهنده واو جمع از غیر جمع می باشد.
نکته (2): استثناءً در قرآن کریم به چند مورد بر می خوریم که بعد از واو جمع الفی نیامده، مثل سَعَوۡ (سَبَإ/5) - جَآءُو (یوسف/16).
نکته (3) {مهم}: در قرآن به کلماتی بر می خوریم که حرف واو آخر آنها واو جمع نمی باشد و یا حتی از حروف ناخوانا می باشد ولی با این حال باز هم بعد از آن ها الف ناخوانا آمده است، مثل:
أَشۡكُواْ - نَبۡلُوَاْ - أَتَوَكَّؤُاْ - شُرَكَٰؤُاْ - لِيَرۡبُوَاْ
نکته (4): در قرآن های با خط عثمان طه، برای راهنمایی قاری روی این الفِ جمع دایره کوچکی قرار داده اند (ـْ) تا دلالت بر عدم تلفّظ این الف کند که در مثالهای بیان شده، مشاهده نمودید.
4. واو مدّی (ــُـ و) در شش کلمه
در قرآن به شش کلمه بر می خوریم که با واو مدّی نوشته شده اند ولی واو مدّی آنها خوانده نمی شود. برای این کلمات قاعده ای بیان نکرده اند لذا لازم است که آن ها را حفظ کنید. در زیر نحوه نوشتن و خواندن این شش کلمه را بیان خواهیم کرد:
نوشته شــــده: أُوْلِى – أُوْلُواْ – أُوْلَٰتِ – أُوْلَآءِ – أُوْلَٰٓئِكَ(1) – سَأُوْرِيكُمۡ
خوانده می شود: اُلٖی – اُلُوا – اُلٰاتِ – اُلٰآءِ – اُلٰئكَ – سَاُرٖیکُمْ
نکته: در قرآن های با خط عثمان طه، برای راهنمایی قاری روی این واو های ناخوانا دایره کوچکی قرار داده اند (ــْـ) تا دلالت بر عدم تلفّظ این دو حرف کند {که در موارد ششگانه بالا مشاهده نمودید}.
نکته (2) {مهم}: در بعضی کلمات نیز «الف» و «یاء» ناخوانا بدون قاعده آمده است، مثل:
مِاْئَةِ – بِأَيۡيْدٍ – أَفَإِيْنۡ – جِاْيٓءَ – لِشَاْيۡءٍ – تَاْيۡـَٔسُواْ – يَاْيۡـَٔسُواْ – لَأَاْذۡبَحَنَّهُ(2)
البته این جا نیز در رسم الخط عثمان طه، بر روی حروف ناخوانا «ــْـ» را قرار داده اند. پس نگرانی از بابت تشخیص این حروف نداشته باشید.
«حروفی که بعضی وقت ها ناخوانا هستند»
1. همزه وصل در وسط کلام «...ا...»
تلفّظ کلماتی که ابتدای آنها ساکن باشد، مشکل و یا غیر ممکن است مثل «نْصُرْ ، هْبِطْ». برای سهولت و امکان پذیر شدن تلفّظ چنین کلماتی، از الف متحرّکی به نام «همزه وصل» کمک می گیرند به این صورت که آن را در ابتدای کلمه قرار می دهند تا مشکل ساکن بودن ابتدای آنها بر طرف شود مثل «اُنْصُرْ ، اِهْبِطْ».
همزه وصل: الف متحرّکی است که در ابتدای کلام خوانده می شود ولی در وسط کلام خوانده نمی شود.
توضیح بیشتر: منظور از «در ابتدای کلام» این است که شما {بعد از تجدید نفس یا ...} می خواهید شروع به قرائت کنید و اوّلین کلمه ای را که می خواهید بخوانید دارای همزه وصل است {مثل اُدْخُلُوا ...}؛ و منظور از «در وسط کلام» این است که کلمه دارای همزه وصل در ابتدای قرائت شما قرار نگرفته است {مثل یَا قَوْمِ ادْخُلُوا}.
