جزوات یک طلبه

نوشته‌ها

تا کنون 22 نوشته منتشر شده است آخرین نوشته‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی

آشنایی با حمل «ذاتی اولی» و «شایع صناعی» در علم منطق


آشنایی با حمل «ذاتی اولی» و «شایع صناعی» در علم منطق

مقدمه

در نوشته «آشنایی با قضیه حملی»، با قضیه حملی و برخی از اقسام مهم آن آشنا شدیم و دانستیم که در هر قضیه حملی، حکم به وجود یا عدم وجود ارتباط میان دو چیز می‌شود. مثلاً در قضیه «احمد خوشبخت است»، حکم کرده‌ایم که ارتباط بین احمد و خوشبختی (یعنی خوشبخت بودن احمد) در عالم واقع تحقق دارد.

به عبارت دیگر، دانستیم که مفاد قضیه حملی، یکی بودن موضوع و محمول در عالم واقع است؛ یعنی در همان مثال «احمد خوشبخت است»، مفاد قضیه این است که در جهان خارج، یک فرد وجود دارد که او هم مصداق «احمد» و هم مصداق «خوشبخت» است.

حال قصد داریم در این نوشته به این «یکی بودن موضوع و محمول» که مفاد حمل در قضیه‌ حملی است، توجه بیشتری کنیم و با اقسام آن آشنا شویم.

الف) حمل اولی ذاتی

اگر مراد از «یکی بودن موضوع و محمول» در قضیه حملی، یکی بودن از حیث مفهوم باشد، حمل محمول بر موضوع در این قضیه را از نوع «حمل اولیِ ذاتی» می‌نامند. مثل قضیه «انسان حیوان متفکر است» که «انسان» و «حیوان متفکر» از حیث مفهومی یکی هستند. ==> بنابراین در حمل اولی ذاتی، حکم می‌شود به اینکه «مفهوم موضوع» و «مفهوم محمول» یکی هستند و اگر تفاوتی باشد، تفاوتی است اعتباری و نه حقیقی؛ مثل اینکه بگوییم تفاوت «انسان» و «حیوان متفکر» آن است که «انسان» بیانی اجمالی از حقیقت آن فرد خارج از ذهن است اما «حیوان متفکر» بیانی مفصل‌تر {از این جهت که ذاتیاتش را بهتر نمایش می‌دهد}.

نکته (1): دقت کنید که یکی بودن مفهوم موضوع و محمول، به معنای یکی بودن الفاظ آن‌ها نیست. «مفهوم» در واقع همان تصویر ذهنی است و ما می‌توانیم از یک تصویر ذهنیِ واحد، با الفاظ مختلفی حکایت کنیم؛ درست مانند الفاظ مترادف که ظاهر متفاوتی دارند اما معنا و مفهومشان یکی است.

نکته (2): برای تحقق حمل، موضوع و محمول باید با یکدیگر مغایرت داشته باشند؛ زیرا اتحاد فرع بر تغایر است و از طرف دیگر فایده ندارد حکم به یکی بودن یک چیز با خودش بکنیم {مگر در موارد خاصی که بخواهیم توهمِ مخاطب را برطرف کنیم و تأکید کنیم که یک شیء نمی‌تواند غیر از خودش باشد}. ==> با این حال دقت کنید که این مغایرت اگر اعتباری هم باشد کفایت می‌کند. یعنی ممکن است دو چیز مثل «انسان» و «حیوان متفکر» حقیقتاً تفاوتی نه از حیث مفهوم و نه از حیث مصداق نداشته باشند، اما از آنجا که «حیوان متفکر» ذاتیات مصداق خود را بهتر از «انسان» نمایان می‌کند، یک نوع تغایر اعتباری برای آن دو قائل شویم.

نکته (3): وقتی دو چیز از حیث مفهوم یکی باشند، از حیث مصداق نیز قطعاً یکی خواهند بود؛ بنابراین در حمل اولی ذاتی، موضوع و محمول هم اتحاد مفهومی و هم اتحاد مصداقی خواهند داشت {البته در صورتی که قضیه موجبه باشد و الا در صورت سالبه بودن حکم به عدم وجود این اتحاد می‌شود}.

نکته (4): یکی از موارد شایع استفاده از این نوع حمل، هنگام تعریف است. مثلاً زمانی که بخواهیم «انسان» را تعریف کنیم، می‌گوییم «انسان، حیوان متفکر است». در این تعریف که در واقع یک قضیه حملی است، «حیوان متفکر» را بر «انسان» حمل کرده‌ایم و از آنجا که اتحاد مفهومی دارند، حمل از نوع اولی ذاتی است.

نکته (5): علت «اولی ذاتی» نامیدن آن این است که اولاً صدق یا کذب چنین حملی بدیهی اولی[A] است و ثانیاً فقط در حمل ذاتیات یک شیء (جنس و فصل) بر آن شیء کاربرد دارد[B].