در مقابل همزه وصل، همزه دیگری به نام «همزه قطع» می باشد که چه در ابتدای کلام {مثل اَرْسَلْنَا ...} و چه در وسط کلام خوانده می شود {مثل لَقَدْ اَرْسَلْنَا}.
نکته: در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، برای راهنمایی قاری، روی(1) الفی که همزه قطع است، همزه ( أ ) و روی الفی که همزه وصل است، صاد کوچک ( ٱ ) قرار داده اند {مثل أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ}.
نحوه خواندن همزه وصل در ابتدای کلمه ها
همزه وصل در ابتدای هر سه نوع کلمه یعنی «فعل»، «اسم» و «حرف» می آید:
- در حروف: همیشه «مفتوح» می باشد {مثل ٱلۡكِتَٰبُ --> اَلْکتاب}؛
نکته: تنها حرفی که دارای همزه وصل می باشد، «ال» تعریف است.
- در اسماء: همیشه «مکسور» می باشد {مثل ٱبۡنُ، ٱسۡمُ --> اِبْن، اِسْم}؛
- در افعال: در افعال کار کمی سخت تر می شود. برای اینکه بدانیم همزه دارای چه حرکتی است، باید به دوّمین حرف بعد از همزه نگاه کنیم؛ اگر مفتوح یا مکسور بود، همزه وصل با کسره خوانده می شود {مثل ٱفۡتَحۡ، ٱضۡرِبۡ --> اِفْتَحْ، اِضْرِبْ} و اگر ضمّه بود، همزه وصل با ضمّه خوانده می شود {مثل ٱنصُرۡ --> اُنْصُرْ}.
تمرین: لطفاً حرکت همزه وصل در عبارات زیر را بیابید و سپس هر عبارت را به صورت شمرده بخوانید:
ٱلرَّحۡمَٰنُ – ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ – ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ – ٱنفِرُواْ خِفَافًا – ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ – ٱنظُرۡ – ٱسۡتِبۡدَالَ
چند نکته:
1. در پنج فعل «ٱقۡضُواْ – ٱبۡنُواْ – ٱمۡشُواْ – ٱمۡضُواْ – ٱئۡتُواْ»، همزه وصل آنها {در صورت ابتدای کلام بودن} به کسره خوانده می شود؛ چون اصل این افعال «اِقْضِیُوا، اِبْنِیُوا، اِمْشِیُوا، اِمْضِیُوا، اِئْتِیُوا» بوده است(2).
2. همزه ساکن در کلمات «ٱئۡتُواْ – ٱئۡتُونِي – ٱئۡتِيَا – ٱئۡتِ – ٱئۡذَنۡ» در صورت وصل به ما قبل، به صورت همزه و در صورت ابتداء به کلمه، به صورت یاء مدّی خوانده می شوند(3) یعنی به این شکل «اِیتُوا، اِیتُونِی، اِیتِیَا، اِیتِ، اِیذَنۡ».
3. همزه ساکن در کلمه «ٱؤۡتُمِنَ» نیز در صورت وصل به ما قبل، به صورت همزه و در صورت ابتداء به کلمه، به صورت واو مدّی خوانده می شود(4) یعنی به شکل « اُوتُمِنَ ».
2. حروف مدّی نزد همزه وصل «(ـَ ا، ـِ ی، ـُ و) + ٱ»
اگر حروف مدّی که ذاتاً ساکن می باشند، به همزه وصل برسند (یعنی بعدشان همزه وصل بیاید)، میان حروف مدّی و حرف بعد از همزه وصل {که همیشه ساکن یا مشدّد است} التقاءِ ساکنین پیش می آید که برای رفع این التقاء ساکنین، حروف مدّی خوانده نمی شوند، مثلاً:
وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ --{خوانده می شود}--> وَ اِذَلْجِبَالُ
فِي ٱلۡمَدِينَةِ --{خوانده می شود}--> فِلْمَدِینَةِ
ذُو ٱلۡعَرۡشِ --{خوانده می شود}--> ذُلْعَرْشِ
نکته (1): در درس نهم، بحث التقاء ساکنین را به طور مفصّل بیان خواهیم کرد.
نکته (2): در قرآن های با رسم الخطّ عثمان طه {و همچنین مابقی رسم الخط های عربی} هیچ نشانه ای در نگارش نیست تا میان حروف مدّی خوانا و ناخوانا تمیز داده شود و قاری باید با قاعده ای که بیان شد آشنایی داشته باشد {و یا اینکه عرب زبان باشد} تا بفهمد که در این مواقع نباید حروف مدّی را بخواند.
تمرین: لطفاً عبارات زیر را با توجه به قاعده ای که بیان شد به صورت شمرده بخوانید:
جَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ – رَبَّنَا ٱكۡشِفۡ – ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ – أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ – إِلَى ٱلۡحَوۡلِ – تَكۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ
3. لامِ «ال» تعریف نزد حروف شمسی
«ال» تعریف دارای دو حرف «الف» و «لام» می باشد که الف آن همزه وصل است {پس در اوّل کلام خوانده می شود و در وسط کلام خوانده نمی شود} و لام آن نیز دو حالت دارد:
- نزد 14 حرف قمری (عجبا که خوف حقّ غمی(1)): اظهار(2) می شود؛
- نزد 14 حرف شمسی (مابقی حروف(3)): تبدیل به همان حروف شده و در آنها ادغام می گردد.
نکته (1): زمانی که ما بعد لام، حروف شمسی قرار بگیرد، برای راهنمایی قاری لام را بدون علامت سکون و در عوض حرف بعدی را مشدّد نوشته اند تا نشانه عدم تلفّظ لام و ادغام کامل آن در حرف بعدی باشد.
مثال: وَٱلشَّمۡسِ – عَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ – إِنَّ ٱلسَّاعَةَ – مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ – تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ – أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ.
نکته (2): دقّت کنید که حرف لام در کلمات زیر، لام تعریف نبوده و باید خوانده شوند(4):
وَٱلۡتَفَّتِ – يَوۡمَ ٱلۡتَقَى – فَٱلۡتَمِسُواْ – إِذِ ٱلۡتَقَيۡتُمۡ – فَٱلۡتَقَمَهُ – أَلۡسِنَتِكُمۡ
4. الف بعد از تنوین فتحه در حالت وصل
همانطور که در مبحث «تنوین» بیان کردیم، بعد از تنوین فتحه الفی قرار داده اند (البته به جز مواردی که ذکر شد) تا راهنمای قاری باشد برای اینکه در صورت وقف، تنوین فتحه تبدیل به الف می شود(1).
بنابراین این الف در حالت وصل به کلمه ما بعد خوانده نمی شود {مثل «أَرۡسَلۡنَا نُوحًا وَإِبۡرَٰهِيمَ»} ولی در هنگام وقف این الف به صورت الف مدّی خوانده می شود (یعنی «اَرْسَلْنا نُوحَا»).