ب) حمل شایع صناعی

اگر مراد از «یکی بودن موضوع و محمول» در قضیه حملی، یکی بودن از حیث مصداق باشد، حمل محمول بر موضوع در این قضیه را از نوع «حمل شایعِ صناعی» می‌نامند. مثل قضیه «انسان فطرتاً حقیقت‌جو است» که «انسان» و «فطرتاً حقیقت‌جو» از لحاظ مفهومی کاملاً متفاوتند اما مصداق آنها یکی است. ==> بنابراین در حمل شایع صناعی، موضوع و محمول حقیقتاً {نه اعتباراً} مغایرت دارند زیرا دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند اما هر دو در عالم خارج از ذهن اتحاد وجودی و مصداقی دارند.

نکته (1): در حمل شایع صناعی، ممکن است قضیه از نوع طبیعیه باشد {یعنی قضیه‌ای که صرفاً «مفهوم موضوع» مدنظر است} مثل قضیه «انسان کلی است» و یا غیر آن {یعنی قضیه‌ای که صرفاً «مصادیق موضوع» مدنظر است} مثل قضیه «انسان راه‌رونده است». ==> به عبارت دیگر، اینکه گفته شد در حمل شایع صناعی بین موضوع و محمول اتحاد مصداقی وجود دارد، به این معنا نیست که کاری به «مفهوم موضوع» نداریم؛ بلکه ممکن است در یک قضیه «مفهوم موضوع» از مصادیق محمول باشد {کما اینکه در قضایای طبیعیه چنین است، مثل قضیه «انسان کلی است»} و در یک قضیه دیگر «مصادیق موضوع» از مصادیق محمول باشد {مثل قضیه «انسان راه‌رونده است»}. در هر دو مورد، حمل از نوع شایع صناعی است.(1)

نکته (2): علت «شایع صناعی» نامیدن آن این است که در علوم و صناعات و همچنین گفتگوهای مردم، این‌گونه حمل شایع و متداول است.

ج)  اهمیت آشنایی با این دو نوع حمل

اکنون که با تعریف و تفاوت این دو نوع حمل آشنا شدیم، ممکن است بپرسید دانستن این ظرافت‌ها چه ثمره‌ای دارد؟ همانطور که بیان شد، در علم منطق برای حمل انواع مختلفی بیان می‌شود اما برای ما آشنا شدن با حمل «اولی ذاتی» و «شایع صناعی» و همچنین دانستن تفاوت آن‌ها اهمیت بیشتری دارد. علت آن این است که برخی قضایا ممکن است به حمل اولی صادق اما به حمل شایع کاذب باشند؛ و یا بالعکس، به حمل شایع صادق اما به حمل اولی کاذب باشند.

به عنوان مثال قضیه «جزئی، جزئی است» را در نظر بگیرید. این قضیه به حمل اولی (مفهوم جزئی همان مفهوم جزئی است) کاملاً صادق است؛ اما به حمل شایع (مفهوم جزئی یکی از مصادیق جزئی است) کاذب است زیرا می‌دانیم که مفهوم جزئی مصادیق متعددی مثل «این میز»، «آن صندلی»، «حسن»، «حسین» و... دارد، پس نمی‌تواند از مصادیق جزئی باشد. ==> بنابراین این قضیه به حمل اولی صادق اما به حمل شایع کاذب است.

و یا به عنوان مثال قضیه «انسان، ممکن الوجود است» را در نظر بگیرید. این قضیه به حمل اولی (مفهوم انسان همان مفهوم ممکن الوجود است) کاذب است؛ اما به حمل شایع (انسان مصداق ممکن الوجود است) کاملاً صادق است. ==> بنابراین این قضیه به حمل اولی کاذب اما به حمل شایع صادق است.

اهمیت آشنایی با این دو نوع حمل، نسبت به برخی قضایای متناقض‌نما شدت بیشتری پیدا می‌کند. به عنوان مثال، قضیه «جزئی، کلی است» را در نظر بگیرید. در نگاه اول این قضیه عجیب به نظر می‌رسد، زیرا می‌گوید جزئی در عین جزئی بودن کلی است. اما اگر با حمل اولی و شایع آشنا باشید، به خوبی درک می‌کنید که این قضیه در صورتی که حملش اولی باشد کاذب خواهد بود اما اگر شایع صناعی باشد کاملاً صادق است، زیرا مفهوم جزئی دارای مصادیق متعددی است و به همین جهت از مصادیق کلی محسوب می‌شود.

جمع‌بندی

در این نوشته با دو نوع حمل مهم، یعنی «اولی ذاتی» و «شایع صناعی» آشنا شدیم که مفاد اولی اتحاد مفهومی و مفاد دومی اتحاد مصداقی است.