5. الفی که در حالت وصل خوانده نمی شود
در قرآن کریم به هفت کلمه بر می خوریم که آخر آنها به الف مدّی ختم می شود. این کلمات در حالت وقف همانگونه که نوشته شده خوانده می شوند ولی در حالت وصل به مابعد، الف مدّی آن ها خوانده نمی شود. این هفت کلمه عبارتند از:
- (احزاب/10): «ٱلظُّنُونَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «الظَّنونَ»؛
- (احزاب/66): «ٱلرَّسُولَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «الرَّسُولَ»؛
- (احزاب/67): «ٱلسَّبِيلَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «السَّبِیلَ»؛
- (دهر/4): «سَلَٰسِلَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «سَلَاسِلَ»؛
- (دهر/15): «قَوَارِيرَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «قَوَارِیرَ»؛
- (کهف/38): «لَٰكِنَّا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «لَکِنَّ»؛
- (در آیات مختلف): «أَنَا۠» --{که در حالت وصل خوانده می شود}--> «اَنَ»؛
نکته: در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، بر روی الف این کلمات علامت «ــ۠ـ» را قرار داده اند که تقریباً همانند علامت «ــْـ» (که بالای حروف ناخوانا گذاشته شده) می باشد منتها با کمی تفاوت تا قاری قرآن متوجه شود که این الف همیشه ناخوانا نیست. برای بهتر متوجه شدن این تفاوت به عکس زیر دقّت کنید:

درس هشتم: حروفی که نوشته نشده اند ولی باید خوانده شوند
در قرآن کریم گاهاً به سه حرف «ا – و – ی» بر می خوریم که نوشته نشده اند ولی باید خوانده شوند؛ که در کل می توان موارد آن را به دو دسته تقسیم کرد: «1. مواردی که جزء اصل کلمه می باشند 2. مواردی که جزء اصل کلمه نمی باشند». در ادامه به بررسی این دو دسته می پردازیم.
«مواردی که جزء اصل کلمه می باشند»
«الف»، «واو» و «یاء» نوشته نشده در بعضی از کلمات
درباره اینکه چرا این حروف با اینکه جزء اصل کلمه می باشند، نوشته نمی شوند، توجیهاتی را ذکر کرده اند که ما یکی از آنها را بیان می کنیم و آن «جلوگیری از تکرار» می باشد. عرب زبان ها در نگارش اوّلیّه خود از تکرار سه حرف «ا – و – ی» جلوگیری می کردند و هر کجا که یکی از این سه حرف پشت سر هم تکرار می شد، به نوشتن یکی از آنها اکتفا می نمودند {مثلاً «یَسْتَوُونَ» که می نوشتند «یَسْتَوُنَ»}.
بعدها که قرآن را برای صحیح قرائت کردن علامت گذاری نمودند، به روش های مختلفی این موارد را به قاری تذکر می دادند و روش به کار برده شده در رسم الخط عثمان طه به این گونه است که در چنین مواردی، «ا – و – ی» کوچکی اضافه شده است؛ مثل:


«مواردی که جزء اصل کلمه نمی باشند»
«واو» و «یاء» به وجود آمده بر اثر اشباع هاء ضمیر
مقدمه
در ابتدا بهتر به نظر می رسد که «اشباع» و «هاء ضمیر» معنا شود و سپس به بیان اصل مطلب بپردازیم.
«اشباع» در اصطلاح قرائت به معنای «سیر کردن حرکت به شکلی که از فتحه، الف مدّی و از کسره، یاء مدّی و از ضمّه، واو مدّی تولید شود(1)» می باشد.
«هاء ضمیر» نیز عبارت است از «ـه – ه» ای که در آخر کلمه می آید و معنای «او – آن» می دهد {مثل لَهُ (برای او)، فیه (در آن)}.
اصل مطلب
قاعده آن به این صورت است که «هاءِ ضمیر در صورتی که حرف قبل و بعد آن متحرّک باشد، اشباع می گردد»؛ یعنی اگر حرکت هاء، کسره باشد (ـهِ، هِ)، تبدیل به یاء مدّی (هِی) و در صورتی که حرکت هاء ضمّه باشد (ـهُ، هُ)، تبدیل به واو مدّی (هُو) می شود؛ مثلاً:
«بِهِ»، «لَهُ» خوانده می شوند «بِهِی»، «لَهُو»
در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، برای راهنمایی قاری، حرف واو و یاء تولید شده از اشباع به صورت کوچک، بعد از هاءِ ضمیر آمده است؛ مثل:
إِذْ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسْلِمْ
تذکر: هاء ضمیر در سه مورد اشباع نمی شود که عبارتند از:
- قبل از هاء ضمیر، حرف ساکن باشد؛ مثل «مِنۡهُ – إِلَيۡهِ – يَعۡلَمۡهُ»؛
- قبل از هاء ضمیر، حروف مدّی باشد؛ مثل «أَخُوهُ – فِيهِ – أَنزَلۡنَٰهُ»؛
- بعد از هاء ضمیر، ساکن یا مشدّد باشد؛ مثل «لَهُ ٱلۡحَمۡدُ – بِهِ ٱلَّذِينَ».