همچنین دانستیم توجه به نوع حمل در قضایا، برای قضاوت در صادق یا کاذب بودن آنها ضرورت دارد؛ زیرا یک قضیه ممکن است به حمل اولی صادق اما به حمل شایع کاذب باشد. کما اینکه ممکن است قضیه‌ای دیگر به حمل اولی کاذب اما به حمل شایع صادق باشد.

نظرات شما
ثبت نظر
  • captcha
حسین ۱۴۰۴/۹/۱ در ۲۳:۲۶

احسنتم ان شاء الله عاقب بخیر باشید بسیار عالی متن دقیق و علمی

پاسخ:از اظهار لطف و دعای خیر شما خیلی ممنونم ♥️

ناشناس ۱۴۰۴/۲/۷ در ۱۵:۴۰

سلام به طور اتفاقی محتوای شما را خواندم. نتوانستم از کنارش راحت بگذرم و ذخیره اش کردم. واقعا خدا قوت بابت تسلط و هنر روان نویسی تون. این هر دو نعمت بزرگی است که ان شاءالله برای شما افزون شود هر روز و هر روز. بسیاااار ممنونم از توضیحات و بیان خوبتون. بدون هر گونه اغلاق فلسفی

پاسخ:سلام و عرض ادب از اظهار لطف شما خیلی ممنونم ♥️ خوشحالم که براتون قابل استفاده بود 🤝

محمد مهدی ۱۴۰۳/۱۲/۵ در ۱۱:۰۲

«این قضیه در صورتی که حملش اولی باشد کاذب خواهد بود اما اگر شایع صناعی باشد کاملاً صادق است، زیرا مفهوم جزئی دارای مصادیق متعددی است و به همین جهت از مصادیق کلی محسوب می‌شود.» این قسمت اشتباه است وقتی بر مفهوم جزئی حمل شود حمل اولی است نه حمل شایع

پاسخ:سلام و عرض ادب از اینکه نقد خودتون رو برام ارسال کردید خیلی ممنونم. البته نقد شما وارد نیست و این بخش کاملاً درسته 😁: حمل اولی و شایع تو منطق یک مشترک لفظی هست. گاهی وصف قضیه قرار میگیره و یک معنایی داره و گاهی وصف موضوع قضیه قرار میگیره و معنای دیگه‌ای داره. ==> تو این نوشته من اصطلاحی که وصف قضیه قرار میگیره رو توضیح دادم و به اون یکی اشاره نکردم تا مخاطبی که احتمالاً اولین بار هست نوشته‌ای با این موضوع میخونه، خیلی گیج نشه. حمل اولی وقتی وصف قضیه قرار بگیره، یعنی «مفهوم موضوع همون مفهوم محمول هست» اما وقتی وصف موضوع قضیه قرار بگیره، یعنی «تو این قضیه، مفهوم موضوع لحاظ شده و محمول هم بر همین مفهوم بار شده». حمل شایع هم وقتی وصف قضیه قرار بگیره، یعنی «موضوع یکی از مصادیق محمول هست {چه موضوع مفهومش لحاظ شده باشه چه مصادیقش}» اما وقتی وصف موضوع قضیه قرار بگیره، یعنی «تو این قضیه، مصادیق موضوع لحاظ شدن و محمول هم بر همین مصادیق بار شده {نه مفهوم}». معمولاً تو نوشته‌های دقیق و فنی اینطور قضیه رو بیان می‌کنن: «جزئی به حمل اولی، کلی است به حمل شایع». بنابرین شما بین این دو تا اصطلاح خلط کردید و گمان کردید من دارم حمل اولی و شایع‌ای که وصف موضوع قرار میگیرن رو توضیح میدم؛ به همین دلیل گفتم نقد شما وارد نیست. با این حال باز هم از توجه شما خیلی ممنونم 💐

عباس ۱۴۰۳/۱۰/۲۸ در ۱۵:۳۲

سلام بسیار بسیار بسیار(بدون اغراق) مفید و قل و دل و این گونه نوشتن دلالت بر تسلط همه جانبه نویسنده دارد حتی یک کلمه اضافه که صرف پر کردن صفحه باشد به نظر من پیدا نمیشه یک مشکل مفهومی که ذهنم را آزار میدهد با خواندن این متن حل شد یا علی(ع)

پاسخ:سلام علیکم از تعریف شما خیلی ممنونم. خوشحالم که مفید واقع شده.

فهرست عناوین

نوشته‌ها

تا کنون 22 نوشته منتشر شده است آخرین نوشته‌ها جستجو بازگشت به صفحه اصلی

انتخاب موضوع

آشنایی و ارتباط

درباره وبسایت «جزوات یک طلبه» اندکی درباره من راه‌های ارتباطی
عضویت در کانال ایتا کانال آیات و احادیث موضوعی در ایتا
ورود