چند نکته:
- هاء ضمیر در کلمات «أَرۡجِهۡ – فَأَلۡقِهۡ» ساکن می باشد.
- هاء ضمیر در کلمات «وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ – عَلَيۡهُ ٱللَّهَ» مضموم می باشد.
- هاء ضمیر در «يَرۡضَهُ لَكُمۡ» اشباع نمی شود.
- حرف هاء در «مَا نَفۡقَهُ كَثِيرٗا» ذاتی است (یعنی هاء ضمیر نمی باشد) و اشباع نمی شود.
- هاء ضمیر در «فِيهِۦ مُهَانًا» اشباع می شود {با اینکه قبل هاء ضمیر، یاء مدّی آمده است}.
- حرف هاء در آخر کلمه «هَٰذِهِۦ»، با وجود اینکه ذاتی است (یعنی هاء ضمیر نمی باشد)، اشباع می گردد.
درس نهم: رفع التقاء ساکنین
التقاءِ ساکنین عبارت است از: «کنار هم قرار گرفتن دو حرف ساکن در هنگام تلفظ»؛ مثل قُلْ الْحَمْدُ.
التقاء ساکنین در کلمات عربی، جایز نیست و هر کجا اتفاق بیافتد یعنی دو حرف ساکن در کنار هم قرار گیرند (به استثناء دو مورد)، برای رفع التقاء ساکنین، حرف اوّل را با کسره می خوانند؛ مثل قُلِ الْحَمْدُ.
تذکر: التقاء ساکنین در دو حالت جایز است و آن دو حالت عبارتند از:
1. در حالت وقف؛ یعنی هر کلمه ای که حرف ماقبل آخر آن ساکن باشد و حرف آخرش نیز به خاطر وقف ساکن شده باشد، مثل «خُبْزٌ» که در حالت وقف می شود «خُبْزْ».
2. هر دو حرف ساکن در یک کلمه باشند منتها به این شرط که حرف ساکن اوّل از حروف مدّی باشد و حرف ساکن دوّم مُدغَم (یعنی ادغام شده در حرف مابعد) باشد، مثل «ضَالِّینَ».
چند نکته:
- در کلمه «مِنْ»، برای رفع التقاء ساکنین، نون ساکن مفتوح می شود، مثل مِنَ ٱلۡقَوۡلِ.
- در کلمات «هُمْ – کُمْ – تُمْ»، برای رفع التقاء ساکنین، میم ساکن مضموم می شود، مثل لَكُمُ ٱلۡوَيۡلُ.
- واو ساکن ماقبل مفتوح نیز در التقاء ساکنین، ضمّه میگیرد، مثل «رَاَوا العَذَابَ که خوانده می شود رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ».
- در کلمۀ «بِئْسَ الْاسْمُ»، پس از حذف همزه وصلِ «اسم»(1)(2)، چون دو حرف ساکن «لْ» و «سْ» کنار یکدیگر واقع می شوند، برای رفع التقاءِ ساکنین، حرف لام را کسره می دهیم؛ یعنی می شود «بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ».
- در هنگام وصل حروف مقطعه «الم» (آیه اوّل سوره مبارکه آل عمران) به آیه دوّم سوره مبارکه آل عمران (الٓمٓ * ٱللَّهُ)، میم ساکن حرف «میم» مفتوح خوانده می شود(3)؛ یعنی به این صورت خوانده می شود: «الف – لام – میمَ اللهُ»
نکته: در کلیه موارد 1 الی 4، حرکت مربوطه در قرآن آورده شده است.
نحوه خواندن تنوین نزد همزه وصل
همانطور که قبلاً در تعریف تنوین گفته شد، تنوین نون ساکنی است که نوشته نشده ولی خوانده می شود؛ حال اگر بعد از کلمه تنوین دار، کلمه ای بیاید که اوّلین حرف آن ساکن یا مشدّد باشد(4)، در این صورت التقاء ساکنین پیش می آید که برای رفع آن باید نون تنوین را در تلفّظ با حرکت کسره خواند، مثل:
«لَهۡوًا ٱنفَضُّواْ» که خوانده می شود «لَهْوَنِ انْفَضُّوا»
نکته: در قرآن های با رسم الخط عثمان طه، برای راهنمایی قاری در این زمینه (مکسور خواندن نون تنوین) اقدامی صورت نگرفته است بنابراین این درس را خوب تمرین کنید.
تمرین: کلمات زیر را با توجه به قاعده رفع التقاء ساکنین بخوانید:
مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ – كَرَمَادٍ ٱشۡتَدَّتۡ – بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ – أَحَدٌ ٱللَّهُ – يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ – مِصۡبَاحٌ ٱلۡمِصۡبَاحُ
درس دهم: وقف
هر انسانی هنگام خواندن و یا صحبت کردن، ناچار است برای تازه کردن نفس، کلام خود را قطع و سپس به صحبت یا خواندن خود ادامه دهد. این «قطع صدا که برای تازه نمودن نَفَس به قصد ادامۀ قرائت صورت می گیرد» را «وقف» می گویند.
در رابطه با وقف دو مسأله مطرح است، یکی «انتخاب محلّ مناسب برای وقف نمودن» که در مباحث تجویدی مورد بررسی قرار می گیرد و دیگری «نحوه وقف نمودن بر آخر کلمات» که در این درس با آن آشنا می شویم.
نحوه وقف نمودن بر آخر کلمات
1. وقف بدون تغییر
در صورتی که حرف آخر کلمه ای که می خواهیم بر آن وقف کنیم حرف ساکن (ــْـ) و یا یکی از حروف مدّی (ـَ ا، ـِ ی، ـُ و) باشد، در هنگام وقف هیچ تغییری در آن صورت نمی گیرد و به همان شکل خوانده می شود؛ مثل قُمۡ فَأَنذِرۡ – وَلَا تُسۡرِفُواْ.
2. وقف اِسکان
اسکان یعنی «ساکن کردن»؛ اگر حرف آخر کلمه ای که می خواهیم بر آن وقف کنیم متحرّک (ـُـِـَ) و یا دارای تنوین کسره یا ضمّه (ـٍـٌ) باشد، در هنگام وقف ساکن می گردد؛ مثلاً:
هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ که در هنگام وقف خوانده می شود هُدًی للْمُتَّقِینْ
وَحُورٌ عِينٞ که در هنگام وقف خوانده می شود وَ حُورٌ عِینْ
چند نکته:
- اگر حرف آخر کلمه مشدّد باشد، در هنگام وقف، حرف آخر ساکن می شود ولی تشدید آن باقی می ماند و باید با شدّت تلفّظ شود؛ مثلاً «حَمۡلَهُنَّ که در هنگام وقف خوانده می شود حَمْلَهُنّْ».
- اگر حرف آخر کلمه واو مفتوح ما قبل مضموم (ـُ وَ) باشد، در هنگام وقف ساکن می شود و در نتیجه به صورت واو مدّی (واو ساکن ماقبل مضموم) خوانده می شود، مثلاً «هُوَ که در هنگام وقف خوانده می شود هُو».
- اگر حرف آخر کلمه یاء مفتوح ماقبل مکسور باشد، در هنگام وقف ساکن می شود و در نتیجه به صورت یاء مدّی (یاء ساکن ماقبل مکسور) خوانده می شود، مثلاً «هِيَ که در هنگام وقف خوانده می شود هِی».
- در هنگام وقف بر کلماتی که حرف آخر آنها واو مشدّد ماقبل مضموم {مثل عَدُوّٖ} یا یاء مشدّد ماقبل مکسور {مثل نَبِيّٖ} می باشد، دقت کنید که تشدید حرف آخر حتماً آورده شود و به صورت واو ساکن یا یاء ساکن خوانده نشود.
3. وقف ابدال
ابدال یعنی «تبدیل کردن»؛
- اگر حرف آخر کلمه ای که می خواهیم بر آن وقف کنیم تاء گرد (ـة،ة) باشد، در هنگام وقف تبدیل به هاء ساکن (ـهْ،هْ) می شود؛ مثلاً «فِى ٱلۡحَافِرَةِ که در هنگام وقف خوانده می شود فِی الْحَافِرَهْ».
- همچنین اگر حرف آخر کلمه ای که می خواهیم بر آن وقف کنیم دارای تنوین فتحه (ـً) باشد، در هنگام وقف تنوین حذف شده و تبدیل به الف مدّی می گردد؛ مثلاً «أَعۡنَٰبًا، عِشَآءٗ که در هنگام وقف خوانده می شوند اَعْنَابَا، عِشَاءَا».
4. وقف اِلحاق
الحاق یعنی «اضافه کردن حرفی در آخر کلمه برای حفظ حرکتِ حرفِ آخرِ کلمه و یا حفظ توازن در آخر آیات».
وقف اِلحاق در کتابت قرآن رعایت شده و شامل موارد زیر است:
الف) اِلحاق «هاء سکت» در هفت کلمه زیر:
ٱقۡتَدِهۡ – لَمۡ يَتَسَنَّهۡ – كِتَٰبِيَهۡ – حِسَابِيَهۡ – مَالِيَهۡ – سُلۡطَٰنِيَهۡ – مَاهِيَهۡ
نکته: هاء سکت هم در حالت وقف و هم در حالت وصل خوانده می شود.
ب) اِلحاق «الف» در کلمات زیر:
أَنَا۠ – لَٰكِنَّا۠ – ٱلظُّنُونَا۠ – ٱلرَّسُولَا۠ – ٱلسَّبِيلَا۠ – سَلَٰسِلَا۠ – قَوَارِيرَا۠
نکته (1): الف کلمات بالا تنها در هنگام وقف خوانده می شود و در حالت وصل خوانده نمی شود.
نکته (2): «قواریرا» هم در آخر آیه 15 سوره انسان آمده و هم در اول آیه 16 همین سوره. مراد از «قواریرا» ای که بیان کردیم، «قواریرا» اوّل (آخر آیه 15) می باشد و الف «قواریرا» دوّم (اوّل آیه 16) اضافه بوده و همیشه ناخوانا می باشد.
نکته (3): در قرآن های با رسم الخط عثمان طه برای تشخیص این الف های الحاق شده {که در هنگام وصل خوانده نمی شوند} یک دایره تو خالی بالای آن قرار داده است که همانطور که در عکس بالا مشاهده می کنید متفاوت با علامت سکون یا حروف ناخوانا می باشد {که قبلاً در درس هفتم نیز به این علامت اشاره ای کرده بودیم}.
وقف به حرکت، وصل به سکون
وقف صحیح دو رکن دارد:
- قطع صدا که برای تازه نمودن نَفَس و ادامه قرائت صورت می گیرد.
- ساکن کردن یا ...(1) حرف آخر کلمه ای که بر آن وقف صورت می گیرد.
- بنابراین اگر صوت برای تازه نمودن نفس قطع شود ولی حرف آخر کلمه ساکن یا ... نشود، «وقف به حرکت» خواهد بود که صحیح نمی باشد.
- همچنین اگر حرف آخر کلمه ساکن شود یا ... ولی قطع صوتی صورت نگیرد، «وصل به سکون» خواهد بود که این نیز صحیح نمی باشد.
رعایت این دو نکته در هنگام قرائت نماز دارای اهمیّت می باشد و مراجع تقلید در رساله هایشان به آن اشاره کرده اند(2).